27
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم

۳۰۴۵.ثواب الأعمالـ به نقل از معاوية بن وَهْب ـ: بر امام صادق عليه السلام كه در جايگاه نمازش نشسته بود ، در آمدم و نشستم تا آن كه نمازش را به پايان برد . شنيدم كه با خدايش راز و نياز مى كند و مى گويد : «اى كه ما را به كرامت ، مخصوص داشتى ، و شفاعت را به ما وعده دادى ، و رسالت را بر دوش ما نهادى ، و ما را وارثانِ پيامبران كردى ، و ما را آخرينِ امّت هاى گذشته ، قرار دادى ، و وصىّ خود را ويژه ما ساختى ، و علم گذشته و آينده را به ما عطا كردى ، و دل هايى از مردمان را مشتاق ما نمودى ! مرا و برادرانم را و زائران قبر پدرم حسين بن على را ـ كه درودهاى خدا بر همه ايشان باد ـ ، بيامرز ؛ كسانى كه دارايى شان را هزينه مى كنند و از سرِ رغبت به نيكى به ما ، و اميد به آنچه در پيوند با ماست ، و خوش حال كردن پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله ، و اجابت فرمان ما ، و به خشم آوردن دشمنان ما ، پيكرهايشان را به راه [ و آفتاب در مسير ] در مى آورند و از همه اين كارها ، آهنگ رضايت تو دارند . پس با رضايتت ، برايشان جبران نما و در شب و روز ، آنان را محافظت كن ، و بهترين جانشين آنان باش ميان كسانى كه بر جاى نهاده و [ به زيارت ]آمده اند ، و همراهشان باش و از شرّ هر زورگوى لجوج ، كفايتشان كن ، و نيز از تمام آفريده هايت ، قوى يا ضعيف ، و نيز شرارت شياطين جِن و اِنس . برترين آرزويشان را از تو به خاطر اين غربت و در آمدن از وطن و برگزيدن ما بر پسران و نزديكان و همشهرى هايشان ، به ايشان ببخش .
خدايا ! دشمنانمان ، خروج زائران حسين عليه السلام را بر ايشان ، خُرده گرفتند ؛ ولى اين ، آنان را از برخاستن و بيرون آمدن به سوى ما ، باز نداشت تا با آنان ، مخالفت ورزند . پس بر اين صورت هاى آفتاب خورده ، رحم كن ، و نيز بر آن گونه هايى كه بر قبر ابا عبد اللّه الحسين ، اين رو و آن رو مى شوند ؛ و نيز رحم كن بر چشمانى كه از سرِ رحمت بر ما ، اشكشان روان است ؛ و رحم آور بر دل هايى كه براى ما مى سوزند و بى تابى مى كنند ؛ و بر ناله اى كه به خاطر ماست ، رحمت آور .
خدايا ! من ، آن جان ها و پيكرها را به تو مى سپارم تا آن كه روز تشنگى [ قيامت ] ، آنان را سيراب كنى» .
پس امام ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ ، پيوسته در حال سجده ، اين دعا را مى خواند . چون تمام شد ، به او گفتم : فدايت شوم ! اگر آنچه از شما شنيدم ، براى كسى بود كه خدا را نمى شناخت ، گمان مى بردم كه آتش دوزخ ، هرگز به او گزندى نخواهد رساند . به خدا سوگند ، آرزو داشتم كه به جاى حج گزاردن ، او را زيارت مى كردم !
امام عليه السلام به من فرمود : «تو كه به او خيلى نزديكى . اى معاويه ! چه چيزْ تو را از زيارتش باز مى دارد ؟ و چرا آن را وا نهاده اى ؟» .
گفتم : فدايت شوم ! نمى دانستم كه تا اين درجه ، فضيلت دارد .
فرمود : «اى معاويه ! و دعا گويان آسمانى ، براى زائران حسين عليه السلام ، بيشتر از دعاگويان زمينى آنان اند . آن (زيارت) را به خاطر ترس از كسى ، وا مگذار كه هر كس آن را به سبب ترس ، وا گذارد ، چنان حسرت مى خورد كه آرزو مى كند دستش از قبر او جدا نمى شد . ۱ آيا دوست ندارى كه خداوند ، تو را از مسافران و گام به راه نهادگانى ببيند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايشان دعا مى كند ؟ آيا دوست ندارى كه فردا[ ى قيامت ]از مصافحه كنندگان با فرشتگان باشى ؟ آيا دوست ندارى كه فردا ، جزو كسانى [ به محشر ]بيايى كه گناه قابل پيگيرى نداشته باشند ؟ آيا دوست ندارى كه فردا ، از مصافحه كنندگان با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باشى ؟» .

