43
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوّم

۳۸۴.سير أعلام النبلاءـ به نقل از عبد اللّه ـ: ديدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفته و مى فرمايد : «اين دو ، پسران من هستند . هر كس اين دو را دوست داشته باشد ، مرا دوست داشته است و هر كس اين دو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است» .

۳۸۵.المعجم الكبيرـ به نقل از حارث ، از امام على عليه السلام ، از پيامبر صلى الله عليه و آله ـدر شأن امام حسين عليه السلام ـ : هر كس اين را دوست بدارد، مرا دوست داشته است .

۳۸۶.شرح الأخبارـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه در خانه عايشه بود ، در آمدم . پيامبر صلى الله عليه و آله چمباتمه نشسته بود و همسرانش گردش بودند كه در اين ميان ، على بن ابى طالب عليه السلام جلوى در آمد و چون پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه داد ، داخل شد . وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را ديد ، فرمود : «خوش آمدى ، اى ابو الحسن ! آفرين ، اى برادر و پسرعموى من!» و دستش را به او داد و با هم دست دادند و على عليه السلام ميان دو چشم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را بوسيد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هم او را بوسيد و او را در سمت راست خود نشاند و فرمود : «دو پسرم ، حسن و حسين ، چه مى كنند؟» .
گفت : به خانه امّ سلمه رفته اند و در پى پيامبر خدا هستند .
در اين ميان بوديم كه گفتند : عثمان و عمر و ابو بكر و گروهى از ياران پيامبر خدا جلوى در هستند . پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد و همسرانش متفرّق و آنها داخل شدند و سلام دادند و نشستند .
سپس ابو ذر و سلمان ، پيش آمدند و [پيامبر صلى الله عليه و آله ] به آن دو نيز اجازه ورود داد و آن دو داخل شدند و بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سلام دادند . پيامبر صلى الله عليه و آله با آن دو ، دست داد و آن دو ميان چشمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را بوسيدند و ابو بكر و عمر ، برايشان جا باز كردند ؛ امّا آن دو كنار على عليه السلام نشستند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در كنار كسى مى نشينند كه دوستشان دارد و آن دو نيز او را دوست دارند» .
سپس بلال و همراه او ، حسن و حسين عليهماالسلام آمدند و داخل شدند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به آن دو (حسن و حسين عليهماالسلام) فرمود : «آفرين بر دو محبوبم و پسران دو محبوبم [على و فاطمه]!» و ميان چشمانشان را بوسيد و آن دو ، پيش روى پيامبر صلى الله عليه و آله نشستند و سپس برخاستند تا بر عايشه در آيند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى عايشه ! اين دو را دوست بدار و خالصانه هم دوست بدار ، كه هر دو ، ميوه دل من و سَرور جوانان بهشتى اند . هيچ كس اين دو را دوست نمى دارد ، جز آن كه خداوند ، او را دوست خواهد داشت و هيچ كس اين دو را دشمن نمى دارد ، جز آن كه خداوند ، دشمنش خواهد داشت . هر كس اين دو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد ، خدا را دوست داشته است . هر كس اين دو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر كس مرا دشمن بدارد ، خدا را دشمن داشته است . گويى مى بينم كه با اين دو ، چه مى كنند و اين ، در علم پيشين خداست و گويى جايگاهشان را در بهشت مى بينم و نيز جايگاه دشمنانشان را در دوزخ . سوگند به كسى كه جانم در دست اوست ، خداوند ، دشمن و بدخواه اين دو را به رو ، در آتش مى اندازد!» .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوّم
42

۳۸۴.سير أعلام النبلاء عن عبد اللّه :رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أخَذَ بِيَدِ الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام ، ويَقولُ : هذانِ ابنايَ ؛ فَمَن أحَبَّهُما فَقَد أحَبَّني ، ومَن أبغَضَهُما فَقَد أبغَضَني . ۱

۳۸۵.المعجم الكبير عن الحارث عن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في شَأنِ الإِمامِ الحُسَينِ عليه السلام ـ: مَن أَحَبَّ هذا فَقَد أحَبَّني . ۲

