419
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم

۳۲۳۹.آن گاه ، دست چپت را پايين بياور و با دست راستت ، به قبر اشاره كن و بگو :
سلام بر تو ، اى وارث پيامبران ! سلام بر تو ، اى وصىّ وصيّان ! سلام بر تو و بر خاندانت و بر نسل تو كه خداوند به آنان ، حجّت هاى رسا و نور و راه راست را عطاى ويژه داد .
پدر و مادرم فدايت ! چه قدر مصيبت تو نزد خداوند ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو نزد پيامبر خدا ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو نزد پيامبران خدا ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو بويژه نزد پيروانت ، بزرگ و سنگين است !
پدر و مادرم فدايت باد ، اى فرزند پيامبر خدا ! گواهى مى دهم كه تو ، نورى در تاريكى ها بودى و گواهى مى دهم كه تو ، حجّت و امين خدا و خزانه دار دانش او و وصىّ پيامبرش بودى . گواهى مى دهم كه تو ، [ پيام خدا را ] رساندى و خيرخواهى نمودى و بر آزار ديدن در راهش ، شكيب ورزيدى .
و گواهى مى دهم كه تو ، كُشته شدى و محروم گشتى و حقّت غصب گرديد و مظلوم واقع شدى . گواهى مى دهم كه تو را انكار كردند و در حقّت ، ستم كردند و براى خودِ خدا شكيبايى كردى ، و تكذيب شدى و از حقّت رانده شدى . به تو بدى شد و تو ، تحمّل كردى .
و گواهى مى دهم كه تو ، امام ره يافته راه نمايى . ره نمودى و به حق ، قيام كردى و به آن ، عمل نمودى . گواهى مى دهم كه اطاعت از تو ، واجب است و سخنت ، راست و دعوتت ، حق است . به سوى حق خواندى و با حكمت و اندرز نيكو ، به راه خدايت ، فرا خواندى ؛ امّا پاسخت را ندادند . به اطاعت از خدا ، فرمان دادى ؛ امّا اطاعتت نكردند . گواهى مى دهم كه تو ، از ستون هاى دين و عمود آن هستى ، و پايه زمين و ستون آن هستى .
گواهى مى دهم كه تو و امامان از خاندانت ، گُل واژه پرهيزگارى ، درِ هدايت ، رشته محكم و حجّت بر اهل دنيا هستيد . خدا و فرشتگانش را گواه مى گيرم و نيز پيامبران و فرستادگانش و شما را گواه مى گيرم كه من ، به شما ايمان دارم و پيرو شما هستم ، با تمام وجود و همه اعتقادم و تا فرجام كارهايم و بازگشتم به سوى پروردگارم .
و گواهى مى دهم كه تو ، از جانب خدا و پيامبرش ، صادقانه ادا كردى و امانتدارانه سخن گفتى و تلاشگرانه ، براى خدا و پيامبرش ، خيرخواهى كردى و با يقين ، درگذشتى . گم راهى را بر هدايت ، مقدّم نداشتى و از حق به باطل نگراييدى . خداوند ، از جانب پيروانت به تو جزاى خير دهد و چنان درودى بر تو فرستد كه كسى جز او ، آن را شماره نتواند كرد . بر تو سلام و رحمت و بركات خدا باد !
خدايا ! بر او درود مى فرستم ، همان گونه كه تو ، فرشتگان ، پيامبران ، فرستادگانت و نيز امير مؤمنان و امامان ، همگى بر او درود فرستادند ؛ درودى فراوان ، پى در پى و پشت سرِ هم و يكى پس از ديگرى ، در اين جا كه حاضريم و هر گاه كه غايبيم و بر هر حال ؛ درودى بى گُسست و بى پايان !
خدايا ! از جانب من ، درودى فراوان ، همراه سلام به روح و پيكر او برسان ، در اين ساعت و در هر زمان ديگر . به خداى يگانه ، ايمان آورديم و از پيامبر ، پيروى كرديم . ما را همراه گواهان بنويس .
سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! نزد تو ـ كه پدر و مادرم فدايت ـ ، براى زيارت ، ميهمان شده ام . به تو و پروردگار تو و خودم ، روى آورده ام تا حاجت هايم را بر آورد و درخواستم را عطا كند . پس نزد او ، شفيع من باش و شفاعتم كن كه براى گريز از گناهانم ، نزد تو آمده ام ، بيزار از زشتكارى هايم و با ايستادنم در اين جا ، اميدوار به رهايى از مجازات پروردگارم و طمعكار به نجات يافتنم از هلاكت به دستِ پروردگارم .