1.علّامه مجلسى قدس سره در شرح جمله «آرزو مى كند قبر او در دستش بود» ، مى نويسد : «يعنى آرزو مى كند كه امام عليه السلام را زيارت مى كرد ، در حالى كه يقين داشت در اين راه مى ميرد و با دست خودش قبرش را مى كَنَد يا خودش به سبب زيارت امام عليه السلام ، موجب قتل خود مى شود يا خارج شدن از قبر ، در اختيار خودش بود تا خارج شده ، امام عليه السلام را زيارت كند» . وى بعد از بيان مطلب ياد شده ، مى گويد : «ظاهر ، آن است كه كلمه بيده ـ كه در متن روايت آمده ـ ، تصحيف شده و اصلش عنده باشد ؛ يعنى آرزو مى كند كه در راه زيارت او ، كشته و در كنار او دفن شود يا آروز مى كند قبر امام عليه السلام نزد او حاضر بود و در آن حال ، آن را زيارت مى كرد . البته احتمال اوّل ، روشن تر است» ؛ ليكن به نظر مى رسد برخلاف ديدگاه علامه مجلسى ، احتمال دوم ، صحيح باشد ، چنان كه در توضيح ذيل حديث ۲۹۶۰ بيان كرديم (ر . ك : همين دانش نامه : ج ۱۰ ص ۴۵۷).


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم
26

۳۰۴۵.ثواب الأعمال عن معاوية بن وهب :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام وهُوَ في مُصَلّاهُ ، فَجَلَستُ حَتّى قَضى صَلاتَهُ ، فَسَمِعتُهُ وهُوَ يُناجي رَبَّهُ ويَقولُ :
يا مَن خَصَّنا بِالكَرامَةِ ، ووَعَدَنَا الشَّفاعَةَ ، وحَمَّلَنَا الرِّسالَةَ ، وجَعَلَنا وَرَثَةَ الأَنبِياءِ ، وخَتَمَ بِنَا الاُمَمَ السّالِفَةَ ، وخَصَّنا بِالوَصِيَّةِ ، وأعطانا عِلمَ ما مَضى وعِلمَ ما بَقِيَ ، وجَعَلَ أفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوي إلَينا ، اغفِر لي ولِاءِخواني وزُوّارِ قَبرِ أبِيَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم ، الَّذينَ أنفَقوا أموالَهُم وأشخَصوا أبدانَهُم رَغبَةً في بِرِّنا ، ورَجاءً لِما عِندَكَ في صِلَتِنا ، وسُرورا أدخَلوهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، وإجابَةً مِنهُم لِأَمرِنا ، وغَيظا أدخَلوهُ عَلى عَدُوِّنا ، أرادوا بِذلِكَ رِضوانَكَ ، فَكافِهِم عَنّا بِالرِّضوانِ ، وَاكلَأهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ ، وَاخلُف عَلى أهاليهِم وأولادِهِمُ الَّذينَ خُلِّفوا بِأَحسَنِ الخَلَفِ ، وَاصحَبهُم وَاكفِهِم شَرَّ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ ، وكُلِّ ضَعيفٍ مِن خَلقِكَ أو شَديدٍ ، وشَرَّ شَياطينِ الإِنسِ وَالجِنِّ ، وأعطِهِم أفضَلَ ما أمَّلوا مِنكَ في غُربَتِهِم عَن أوطانِهِم ، وما آثَرونا عَلى أبنائِهِم وأهاليهِم وقَراباتِهِم .
اللّهُمَّ إنَّ أعداءَنا عابوا عَلَيهِم خُروجَهُم ، فَلَم يَنهَهُم ذلِكَ عَنِ النُّهوضِ وَالشُّخوصِ إلَينا خِلافا عَلَيهِم ، فَارحَم تِلكَ الوُجوهَ الَّتي غَيَّرَهَا الشَّمسُ ، وَارحَم تِلكَ الخُدودَ الَّتي تَقَلَّبَت عَلى قَبرِ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، وَارحَم تِلكَ الأَعيُنَ الَّتي جَرَت دُموعُها رَحمَةً لَنا ، وَارحَم تِلكَ القُلوبَ الّتي جَزِعَت وَاحتَرَقَت لَنا ، وَارحَم تِلكَ الصَّرخَةَ الَّتي كانَت لَنا ، اللّهُمَّ إنّي أستَودِعُكَ تِلكَ الأَنفُسَ وتِلكَ الأَبدانَ حَتّى تُرَوِّيَهُم مِنَ الحَوضِ يَومَ العَطَشِ .
فَما زالَ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ـ يَدعو بِهذَا الدُّعاءِ وهُوَ ساجِدٌ ، فَلَمَّا انصَرَفَ قُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ! لَو أنَّ هذَا الَّذي سَمِعتُهُ مِنكَ كانَ لِمَن لا يَعرِفُ اللّهَ ، لَظَنَنتُ أنَّ النّارَ لا تَطعَمُ مِنهُ شَيئا أبَدا ، وَاللّهِ ، لَقَد تَمَنَّيتُ أن كُنتُ زُرتُهُ ولَم أحُجَّ .
فَقالَ لي : ما أقرَبَكَ مِنهُ! فَمَا الَّذي يَمنَعُكَ عَن زِيارَتِهِ يا مُعاوِيَةُ؟ ولِمَ تَدَعُ ذلِكَ؟ قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، لَم أدرِ أنَّ الأَمرَ يَبلُغُ هذا كُلَّهُ .
فَقالَ : يا مُعاوِيَةُ ! ومَن يَدعو لِزُوّارِهِ فِي السَّماءِ أكثَرُ مِمَّن يَدعو لَهُم فِي الأَرضِ ، لا تَدَعهُ لِخَوفٍ مِن أحَدٍ ؛ فَمَن تَرَكَهُ لِخَوفٍ رَأى مِنَ الحَسرَةِ ما يَتَمَنّى أنَّ قَبرَهُ كانَ بِيَدِهِ ۱ ، أما تُحِبُّ أن يَرَى اللّهُ شَخصَكَ وسَوادَكَ فيمَن يَدعو لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ أما تُحِبُّ أن تَكونَ غَدا فيمَن تُصافِحُهُ المَلائِكَةُ؟ أما تُحِبُّ أن تَكونَ غَدا فيمَن يَأتي ولَيسَ عَلَيهِ ذَنبٌ فَيُتبَعَ بِهِ؟ أما تُحِبُّ أن تَكونَ غَدا فيمَن يُصافِحُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ ۲

