163
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد نهم

۲۵۶۳.البداية و النهاية:سال ۶۷ [هجرى] شد. در اين سال ، عبيد اللّه بن زياد به دست ابراهيم بن مالكِ اشترِ نخعى كشته شد. ماجرا چنين بود كه ابراهيم بن مالك، در روز شنبه ماه ذى حجّه، هشت روز به پايان سال مانده، به قصد ابن زياد از كوفه به موصل رفت . آن دو در جايى به نام خازِر در پنج فرسخى موصل، به هم رسيدند.
ابراهيم، آن شب را نتوانست بخوابد و تا صبح ، بيدار بود. سحرگاهان بود كه برخاست و سپاهش را آماده باش و نظام داد و نماز صبح را در اوّل وقت با يارانش خواند . سپس سوار شد و به سوى سپاه ابن زياد به حركت در آمد . او لشكرش را آرام آرام به راه انداخت ، در حالى كه خود در ميان پياده نظام ، در حركت بود، تا اين كه از فراز تپّه اى بر سپاه ابن زياد ، مُشْرف شد ؛ ولى هنوز از سپاه عبيد اللّه ، كسى نجنبيده بود . وقتى آنها سپاه ابراهيم را ديدند ، وحشت زده به سوى اسب ها و اسلحه هايشان هجوم آوردند.
پسر اَشتر، بر اسبش سوار شد و در برابر پرچم هاى قبايل مى ايستاد و آنان را به جنگ با ابن زياد ، تشويق مى كرد و مى گفت: «اين ، قاتل پسر دختر پيامبر خداست كه خدا او را پيش پاى شما آورده و امروز ، او را در تيررس شما قرار داده است . پس بر شماست كه كار او را بسازيد. او با پسر دخترِ پيامبر خدا ، آن كرد كه فرعون با بنى اسرائيل نكرد .
اين ، پسر زياد ، قاتل حسين است كه ميان او و فرات ، مانع شد و نگذاشت كه او و فرزندان و زنانش از آن بنوشند، و نگذاشت كه او به شهر خودش باز گردد و يا نزد يزيد بن معاويه برود، تا اين كه او را كشت .
واى بر شما! دل هايتان را به [كشتنِ] او تسكين دهيد و نيزه ها و شمشيرهايتان را از خونش سيراب سازيد. اين ، همان كسى است كه در باره خانواده پيامبرتان ، آن كارها را كرد. خدا او را برايتان آورده است!» . ابراهيم ، اين كلمات و امثال اين را بسيار گفت و آن گاه زير پرچم خود ، فرود آمد .
ابن زياد در ميان انبوه سپاه خود ، با سواره ها و پياده ها پيش آمد و حُصَين بن نُمَير را فرمانده جناح راست و عُمَير بن حُباب سُلَمى را فرمانده جناح چپ سپاهش كرده بود و با پسر اَشتر ، رويارو شد . عُمَير بن حُباب سُلَمى به پسر مالك ، قول داده بود كه با اوست و فردا با مردم ، از لشكر ابن زياد ، فرار خواهند كرد. فرمانده سواران سپاه ابن زياد ، شُرَحبيل بن كِلاع بود و ابن زياد ، خود در ميان پياده نظام ، حركت مى كرد .
دو سپاه ، در برابر هم ايستادند . حُصَين بن نُمَير با جناح راست به جناح چپ سپاه ابراهيم حمله كرد و آن را شكست داد و فرمانده آن، على بن مالك جُشَمى را كشت . پرچم او را پسرش محمّد بن على گرفت ؛ ولى او هم كشته شد و جناح چپ سپاه عراق ، به كلّى متلاشى شد .
[پسرِ] اَشتر در ميان سپاه ، فرياد زد كه : «اى پاسبانان خدا! به سوى من بياييد . من ، پسرِ اَشترم» و رويَش را باز كرد تا او را بشناسند . در نتيجه ، آنان (سپاهش) به سوى او روان شدند و بر گِردش آمدند . آن گاه جناح راست سپاه كوفه ، حمله را آغاز كرد ... . او آنان را مى كشت، همانند كشتن قوچ، و خودش و دليران همراهش، آنها را تعقيب مى كردند. عبيد اللّه بن زياد در جايش ايستاده بود كه پسرِ اَشتر به او رسيد و در حالى كه عبيد اللّه را نمى شناخت ، او را به قتل رساند... .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد نهم
162