مولاى من ! به ميهمانى ات آمده ام ، هنگامى كه دنيادوستان ، از زيارتت روى گردانده اند . به سوى تو بار بسته ام و اشك و ناله ام براى تو ، و اندوهم بر تو ، و گريه و آهم به خاطر تو ، و درود و سلامم بر توست . در صحنِ تو ، بار انداخته ام و از بيم گناهان بزرگم ، به تو و مزارت ، پناه آورده ام و به زيارتت آمده ام . [ از خدا ]پايدارى در هجرت به سوى تو را مى طلبم و يقين دارم كه خداوند ـ كه ثنايش بِشكوه باد ـ به وسيله شما ، اندوه را مى زُدايد و سختى را مى گشايد و به وسيله شما ، ما را از گزند پيشامدهاى روزگار ، دور مى دارد و با شما ، آغاز مى كند و با شما به پايان مى بَرَد ، با شما باران را فرو مى فرستد و با شما رحمت را فرود مى آورد و زمين را از فرو بردن ساكنانش ، نگاه مى دارد و كوه هايش را بر جاى خود ، استوار مى دارد .
سَرور من ! براى بر آورده شدن حاجت هايم و آمرزشِ گناهانم ، با تو به سوى پروردگارم روى آورده ام . ميان زائرانت ، مرا ناكام مگذار كه اگر شفاعتم نكنى ، از آن (ناكامى) مى ترسم و از اين كه زائرانت ـ اى مولاى من ـ ، با عطايا و بخشش و خير و پاداش و آمرزش و خشنودى ، باز گردند و من ، دست رد به سينه ام خورده ، با عملى نپذيرفته ، و به خاطر گذشته هايم ، محرومْ باز گردم .
اگر اين ، حال من است ، واى بر من كه چه قدر بدبختم و بى بهره از تلاشم ؛ ولى به خدايم ، پيامبرم و به تو ـ اى مولاى من ـ و امامان و سَرورانم از نسل تو ، خوش گمانم كه محروم نمى شوم . پس نزد خدايم ، مرا شفاعت كن تا بهترين عطايى را كه به زائران و ميهمانان تو مى دهد ، به من بدهد و به من ببخشد و گرامى ام بدارد و بهترين دستاوردى را كه به زائران و ميهمانان تو منّت مى نهد ، ارمغان من گردانَد .
سپس ، دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو :
خدايا ! جايم را مى بينى و سخنم را مى شنوى و جايگاهم و گريه و زارى ام را مى بينى و پناه آوردنم به قبر وليّت و حجّتت و فرزند پيامبرت را مى بينى و ـ اى سَرور من ـ ، حاجت هاى مرا مى دانى و حالم از تو ، پوشيده نيست .
اى خدا ! با فرزند پيامبرت ، حجّتت و امينت ، به تو روى كرده ام و با او ، براى نزديكى جستن به تو و پيامبرت آمده ام . مرا با او در دنيا و آخرت ، نزد خودت ، آبرومند و از مقرّبان ، قرار ده و با زيارتم ، آرزويم را عطا كن و آنچه را اميد دارم ، به من ببخش و خواسته و موردِ علاقه ام را به من عنايت كن و حاجت هايم را برايم برآورده گردان و مرا ، نااميد باز مگردان و اميدم را مبُر و دعايم را ناكام مكن و اجابت همه خواسته هاى دينى و دنيايى و آخرتى ام را به من بشناسان و مرا از آن دسته از بندگانت قرار ده كه بلاها و بيمارى ها ، فتنه ها و حادثه ها را از ايشان ، برگرداندى ؛ كسانى كه زندگى شان را در عافيت ، و مرگشان را نيز در عافيت ، قرار مى دهى و با عافيت ، آنها را به بهشت ، در مى آورى و عافيت مندانه ، از آتش ، پناهشان مى دهى . بر من منّت بگذار و مرا به صلاح آنچه در باره خودم ، خانواده ام ، فرزندانم ، برادرانم ، دارايى ام و همه آنچه به آن بر من نعمت داده اى ، موفّق بدار ، اى مهربان ترينِ مهربانان !
