37
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سیزدهم

۳۴۵۵.عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از محمّد بن زياد و محمّد بن سيّار، از امام عسكرى ، از پدرش امام هادى ، از جدّش امام جواد عليهم السلام ـ: مردى نزد [پدرم امام] رضا عليه السلام آمد و به او گفت : اى فرزند پيامبر خدا! اين سخن خداوند عز و جل را كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» ، برايم تفسير كن .
فرمود : «پدرم ، از جدّش ، از باقر ، از زين العابدين ، از پدرش [امام حسين عليهم السلام ]نقل كرد كه: مردى نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد و همين سؤال را كرد .
ايشان فرمود : « «ستايش ، ويژه خداست» ؛ يعنى آن كه خداوند ، برخى از نعمت هايش را به اجمال به بندگانش معرّفى نمود ؛ زيرا بندگان ، توانايىِ شناخت همه آنها را به تفصيل ندارند ، چون بيشتر از آن اند كه به شمار در آيند و يا شناخته شوند . پس به بندگانش فرمود ، بگوييد : «ستايش ، ويژه خداست» ، به جهت نعمت هايى كه بر ما بخشيده است ؛ «پروردگارِ جهانيان» كه همه گونه هاى مخلوقات ، از جمادات و حيوانات را در بر مى گيرد .
امّا حيوانات را در قبضه قدرت خويش مى چرخانَد و از روزى خويش به آنها مى خورانَد ، در سايه حمايتش حفظ كرده، هر يك را به مصلحت خويش، تدبير مى كند .
و امّا جمادات را با قدرت خويش ، نگاه مى دارد و مانع گسستگى جمادات به هم پيوسته و نيز به هم چسبيدن گسسته ها مى شود و آسمان را از افتادن بر زمين ، جز به اذن خويش ، نگاه مى دارد ، و زمين را از فرو رفتن در خود، جز به فرمان خويش، نگاه مى دارد، كه او با بندگانش رئوف و مهربان است» .
همچنين فرمود : « «پروردگارِ جهانيان» ، يعنى مالك و خالق جهانيان و سوق دهنده روزى هايشان به سوى ايشان است، از جايى كه مى دانند و از جايى كه نمى دانند و روزى ، قسمت شده است و بدون توجّه به كردار انسان ، مى آيد . نه پرواى پرهيزگار ، آن را افزون مى كند ، نه فسق و فجور فاجر ، آن را كاهش مى دهد. ميان روزى و صاحب روزى، پرده اى است كه به دنبال او مى رود. اگر هر يك از شما از روزى اش بگريزد ، باز، او را مى جويد، همان گونه كه مرگ، او را مى جويد .
خداوند بزرگ بِشْكوه مى فرمايد : بگوييد : «ستايش ، ويژه خداست» ، به جهت نعمت هايى كه به ما بخشيده و ما را پيش از پيدايى مان ، در كتاب هاى نخستين ، به نيكى ياد كرده است . بنا بر اين ، بر محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان و پيروان خاندانش لازم است كه خدا را بر فضيلتى كه به ايشان بخشيده ، سپاس بگزارند و اين ، همان گفته پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود : چون خداوند عز و جل ، موسى بن عمران عليه السلام را بر انگيخت و با او راز گفت و دريا را برايش شكافت و بنى اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به او عطا نمود ، جايگاهش را نزد خداى عز و جل ديد و گفت : پروردگارا! مرا با كرامتى بزرگ داشتى كه هيچ كس را پيش از من ، بدان بزرگ نداشتى .
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه محمّد ، نزد من از همه فرشتگان و همه مخلوقاتم برتر است ؟ .
موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! اگر محمّد صلى الله عليه و آله نزد تو از همه آفريدگانت برتر است ، آيا در ميان خاندان پيامبران ، كريم تر از خاندان من هست ؟
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه برترىِ خاندان محمّد بر همه خاندان هاى پيامبران ، مانند برترى محمّد بر همه فرستادگان است ؟ .
موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! اگر خاندان محمّد چنين اند ، آيا در ميان امّت هاى پيامبران ، امّت من نزد تو برتر از همه نيست ؟ ابر را برايشان سايه كردى و ترنگبين ۱ وبِلدرچين برايشان فرو فرستادى و دريا را برايشان شكافتى .
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه برترى امّت محمّد بر همه امّت ها ، مانند برترى خود او بر همه آفريدگانم است ؟ .
موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! كاش آنها را مى ديدم .
پس خداى عز و جل به او وحى كرد : اى موسى ! آنها را هرگز نخواهى ديد و اكنون، هنگام پيدايىِ آنان نيست ؛ امّا به زودى آنها را در بهشت ها ، باغ هاى عَدْن و فردوس و در حضور محمّد مى بينى كه در نعمت هاى بهشت مى چرخند و در نيكى هايشان خوش اند . آيا دوست دارى كه سخن آنان را به تو بشنوانَم؟ .
گفت : آرى ، اى خداى من !
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : در پيشگاه من ، بِايست و مانند بنده اى ذليل در برابر فرمان روايى جليل ، كمر به ميان ببند .
پس موسى عليه السلام چنين كرد و پروردگار ما عز و جل ندا داد : اى امّت محمّد ! .
همه آنان كه در پشتِ پدرانشان و رَحِم هاى مادرانشان بودند ، پاسخ گفتند : «بله! خداوندا، بله! بله! تو شريكى ندارى. بله! ستايش، از آنِ توست، و نعمت و سلطنت براى تو! تو شريكى ندارى». ۲ خداوند عز و جل نيز اين پاسخ را شعار حج گزاران، قرار داد .
سپس پروردگار ما عز و جل ندا داد : اى امّت محمّد ! حكم من بر شما اين است كه رحمتم ، از خشمم پيشى گرفته است و عفوم ، قبل از كيفرم است . من پيش از آن كه مرا بخوانيد ، شما را اجابت مى گويم و پيش از آن كه از من بخواهيد ، به شما عطا مى كنم . هر كس از شما كه مرا با شهادتين (گواهى به توحيد و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله ) و راستىِ گفتار و درستىِ رفتار ديدار كند و گواهى دهد كه على بن ابى طالب ، برادر و وصىّ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و ولىّ اوست و به فرمانش ملتزم باشد ، همان گونه كه به فرمان محمّد، ملتزم است و اولياى برگزيده پاك و پاكيزه اش را اولياى خود گيرد ؛ كسانى كه از شگفتى هاى آيات الهى خبر مى دهند و نشانه هاى حجّت خدا پس از آن دو (محمّد و على) هستند ، به بهشتش در مى آورم ... » .
[همچنين امام حسين عليه السلام ] مى فرمايد : «چون خداى عز و جل ، پيامبرمان محمّد صلى الله عليه و آله را بر انگيخت ، فرمود : اى محمّد! «تو در كنار [كوه] طور نبودى كه ما» امّتت را به اين گونه بابركت «ندا داديم» .
سپس ، خدا به محمّد صلى الله عليه و آله فرمود : بگو : «ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» ، بر اين فضيلت ويژه كه به من ارزانى داشت ؛ و پيامبر صلى الله عليه و آله به امّتش فرمود : شما هم بگوييد : «ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» به اين جهت كه اين فضيلت ها را به ما اختصاص داده است » .