۲۵۶۳.البداية والنهاية :ثُمَّ دَخَلَت سَنَةُ سَبعٍ وسِتّينَ ، فَفيها كانَ مَقتلُ عُبَيدِ اللّهِ بنِ زِيادٍ عَلى يَدَي إبراهيمَ بنِ الأَشتَرِ النَّخَعِيِّ ، وذلِكَ أنَّ إبراهيمَ بنَ الأَشتَرِ خَرَجَ مِنَ الكوفَةِ يَومَ السَّبتِ لِثَمانٍ بَقينَ مِن ذِي الحِجَّةِ فِي السَّنَةِ الماضِيَةِ ، ثُمَّ استَهَلَّت هذِهِ السَّنَةُ وهُوَ سائِرٌ لِقَصدِ ابنِ زِيادٍ في أرضِ المَوصِلِ ، فَكانَ اجتِماعُهُما بِمَكانٍ يُقالُ لَهُ الخازِرُ ، بَينَهُ وبَينَ المَوصِلِ خَمسَةٌ فَراسِخَ ، فَباتَ ابنُ الأَشتَرِ تِلكَ اللَّيلَةَ ساهِرا لا يَستَطيعُ النَّومَ ، فَلَمّا كانَ قَريبُ الصُّبحِ نَهَضَ ، فَعَبّى جَيشَهُ ، وكَتَّبَ كَتائِبَهُ ، وصَلّى بِأَصحابِهِ الفَجرَ في أوَّلِ وَقتٍ ، ثُمَّ رَكِبَ ، فَناهَضَ جَيشَ ابنَ زِيادٍ ، وزَحَفَ بِجَيشِهِ رُوَيدا وهُوَ ماشٍ فِي الرَّجّالَةِ ، حَتّى أشرَفَ مِن فَوقِ تَلٍّ عَلى جَيشِ ابنِ زِيادٍ ، فَإِذا هُم لَم يَتَحَرَّك مِنهُم أحَدٌ ، فَلَمّا رَأَوهُم نَهَضوا إلى خَيلِهِم وسِلاحِهِم مدَهوشينَ .
فَرَكِبَ ابنُ الأَشتَرِ فَرَسَهُ ، وجَعَلَ يَقِفُ عَلى راياتِ القَبائِلِ ، فَيُحَرِّضُهُم عَلى قِتالِ ابنِ زِيادٍ ، ويَقولُ : هذا قاتِلُ ابنِ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، قَد جاءَكُمُ اللّهُ بِهِ ، وأمكَنَكُمُ اللّهُ مِنهُ اليَومَ ، فَعَلَيكُم بِهِ ، فَإِنَّهُ قَد فَعَلَ فِي ابنِ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما لَم يَفعَلهُ فِرعَونُ في بَني إسرائيلَ ، هذَا ابنُ زِيادٍ قاتِلُ الحُسَينِ عليه السلام ، الَّذي حالَ بَينَهُ وبَينَ ماءِ الفُراتِ أن يَشرَبَ مِنهُ هُوَ وأولادُهُ ونِساؤُهُ ، ومَنَعَهُ أن يَنصَرِفَ إلى بَلَدِهِ ، أو يَأتِيَ يَزيدَ بنَ مُعاوِيَةَ حَتّى قَتَلَهُ .
وَيحَكُم ! اشفوا صُدورَكُم مِنهُ ، وَاروُوا رِماحَكُم وسُيوفَكُم مِن دَمِهِ ، هذَا الَّذي فَعَلَ في آلِ نَبِيِّكُم ما فَعَلَ ، قَد جاءَكُمُ اللّهُ بِهِ . ثُمَّ أكثَرَ مِن هذَا القَولِ وأمثالِهِ ، ثُمَّ نَزَلَ تَحتَ رايَتِهِ .
وأقبَلَ ابنُ زِيادٍ في خَيلِهِ ورِجلِهِ في جَيشٍ كَثيفٍ ، قَد جَعَلَ عَلى مَيمَنَتِهِ حُصَينَ بنَ نُمَيرٍ ، وعَلَى المَيسَرَةِ عُمَيرَ بنَ الحُبابِ السُّلَمِيَّ ـ وكانَ قَدِ اجتَمَعَ بِابنِ الأَشتَرِ ووَعَدَهُ أنَّهُ مَعَهُ ، وأَنَّهُ سَيَنهَزِمُ بِالنّاسِ غَدا ـ وعَلى خَيلِ ابنِ زِيادٍ شُرَحبيلُ بنُ الكِلاعِ ، وَابنُ زِيادٍ فِي الرَّجّالَةِ يَمشي مَعَهُم . فَما كانَ إلّا أن تَواقَفَا الفَريقانِ حَتّى حَمَلَ حُصَينُ بنُ نُمَيرٍ بِالمَيمَنَةِ عَلى مَيسَرَةِ أهلِ العِراقِ فَهَزَمَها ، وقَتَلَ أميرَها عَلِيَّ بنَ مالِكٍ الجُشَمِيَّ ، فَأَخَذَ رايَتَهُ مِن بَعدِهِ وَلَدُهُ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ فَقُتِلَ أيضا ، وَاستَمَرَّتِ المَيسَرَةُ ذاهِبَةً .
فَجَعَلَ الأَشتَرُ يُناديهِم : إلَيَّ يا شُرطَةَ اللّهِ ، أنَا ابنُ الأَشتَرِ ، وقَد كَشَفَ عَن رَأسِهِ لِيَعرِفوهُ ، فَالتاثوا بِهِ ، وَانعَطَفوا عَلَيهِ ، وَاجتَمَعوا إلَيهِ ، ثُمَّ حَمَلَت مَيمَنَةُ أهلِ الكوفَةِ ... فَجَعَلَ يَقتُلُهُم كَما يُقتَلُ الحُملانِ ۱ ، وَاتَّبَعَهُم بِنَفسِهِ ومَن مَعَهُ مِنَ الشُّجعانِ ، وثَبَتَ عُبَيدُ اللّهِ بنُ زِيادٍ في مَوقِفِهِ حَتَّى اجتازَ بِهِ ابنُ الأَشتَرِ ، فَقَتَلَهُ وهُوَ لا يَعرِفُهُ ... . ۲

1.الحَمَلُ : الخروف ، أو هو الجَذَعُ من أولاد الضأن ، والجمع حُملان (تاج العروس : ج ۱۴ ص ۱۷۳ «حمل») .

2.البداية والنهاية : ج ۸ ص ۲۸۱ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6865
صفحه از 457
پرینت  ارسال به