سپس ، خود را بر روى قبر بينداز و بگو :
سلام بر تو ، اى حجّت و امين خدا ، جانشين او ميان بندگانش ، خزانه دار علمش و گنجينه رازش ! آنچه را از سوى خدا بِدان فرمان يافته بودى ، رساندى و وفا كردى و كامل نمودى و با يقين ، شهيد و شاهد و مشهود گشتى . درودهاى خدا و رحمت او بر تو باد !
اى مولاى من ! من ، دوستدار تو هستم و در اطاعت تو ، به تو پناهنده ام . استوارگامى را در هجرت به نزد تو و منزلت كامل را در آخرت ، به همراه تو مى طلبم . پدر و مادرم ، خودم ، جان ، مال و فرزندم ، فدايت باد ! با شناخت حقّت ، به زيارتت آمده ام ؛ دنباله رو هدايتى كه تو بر آنى ، واجب داننده اطاعتت ، با يقين به فضيلتت ، بينا به گم راهى مخالفانت ، دانا به آن و چنگ زننده به ولايتت و ولايت پدرانت و فرزندان پاكت . هان ! خدا ، لعنت كند كسانى را كه شما را كُشتند و با شما ، مخالفت كردند و پيش شما بودند ؛ امّا در كنار شما نجنگيدند و حقّتان را غصب كردند !
اى فرزند پيامبر خدا ! گرفتار و غم زده ، نزد تو آمده ام و نيازمند به شفاعتت ، بر تو در آمده ام . براى هر زائرى ، بر گردن آن كه به زيارتش آمده ، حقّى است و من ، زائر و دلْ بسته و ميهمان تو هستم . بر تو فرود آمده ام و به گردِ تو جاى گرفته ام . من ، حاجت هاى دنيايى و آخرتى دارم و با تو به خدا ، رو مى آورم تا آنها را روا و برآورده كند . نزد پروردگارت و پروردگار من ، شفيع من شو تا همه آن حاجت ها را بر آورَد و نيز بزرگ ترين حاجتم را ، كه اگر برايم برآورده كند و هيچ چيز ديگرى هم ندهد ، زيانى به من نمى رسد و اگر از من دريغ دارد ، هر چه هم به من بدهد ، سودى برايم ندارد : رهايى ام از آتش ، درجات والا ، منّت نهادن بر من در همه درخواست ها و رغبت ها و خواسته ها و مطلوب ها و آرزوهايم ، و گرداندن همه ناخوشى و خطرها از من ، خانواده ام ، فرزندانم ، برادرانم ، دارايى ام و همه نعمت هايى كه به من داده است . سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد !
سپس ، سرت را بالا ببر و بگو :
ستايش ، ويژه خدايى است كه مرا از زائران فرزند پيامبرش قرار داد و به من ، شناخت فضيلت او و اقرار به حقّ او و گواهى به اطاعتش را روزى نمود . « خدايا ! به آنچه فرو فرستادى ، ايمان آورديم و از پيامبر ، پيروى كرديم . پس ما را در زمره گواهان بنويس » .
سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! خدا ، قاتلانت را لعنت كند ! خدا ، وا گذارندگان تو را لعنت كند ! خدا ، برهنه كنندگان تو را لعنت كند ! خدا ، تيراندازان به سوى تو را لعنت كند ! خدا ، نيزه زنندگان به تو را لعنت كند ! خدا ، يارى دهندگان بر ضدّ تو را لعنت كند ! خدا ، حركت كنندگان به سوى تو را لعنت كند ! خدا ، جلو گيرندگان تو را از نوشيدن آب فرات ، لعنت كند ! خدا ، كسانى را كه تو را دعوت كردند و فريب دادند و سپس رهايت نمودند ، لعنت كند ! خدا ، فرزند [ هند ] جگرخوار را لعنت كند ! و خدا ، پسر او را نيز لعنت كند كه خون تو را ريخت ! خدا ، ياوران و پيروان ، يارى دهندگان و دوستدارانِ ايشان را لعنت كند ، و نيز هر كس را كه برايشان اين كار را بنياد نهاد ! خدا ، گورهايشان را از آتش [ دوزخ ] پُر كند ! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو ـ پدر و مادرم به فدايت ـ!
