۳۶۵۵.مستدرك الوسائلـ به نقل از مسروق ـ: روز عرفه بر حسين بن على عليه السلام در آمدم ، در حالى كه كاسه هاى سَويقى ، ۱ جلوى ايشان و يارانش قرار داشت و قرآن هايى هم دردامن هايشان بود و منتظر رسيدن وقت افطار بودند . از او مسئله اى پرسيدم . پاسخ مرا داد. بيرون آمدم و بر حسن بن على عليه السلام در آمدم ، در حالى كه مردم بر سفره هايى كه غذاهاى آماده بر آن نهاده بودند ، در مى آمدند و مى خوردند و مى بُردند . ايشان، ديد كه حالم دگرگون است . فرمود : «اى مسروق! چرا نمى خورى ؟» .
گفتم : اى سَرور من ! روزه دارم و چيزى مى خواهم بگويم .
فرمود : «هر چه مى خواهى، بگو» .
گفتم : پناه مى بريم به خدا از اين كه شما (حسن عليه السلام و حسين عليه السلام ) با هم اختلاف داشته باشيد . بر حسين عليه السلام در آمدم و ديدم كه منتظر افطار است و بر شما در آمدم و در چنين وضعيتى هستى !
امام عليه السلام مرا به سينه اش فشرد و فرمود : «اى پسر اَشرَس ! آيا نمى دانى كه خداى متعال ، ما را به تربيت كردن امّت ، فرا خوانده است و اگر همه بر يك كار، گِرد آييم ، شما نمى توانيد كار ديگرى را انجام دهيد؟ من روزه نگرفتم ، براى كسانى كه روزه نيستند و برادرم روزه گرفت ، براى روزه داران .
۳۶۵۶.كتاب من لا يحضره الفقيه:از يعقوب بن شعيب روايت شده كه گفت: از امام صادق عليه السلام در باره روزه روز عرفه پرسيدم . فرمود : «اگر مى خواهى ، روزه بگير و اگر مى خواهى ، روزه نگير» .
سپس فرمود : «مردى نزد حسن عليه السلام و حسين عليه السلام آمد و يكى را روزه دار يافت و ديگرى را نه . علّتش را از آن دو پرسيد . فرمودند : «اگر روزه بگيرى ، خوب است و اگر نگيرى ، جايز است» .