1.ترنگبين : شيرابه هاى گياه خارشتر كه شيرين و مُليّن است .

2.اين ، همان ذكر حاجيان به هنگام احرام است و معنايش نوعى اعلانِ آمادگى براى اجراى فرمان خدا و حمد و نعمت را ويژه خدا دانستن و يكتايى او را به زبان آوردن است .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سیزدهم
36

۳۴۵۵.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار عن الحسن بن علي عن أبيه عن جدّه [الجواد] عليهم السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَى الرِّضا عليه السلام فَقالَ لَهُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، أخبِرني عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ما تَفسيرُهُ ؟
فَقالَ : لَقَد حَدَّثَني أبي عَن جَدّي ، عَنِ الباقِرِ ، عَن زَينِ العابِدينَ، عَن أبيهِ عليهم السلام أنَّ رَجُلاً جاءَ إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ : أخبِرني عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ما تَفسيرُهُ ؟
فَقالَ «الْحَمْدُ لِلَّهِ» هُوَ أن عَرَّفَ عِبادَهُ بَعضَ نِعَمِهِ جُمَلاً ، إذ لا يَقدِرونَ عَلى مَعرِفَةِ جَميعِها بِالتَّفصيلِ ، لِأَنَّها أكثَرُ مِن أن تُحصى أو تُعرَفَ ، فَقالَ لَهُم : قولوا :
«الْحَمْدُ لِلَّهِ» عَلى ما أنعَمَ بِهِ عَلَينا «رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ، وهُمُ الجَماعاتُ مِن كُلِّ مَخلوقٍ؛ مِنَ الجَماداتِ وَالحَيَواناتِ .
فَأَمَّا الحَيَواناتُ فَهُوَ يُقَلِّبُها في قُدرَتِهِ ، ويَغذوها مِن رِزقِهِ ، ويَحوطُها بِكَنَفِهِ ، ويُدَبِّرُ كُلّاً مِنها بِمَصلَحَتِهِ . وأمَّا الجَماداتُ فَهُوَ يُمسِكُها بِقُدرَتِهِ ، ويُمسِكُ المُتَّصِلَ مِنها أن يَتَهافَتَ ۱ ، ويُمسِكُ المُتَهافِتَ مِنها أن يَتَلاصَقَ ، ويُمسِكُ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ إلّا بِإِذنِهِ ، ويُمسِكُ الأَرضَ أن تَنخَسِفَ إلّا بِأَمرِهِ ، إنَّهُ بِعِبادِهِ لَرَؤوفٌ رَحيمٌ .
وقالَ عليه السلام : «رَبِّ الْعَــلَمِينَ» مالِكُهُم وخالِقُهُم وسائِقُ أرزاقِهِم إلَيهِم ، مِن حَيثُ يَعلَمونَ ومِن حَيثُ لا يَعلَمونَ ، وَالرِّزقُ مَقسومٌ ، وهُوَ يَأتِي ابنَ آدَمَ عَلى أيِّ سيرَةٍ سارَها مِنَ الدُّنيا ، لَيسَ تَقوى مُتَّقٍ بِزائِدِهِ ، ولا فُجورُ فاجِرٍ بِناقِصِهِ ، وبَينَهُ وبَينَهُ سِترٌ وهُوَ طالِبُهُ ، فَلَو أنَّ أحَدَكُم يَفِرُّ مِن رِزقِهِ لَطَلَبَهُ رِزقُهُ كَما يَطلُبُهُ المَوتُ .
فَقالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : قولوا : «الْحَمْدُ لِلَّهِ» عَلى ما أنعَمَ بِهِ عَلَينا وذَكَرَنا بِهِ مِن خَيرٍ في كُتُبِ الأَوَّلينَ قَبلَ أن نَكونَ ، فَفي هذا إيجابٌ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وعَلى شيعَتِهِم أن يَشكُروهُ بِما فَضَّلَهُم ، وذلِكَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : لَمّا بَعَثَ اللّهُ عز و جلموسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام وَاصطَفاهُ نَجِيّا ، وفَلَقَ لَهُ البَحرَ ونَجّى بَني إسرائيلَ ، وأعطاهُ التَّوراةَ وَالأَلواحَ ، رَأى مَكانَهُ مِن رَبِّهِ عز و جل فَقالَ : يا رَبِّ لَقَد أكرَمتَني بِكَرامَةٍ لَم تُكرِم بِها أحَدا قَبلي !
فَقالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : يا موسى ! أما عَلِمتَ أنَّ مُحَمَّدا عِندي أفضَلُ مِن جَميعِ مَلائِكَتي وجَميعِ خَلقي ؟
قالَ موسى عليه السلام : يا رَبِّ ! فَإِن كانَ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله أكرَمَ عِندَكَ مِن جَميعِ خَلقِكَ ، فَهَل في آلِ الأَنبِياءِ أكرَمُ مِن آلي ؟
قالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : يا موسى ! أما عَلِمتَ أنَّ فَضلَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلى جَميعِ آلِ النَّبِيّينَ كَفَضلِ مُحَمَّدٍ عَلى جَميعِ المُرسَلينَ ؟
فَقالَ موسى : يا رَبِّ ! فَإِن كانَ آلُ مُحَمَّدٍ كَذلِكَ فَهَل في اُمَمِ الأَنبِياءِ أفضَلُ عِندَكَ مِن اُمَّتي ؛ ظَلَّلتَ عَلَيهِمُ الغَمامَ ، وأنزَلتَ عَلَيهِمُ المَنَّ وَالسَّلوى ، وفَلَقتَ لَهُمُ البَحرَ ؟
فَقالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : يا موسى ! أما عَلِمتَ أنَّ فَضلَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ عَلى جَميعِ الاُمَمِ كَفَضلِهِ عَلى جَميعِ خَلقي ؟
فَقالَ موسى عليه السلام : يا رَبِّ ! لَيتَني كُنتُ أراهُم !
فَأَوحَى اللّهُ عز و جل إلَيهِ : يا موسى ! إنَّكَ لَن تَراهُم ولَيسَ هذا أوانَ ظُهورِهِم ، ولكِن سَوفَ تَراهُم فِي الجَنّاتِ ؛ جَنّاتِ عَدنٍ وَالفِردَوسِ ، بِحَضرَةِ مُحَمَّدٍ في نَعيمِها يَتَقَلَّبونَ ، وفي خَيراتِها يَتَبَحبَحونَ ۲ ، أفَتُحِبُّ أن اُسمِعَكَ كَلامَهُم ؟
فَقالَ : نَعَم إلهي !
قالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : قُم بَينَ يَدَيَّ ، وَاشدُد مِئزَرَكَ قِيامَ العَبدِ الذَّليلِ بَينَ يَدَيِ المَلِكِ الجَليلِ .
فَفَعَلَ ذلِكَ موسى عليه السلام ، فَنادى رَبُّنا عز و جل : يا اُمَّةَ مُحَمَّدٍ ! فَأَجابوهُ كُلُّهُم وهُم في أصلابِ آبائِهِم وأرحامِ اُمَّهاتِهِم : لَبَّيكَ اللّهُمَّ لَبَّيكَ ، لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ ، إنَّ الحَمدَ وَالنِّعمَةَ وَالمُلكَ لَكَ ، لا شَريكَ لَكَ .
قالَ : فَجَعَلَ اللّهُ عز و جل تِلكَ الإِجابَةَ شِعارَ الحاجِّ .
ثُمَّ نادى رَبُّنا عز و جل : يا اُمَّةَ مُحَمَّدٍ ! إنَّ قَضائي عَلَيكُم أنَّ رَحمَتي سَبَقَت غَضَبي ، وعَفوي قَبلَ عِقابي ، فَقَدِ استَجَبتُ لَكُم مِن قَبلِ أن تَدعوني ، وأعطَيتُكُم مِن قَبلِ أن تَسأَلوني ، مَن لَقِيَني مِنكُم بِشَهادَةِ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ ، صادِقٌ في أقوالِهِ ، مُحِقٌّ في أفعالِهِ ، وأنَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ أخوهُ ووَصِيُّهُ مِن بَعدِهِ ووَلِيُّهُ ، يُلتَزَمُ طاعَتُهُ كَما يُلتَزَمُ طاعَةُ مُحَمَّدٍ ، وأنَّ أولِياءَهُ المُصطَفَينَ الطّاهِرينَ المُطَهَّرينَ المُنبِئينَ بِعَجائِبِ آياتِ اللّهِ ودَلائِلِ حُجَجِ اللّهِ مِن بَعدِهِما أولِياؤُهُ ، أدخَلتُهُ جَنَّتي . . . .
قالَ عليه السلام : فَلَمّا بَعَثَ اللّهُ عز و جل نَبِيَّنا مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله قالَ : يا مُحَمَّدُ «وَ مَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا» ۳ اُمَّتَكَ بِهذِهِ الكَرامَةِ . ثُمَّ قالَ عز و جل لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله : قُل : «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» عَلى مَا اختَصَّني بِهِ مِن هذِهِ الفَضيلَةِ ، وقالَ لِاُمَّتِهِ : قولوا أنتُم : «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» عَلى مَا اختَصَّنا بِهِ مِن هذِهِ الفَضائِلِ . ۴

1.التَّهافُت : التساقُط قطعةً قطعةً (الصحاح : ج ۱ ص ۲۷۱ «هفت») .

2.تَبَحبَحَ : تَمكَّنَ في الحُلولِ والمَقامِ (لسان العرب : ج ۲ ص ۴۰۷ «بحح») .

3.القصص : ۴۶ .

4.عيون أخبار الرضا۷ : ج ۱ ص ۲۸۲ ح ۳۰ ، علل الشرائع : ص ۴۱۶ ح ۳ ، بشارة المصطفى : ص ۲۱۲ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري۷ : ص ۳۰ ح ۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۲۴ ح ۲ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد سیزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7815
صفحه از 519
پرینت  ارسال به