سپس ، از قبر ، كناره بگير و رويت را به قبله كن و دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو :
خدايا ! هر كس براى وارد شدن بر مخلوقى ، به اميد ميهمان نوازى و جايزه و بخشش ها و نعمت ها و عطايايش آماده شود و تهيّه ببيند و امكاناتى فراهم آورد ، من ـ اى پروردگار ـ ، آمادگى و تهيّه ديدن و فراهم آوردن امكانات و سفرم ، به سوى توست و به سوى قبر وليّت آمده ام و با زيارت او ، به تو تقرّب مى جويم ، به اميد ميهمان نوازى ، جايزه ها ، بخشش ها ، عطايا و نعمت هاى تو .
خدايا ! من ، به عفو كريمانه و آمرزش گسترده ات اميد مى برم . پس مرا ناكام ، باز مگردان . به سوى تو ، قصد كرده ام و آنچه را نزد توست ، خواسته ام و قبر امامم را ـ كه اطاعتش را بر من واجب كرده اى ـ ، زيارت نموده ام . مرا به خاطر او ، در دنيا و آخرت ، در پيشگاه خودت ، آبرومند قرار ده و همه خواسته هايم را به من عطا كن و به خاطر او ، همه حاجت هايم را برآورده كن و اميدم را مبُر و دعايم را ناكام مگذار . بر ناتوانى و بيچارگى ام ، رحم آور و مرا به خودم و هيچ كس ديگرى از خلقت ، وا مگذار .
مولاى من ! گناهانم ، مرا ساكت كرده و حجّتم را بُريده است . به خطايم ، گرفتارم و در بند كردارم هستم . خودم را تباه كرده ام و در جايگاه گناهكارانِ خوار ، قرار داده ام ؛ جايگاه گستاخان بر تو ، ترك كنندگان فرمانت ، غفلت زدگان از [ مكر ] تو و خوار شمرندگان تهديدت . و جرم هاى زشتم و درست ننگريستن به خودم ، مرا تباه كرده است . پس تو بر گريه و زارى ام و پشيمانى ام ، رحم آور و لغزشم را ناديده بگير و بر اشكم ، رحم كن و عذرم را بپذير و با بردبارى ات بر نابخردى من ، و با نيكوكارى ات در برابر زشتكارى من ، و با عفوت از جرم من ، [به من] باز گرد . ناتوانى عملم را به تو شِكوه مى برم . بر من رحم كن ، اى مهربان ترينِ مهربانان !
خدايا ! مرا بيامرز كه من به گناهم اقرار دارم ، به خطايم ، معترفم و اين دست و پيشانى من [ در اختيار تو ]است . فقر و نيازم ، مرا در هم شكسته است . اى سَرور من ! توبه ام را بپذير ، گِره از كارم بگشا ، بر خُشوع و خضوعم ، اندوهم بر گذشته ام ، ايستادنم نزد قبر وليّت و خوارى ام در پيش رويت ، رحم كن ، كه تو اميد ، تكيه گاه ، پشتوانه و ساز و برگِ منى . مرا نااميد باز مگردان ، عملم را بپذير ، زشتى ام را بپوشان ، هراسم را ايمن بدار و مرا ناكام مگذار و از ميان مردمانت ، اميد مرا مگسل ، اى سَرور من !
خدايا ! تو در كتاب فرو فرستاده ات بر پيامبر فرستاده شده ات ، چنين گفته اى : « مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم . آنان كه از عبادت [ و خواندن ]من ، تكبّر مى ورزند ، به زودى ، ذليلانه وارد دوزخ مى شوند » .
اى خداى من ! سخن تو ، حق است و تو ، كسى هستى كه خُلفِ وعده نمى كنى . پس ـ اى خداى من ـ ، مرا اجابت كن كه درخواست كنندگان ، از تو خواسته اند ، و من نيز از تو خواسته ام ، و طلب كنندگان ، از تو طلبيده اند و من نيز از تو طلبيده ام ، و راغبان ، رغبت ورزيده اند و من نيز به تو رغبت ورزيده ام . تو سزامند آنى كه مرا ناكام مگذارى و اميدم را نبُرى .
اى سَرور من ! اجابتت را به من نشان بده و حاجت هاى دنيوى و اُخروى ام را برآورده كن ، اى مهربان ترينِ مهربانان !