1.قال العلّامة المجلسي قدس سره : قوله عليه السلام : «ما يتمنّى أنّ قبره كان بيده» أي يتمنّى أن يكون زاره عليه السلام متيقّنا للموت حافرا قبره بيده ، أو يكون كناية عن أن يكون سببا لقتل نفسه من جهة زيارته عليه السلام ، أو المعنى أنّه يتمنّى أن يكون الخروج من القبر باختياره فيخرج ويزور . وفي بعض النسخ «نبذه» بالنون والباء الموحّدة والذال المعجمة : أي طرحه ، والأظهر أنّه تصحيف «عنده» ، كما سيأتي بأسانيد؛ أي يتمنّى أن يكون قتل لزيارته صلوات اللّه عليه وقُبر عنده ، أو يكون القبر حاضرا عنده ، فيزوره في تلك الحالة ، والأوّل أظهر (بحار الأنوار : ج ۱۰۱ ص ۹) أقول : بل الثاني اظهر كما مرّ في ذيل حديث الرقم ۲۹۶۰ . وجدير بالذكر أنّ في التهذيب وكامل الزيارات «عنده» بدل «بيده» راجع : هذه الموسوعة : ج ۱۰ ص ۴۵۶ ح ۲۹۶۰.

2.ثواب الأعمال : ص ۱۲۰ ح ۴۴ ، الكافي : ج ۴ ص ۵۸۲ ح ۱۱ ، كامل الزيارات : ص ۲۲۸ ح ۳۳۶ وليس فيهما ذيله من «لا تدعه لخوفٍ ...» ، المزار الكبير : ص ۳۳۴ ح ۱۴ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۱ ص ۸ ح ۳۰ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد یازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7160
صفحه از 482
پرینت  ارسال به