۳۸۶.شرح الأخبار عن عبداللّه بن عبّاس :دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ في مَنزِلِ عائِشَةَ ، وهُوَ مُحتَبٍ ۳ ، وحَولَهُ أزواجُهُ ، فَبَينَما نَحنُ كَذلِكَ ، إذ أقبَلَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام بِالبابِ ، فَأَذِنَ لَهُ ، فَدَخَلَ ، فَلَمّا رَآهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : مَرحَبا يا أبَا الحَسَنِ ، مَرحَبا يا أخي وَابنَ عَمّي ، وناوَلَهُ يَدَهُ ، فَصافَحَهُ ، وقَبَّلَ عَلِيٌّ عليه السلام بَينَ عَينَي رَسولِ اللّهِ ، وقَبَّلَهُ رَسولُ اللّهِ ، ثُمَّ أجلَسَهُ عَن يَمينِهِ ، وقالَ : ما فَعَلَ ابنايَ الحَسَنُ وَالحُسَينُ؟ قالَ : مَضَيا إلى بَيتِ اُمِّ سَلَمَةَ يَطلُبانِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله .
فَبَينَما نَحنُ كَذلِكَ ، إذ قالوا : [إنَّ] عُثمانَ وعُمَرَ وأبا بَكرٍ وجَماعَةً مِن أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِالبابِ ، فَأَذِنَ لَهُم ، وتَفَرَّقَ أزواجُهُ ، ودَخَلوا ، فَسَلَّموا وجَلَسوا .
ثُمَّ أقبَلَ أبو ذَرٍّ وسَلمانُ ، فَأَذِنَ لَهُما ، فَدَخَلا فَسَلَّما عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَصافَحَهُما ، فَقَبَّلا بَينَ عَينَي رَسولِ اللّهِ ، وأوسَعَ أبو بَكرٍ وعُمَرُ لَهُما ، فَهَوَيا إلى عَلِيٍّ عليه السلام .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يَجلِسانِ إلى مَن يُحِبُّهُما ويُحِبّانِهِ .
ثُمَّ أقبَلَ بِلالٌ ومَعَهُ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلام فَدَخَلَ .
فَقالَ لَهُما رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَرحَبا بِحَبيبَيَّ وَابنَي حَبيبَيَّ ، فَقَبَّلَ بَينَ أعيُنِهِما ، وجَلَسا بَينَ يَدَيهِ ، ثُمَّ قاما يَدخُلانِ إلى عائِشَةَ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أحِبّيهِما يا عائِشَةُ ، وَامحَضيهِمَا ۴ المَحَبَّةَ؛ فَإِنَّهُما ثَمَرَةَ فُؤادي ، وسَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، ما أحَبَّهُما أحَدٌ إلّا أحَبَّهُ اللّهُ ، ولا أبغَضَهُما أحَدٌ إلّا أبغَضَهُ اللّهُ ، مَن أحَبَّهُما فَقَد أحَبَّني ، ومَن أحَبَّني فَقَد أحَبَّ اللّهَ ، ومَن أبغَضَهُما فَقَد أبغَضَني ، ومَن أبغَضَني فَقَد أبغَضَ اللّهَ ، وكَأَنّي أرى ما يُرتَكَبُ مِنهُما ، وذلِكَ في سابِقِ عِلمِ اللّهِ عز و جل ، وكَأَنّي أرى مَقعَدَهُما مِنَ الجَنَّةِ ، ومَقعَدَ مَن أبغَضَهُما مِنَ النّارِ ، وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ، لَيُكِبُّ اللّهُ عَدُوَّهُما ومُبغِضيهِما فِي النّارِ عَلى وُجوهِهِم . ۵

1.سير أعلام النبلاء : ج ۳ ص ۲۸۴ ، تاريخ دمشق : ج ۱۴ ص ۱۵۱ ح ۳۴۶۶ عن ابن مسعود ، ذخائر العقبى : ص ۲۱۶ ؛ كشف الغمّة : ج ۲ ص ۲۲۲ كلاهما نحوه .

2.المعجم الكبير : ج ۳ ص ۴۷ ح ۲۶۴۳ ، كنزالعمّال : ج ۱۲ ص ۱۲۵ ح ۳۴۳۱۲ .

3.احتبى الرجل : إذا جمع ظهره وساقيه بعمامته ، وقد يحتبي بيديه (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۱۶۱ «حبا») .

4.المحض : الخالص الذي لم يخالطه غيره (المصباح المنير : ص ۵۶۵ «محض») .

5.شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۰۷ ح ۱۰۴۴ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5874
صفحه از 469
پرینت  ارسال به