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم
418

۳۲۳۹.ثُمَّ حُطَّ يَدَكَ اليُسرى وأشِر بِاليُمنى مِنهُما إلَى القَبرِ ، وقُل :
السَّلامُ عَلَيكَ يا وارِثَ الأَنبِياءِ ، السَّلامُ عَلَيكَ يا وَصِيَّ الأَوصِياءِ ، السَّلامُ عَلَيكَ وعَلى آلِكَ وذُرِّيَّتِكَ الَّذينَ حَباهُمُ اللّهُ بِالحُجَجِ البالِغَةِ ، وَالنّورِ وَالصِّراطِ المُستَقيمِ .
بِأَبي أنتَ واُمّي ، ما أجَلَّ مُصيبَتَكَ وأعظَمَها عِندَ اللّهِ ! وما أجَلَّ مُصيبَتَكَ وأعظَمَها عِندَ رَسولِ اللّهِ ! وما أجَلَّ مُصيبَتَكَ وأعظَمَها عِندَ أنبِياءِ اللّهِ ! وما أجَلَّ مُصيبَتَكَ وأعظَمَها عِندَ شيعَتِكَ خاصَّةً !
بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، أشهَدُ أنَّكَ كُنتَ نورا فِي الظُّلُماتِ ، وأشهَدُ أنَّكَ حُجَّةُ اللّهِ وأمينُهُ ، وخازِنُ عِلمِهِ ووَصِيُّ نَبِيِّهِ ، وأشهَدُ أنَّكَ قَد بَلَّغتَ ونَصَحتَ ، وصَبَرتَ عَلَى الأَذى في جَنبِهِ .
وأشهَدُ أنَّكَ قَد قُتِلتَ وحُرِمتَ ، وغُصِبتَ وظُلِمتَ ، وأشهَدُ أنَّكَ قَد جُحِدتَ وَاهتُضِمتَ ۱ ، وصَبَرتَ في ذاتِ اللّهِ ، وأنَّكَ قَد كُذِّبتَ ودُفِعتَ عَن حَقِّكَ ، واُسيءَ إلَيكَ فَاحتَمَلتَ .
وأشهَدُ أنَّكَ الإِمامُ الرّاشِدُ الهادي ، هَدَيتَ وقُمتَ بِالحَقِّ وعَمِلتَ بِهِ ، وأشهَدُ أنَّ طاعَتَكَ مُفتَرَضَةٌ ، وقَولَكَ الصِّدقُ ، ودَعوَتَكَ الحَقُّ ، وأنَّكَ دَعَوتَ إلَى الحَقِّ ، وإلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ، فَلَم تُجَب ، وأمَرتَ بِطاعَةِ اللّهِ فَلَم تُطَع ، وأشهَدُ أنَّكَ مِن دَعائِمِ الدّينِ وعَمودِهِ ، ورُكنِ الأَرضِ وعِمادِها .
وأشهَدُ أنَّكَ وَالأَئِمَّةَ مِن أهلِ بَيتِكَ كَلِمَةُ التَّقوى ، وبابُ الهُدى ، وَالعُروَةُ الوُثقى ، وَالحُجَّةُ عَلى أهلِ الدُّنيا ، واُشهِدُ اللّهَ ومَلائِكَتَهُ ، وأنبِياءَهُ ورُسُلَهُ ، واُشهِدُكُم أنّي بِكُم مُؤمِنٌ ولَكُم تابِعٌ ، في ذاتِ نَفسي ، وشَرايِعِ ديني ، وخَواتيمِ عَمَلي ، ومُنقَلَبي إلى رَبّي .
وأشهَدُ أنَّكَ قَد أدَّيتَ عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ صادِقا ، وقُلتَ أمينا ، ونَصَحتَ للّهِِ ولِرَسولِهِ مُجتَهِدا ، ومَضَيتَ عَلى يَقينٍ ، لَم تُؤثِر ضَلالاً عَلى هُدىً ، ولَم تَمِل مِن حَقٍّ إلى باطِلٍ ، فَجَزاكَ اللّهُ عَن رَعِيَّتِكَ خَيرا ، وصَلَّى اللّهُ عَلَيكَ صَلاةً لا يُحصيها غَيرُهُ ، وعَلَيكَ السَّلامُ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ .
اللّهُمَّ إنّي اُصَلّي عَلَيهِ كَما صَلَّيتَ عَلَيهِ ، وصَلّى عَلَيهِ مَلائِكَتُكَ وأنبِياؤُكُ ورُسُلُكَ ، وأميرُ المُؤمِنينَ وَالأَئِمَّةُ أجمَعونَ ، صَلاةً كَثيرَةً مُتَتابِعَةً مُتَرادِفَةً يَتبَعُ بَعضُها بَعضا ، في مَحضَرِنا هذا وإذا غِبنا ، وعَلى كُلِّ حالٍ ، صَلاةً لَا انقِطاعَ لَها وَلا نَفادَ .
اللّهُمَّ بَلِّغ روحَهُ وجَسَدَهُ في ساعَتي هذِهِ ، وفي كُلِّ ساعَةٍ ، تَحِيَّةً مِنّي كَثيرَةً وسَلاما ، آمَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ ، وَاتَّبَعنَا الرَّسولَ فَاكتُبنا مَعَ الشّاهِدينَ .
السَّلامُ عَلَيكَ يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، أتَيتُكَ ـ بِأَبي أنتَ واُمّي ـ زائِرا وافِدا إلَيكَ ، مُتَوَجِّها بِكَ إلى رَبِّكَ ورَبّي ؛ لِيُنجِحَ لي بِكَ حَوائِجي ، ويُعطِيَني بِكَ سُؤلي ، فَاشفَع لي عِندَهُ ، وكُن لي شَفيعا ، فَقَد جِئتُكَ هارِبا مِن ذُنوبي ، مُتَنَصِّلاً ۲ إلى رَبّي مِن سَيِّئِ عَمَلي ، راجِيا في مَوقِفي هذَا الخَلاصَ مِن عُقوبَةِ رَبّي ، طامِعا أن يَستَنقِذَني رَبّي بِكَ مِنَ الرَّدى . ۳
أتَيتُكَ يا مَولايَ وافِدا إلَيكَ ، إذ رَغِبَ عَن زِيارَتِكَ أهلُ الدُّنيا ، وإلَيكَ كانَت رِحلَتي ، ولَكَ عَبرَتي وصَرخَتي ، وعَلَيكَ أسَفي ، ولَكَ نَحيبي وزَفرَتي ، وعَلَيكَ تَحِيَّتي وسَلامي ، ألقَيتُ رِحلَتي بِفِنائِكَ ، مُستَجيرا بِكَ وبِقَبرِكَ مِمّا أخافُ مِن عَظيمِ جُرمي ، وأتَيتُكَ زائِرا ، ألتَمِسُ ثَباتَ القَدَمِ فِي الهِجرَةِ إلَيكَ .
وقَد تَيَقَّنتُ أنَّ اللّهَ ـ جَلَّ ثَناؤُهُ ـ بِكُم يُنَفِّسُ الهَمَّ ، وبِكُم يَكشِفُ الكَربَ ، وبِكُم يُباعِدُنا عَن نائِباتِ الزَّمانِ الكَلِبِ ، وبِكُم فَتَحَ اللّهُ وبِكُم يَختِمُ ، وبِكُم يُنَزِّلُ الغَيثَ ، وبِكُم يُنَزِّلُ الرَّحمَةَ ، وبِكُم يُمسِكُ الأَرضَ أن تَسيخَ بِأَهلِها ، وبِكُم يُثَبِّتُ اللّهُ جِبالَها عَلى مَراتِبِها .
وقَد تَوَجَّهتُ إلى رَبّي بِكَ يا سَيِّدي في قَضاءِ حَوائِجي ، ومَغفِرَةِ ذُنوبي ، فَلا أخيبَنَّ مِن بَينِ زُوّارِكَ ، فَقَد خَشيتُ ذلِكَ إن لَم تَشفعَ لي ، ولا يَنصَرِفَنَّ زُوّارُكَ يا مَولايَ بِالعَطاءِ وَالحِباءِ ، وَالخَيرِ وَالجَزاءِ ، وَالمَغفِرَةِ وَالرِّضا ، وأنصَرِفُ مَجبوها بِذُنوبي ، مَردودا عَلَيَّ عَمَلي ، قَد خُيِّبتُ لِما سَلَفَ مِنّي .
فَإِن كانَت هذِهِ حالي ، فَالوَيلُ لي ما أشقاني وأخيَبَ سَعيي ، وفي حُسنِ ظَنّي بِرَبّي وبِنَبِيّي ، وبِكَ يا مَولايَ ، وبِالأَئِمَّةِ مِن ذُرِّيَّتِكَ ساداتي ، أن لا أخيبَ ، فَاشفَع لي إلى رَبّي ؛ لِيُعطِيَني أفضَلَ ما أعطى أحَدا مِن زُوّارِكَ ، وَالوافِدينَ إلَيكَ ، ويَحبُوَني ويُكرِمَني ويُتحِفَني بِأَفضلِ ما مَنَّ بِهِ عَلى أحَدٍ مِن زُوّارِكَ وَالوافِدينَ إلَيكَ .
ثُمَّ ارفَع يَدَيكَ إلَى السَّماءِ وقُل :
اللّهُمَّ قَد تَرى مَكاني ، وتَسمَعُ كَلامي ، وتَرى مَقامي وتَضَرُّعي ، ومَلاذي بِقَبرِ وَلِيِّكَ وحُجَّتِكَ وَابنِ نَبِيِّكَ ، وقَد عَلِمتَ يا سَيِّدي حَوائِجي ، ولا يَخفى عَلَيكَ حالي .
وقَد تَوَجَّهتُ إلَيكَ بِابنِ رَسولِكَ ، وحُجَّتِكَ وأمينِكَ ، وقَد أتَيتُكَ مُتَقَرِّبا بِهِ إلَيكَ وإلى رَسولِكَ ، فَاجعَلني بِهِ عِندَكَ وَجيها فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ومِنَ المُقَرَّبينَ ، وأعطِني بِزِيارَتي أمَلي ، وهَب لي مُنايَ ، وتَفَضَّل عَلَيَّ بِشَهوَتي ورَغبَتي ، وَاقضِ لي حَوائِجي ، ولا تَرُدَّني خائِبا ، ولا تَقطَع رَجائي ، ولا تُخَيِّب دُعائي ، وعَرِّفنِي الإِجابَةَ في جَميعِ ما دَعَوتُكَ مِن أمرِ الدّينِ وَالدُّنيا وَالآخِرَةِ .
وَاجعَلني مِن عِبادِكَ الَّذينَ صَرَفتَ عَنهُمُ البَلايا وَالأَمراضَ ، وَالفِتَنَ واَلأَعراضَ ، مِنَ الَّذينَ تُحييهِم في عافِيَةٍ ، وتُميتُهُم في عافِيَةٍ ، وتُدخِلُهُمُ الجَنَّةَ في عافِيَةٍ ، وتُجيرُهُم مِنَ النّارِ في عافِيَةٍ ، ووَفِّق لي بِمَنٍّ مِنكَ صَلاحَ ما اُؤَمِّلُ في نَفسي وأهلي ، ووُلدي وإخواني ومالي ، وجَميعِ ما أنعَمتَ بِهِ عَلَيَّ ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ .
ثُمَّ انكَبَّ عَلَى القَبرِ ، وقُل :
السَّلامُ عَلَيكَ يا حُجَّةَ اللّهِ وأمينَهُ ، وخَليفَتَهُ في عِبادِهِ ، وخازِنَ عِلمِهِ ، ومُستَودَعَ سِرِّهِ ، بَلَّغتَ عَنِ اللّهِ ما اُمِرتَ بِهِ ، ووَفَيتَ وأوفَيتَ ، ومَضَيتَ عَلى يَقينٍ شَهيدا وشاهِدا ومَشهودا ، صَلَواتُ اللّهِ ورَحمَتُهُ عَلَيكَ .
أنَا يا مَولايَ وَلِيُّكَ ، اللّائِذُ بِكَ في طاعَتِكَ ، ألتَمِسُ ثَباتَ القَدَمِ فِي الهِجرَةِ عِندَكَ ، وكَمالَ المَنزِلَةِ فِي الآخِرَةِ بِكَ ، أتَيتُكَ بِأَبي أنتَ واُمّي ونَفسي ومالي ووُلدي زائِرا ، وبِحَقِّكَ عارِفا ، مُتَّبِعا لِلهُدَى الَّذي أنتَ عَلَيهِ ، موجِبا لِطاعَتِكَ ، مُستَيقِنا فَضلَكَ ، مُستَبصِرا بِضَلالَةِ مَن خالَفَكَ ، عالِما بِهِ ، مُتَمَسِّكا بِوِلايَتِكَ ووِلايَةِ آبائِكَ وذُرِّيَّتِكَ الطّاهِرينَ ، ألا لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً قَتَلَتكُم وخالَفَتكُم ، وشَهِدَتكُم فَلَم تُجاهِد مَعَكُم ، وغَصَبَتكُم حَقَّكُم .
أتَيتُكَ يَابنَ رَسولِ اللّهِ مَكروبا ، وأتَيتُكَ مَغموما ، وأتَيتُكَ مُفتَقِرا إلى شَفاعَتِكَ ، ولِكُلِّ زائِرٍ حَقٌّ عَلى مَن أتاهُ ، وأنَا زائِرُكَ ومَولاكَ وضَيفُكَ ، النّازِلُ بِكَ ، وَالحالُّ بِفِنائِكَ ، ولي حَوائِجُ مِن حَوائِجِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، بِكَ أتَوَجَّهُ إلَى اللّهِ في نُجحِها وقَضائِها ، فَاشفَع لي عِندَ رَبِّكَ ورَبّي في قَضاءِ حَوائِجي كُلِّها ، وقَضاءِ حاجَتِي العُظمَى الَّتي إن أعطانيها لَم يَضُرَّني ما مَنَعَني ، وإن مَنَعَنيها ۴ لَم يَنفَعني ما أعطاني ؛ فَكاكِ رَقَبَتي مِنَ النّارِ ، وَالدَّرَجاتِ العُلى ، وَالمِنَّةِ عَلَيَّ بِجَميعِ سُؤلي ورَغبَتي ، وشَهَواتي وإرادَتي ومُنايَ ، وصَرفِ جَميعِ المَكروهِ وَالمَحذورِ عَنّي ، وعَن أهلي ووُلدي وإخواني ومالي ، وجَميعِ ما أنعَمَ عَلَيَّ ، وَالسَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ .
ثُمَّ ارفَع رَأسَكَ وقُل :
الحَمدُ للّهِِ الَّذي جَعَلَني مِن زُوّارِ ابنِ نَبِيِّهِ ، ورَزَقَني مَعرِفَةَ فَضلِهِ ، وَالإِقرارَ بِحَقِّهِ ، وَالشَّهادَةَ بِطاعَتِهِ ، «رَبَّنَا ءَامَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» . ۵
السَّلامُ عَلَيكَ يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، لَعَنَ اللّهُ قاتِليكَ ، ولَعَنَ اللّهُ خاذِليكَ ، ولَعَنَ اللّهُ سالِبيكَ ، ولَعَنَ مَن رَماكَ ، ولَعَنَ مَن طَعَنَكَ ، ولَعَنَ المُعينينَ عَلَيكَ ، ولَعَنَ السّائِرينَ إلَيكَ ، ولَعَنَ مَن مَنَعَكَ شُربَ ماءِ الفُراتِ ، ولَعَنَ مَن دَعاكَ وغَشَّكَ وخَذَلَكَ ، ولَعَنَ اللّهُ ابنَ آكِلَةِ الأَكبادِ ، ولَعَنَ اللّهُ ابنَهُ الَّذي وَتَرَكَ . ولَعَنَ اللّهُ أعوانَهُم وأتباعَهُم ، وأنصارَهُم ومُحِبّيهِم ، ومَن أسَّسَ لَهُم ، وحَشَا اللّهُ قُبورَهُم نارا ، وَالسَّلامُ عَلَيكَ بِأَبي أنتَ واُمّي ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ .

1.هَضَمَهُ حَقَّهُ واهْتَضَمَهُ : إذا ظلمه وكسر عليه حقّه (الصحاح : ج ۵ ص ۲۰۵۹ «هضم») .

2.تَنَصَّلَ : أي تَبَرّأ (الصحاح : ج ۵ ص ۱۸۳۱ «نصل») .

3.الرَّدَى : الهلاك (النهاية : ج ۲ ص ۲۱۶ «ردا») .

4.في المصدر : «منعتنيها»، والتصويب من بحار الأنوار والمصادر الاُخرى .

5.آل عمران : ۵۳ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7345
صفحه از 482
پرینت  ارسال به