277
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم

زينب بدو گفت: «اى عمر پسر سعد! ابو عبد اللّه‏ را مى‏كشند و تو نگاه مى‏كنى!». گويد: گويى اشك‏هاى عمر را مى‏بينم كه بر دو گونه و ريشش روان بود. گويد: و روى از زينب بگردانيد.

حميد بن مسلم گويد: حسين، جبّه خزى به تن داشت و عمامه به سر، و با وسمه، خضاب كرده بود.

گويد: پيش از آن كه كشته شود، شنيدمش كه مى‏گفت ـ در آن حال، پياده مى‏جنگيد چون يكّه‏سوارى دلير، از تير احتراز مى‏كرد، جاى حمله را مى‏جست، به سواران حمله مى‏برد ـ: «براى كشتن من شتاب داريد، به خدا پس از من از بندگان خدا كس را نخواهيد كشت كه خداى از كشتن وى بيش از كشتن من بر شما خشم آرد! به خدا اميدوارم خدا وهن شما را مايه حرمت من كند و به ترتيبى كه ندانيد، انتقام مرا از شما بگيرد! به خدا اگر مرا بكشيد، خدايتان به جان هم اندازد و خون‏هايتان را بريزد! و به اين بس نكند و عذاب دردناكتان را دو برابر كند».

گويد: مدّتى دراز از روز ببود كه اگر كسان مى‏خواستند بكشندش، كشته بودند؛ امّا هر كس به ديگرى وامى‏گذاشت و هر گروهى مى‏خواست گروه ديگر مرتكب كشتن او شده باشد.

گويد: آن گاه شمر، ميان كسان بانگ زد كه: «واى شما! منتظر چيستيد؟ مادرهايتان عزادارتان شود! بكشيدش». گويد: پس، از هر سو به او حمله بردند، ضربتى به كف دست چپ او زدند. اين ضربت را زرعة بن شريك تميمى زد. ضربتى نيز به شانه‏اش زدند. سپس برفتند و او سنگين شده بود و در كار افتادن بود.

گويد: در اين حال، سنان بن انس نخعى حمله بُرد و نيزه در او فرو بُرد كه بيفتاد.


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
276

أبو عبداللّه‏ وأنت تنظر إليه؟!

قال: فكأنّي أنظر إلى دموع عمر وهي تسيل على خدّيه ولحيته، قال: وصرف بوجهه عنها.

قال أبو مخنف: حدّثني الصقعب بن زهير، عن حميد بن مسلم، قال: كانت عليه جبّة من خزّ، وكان معتمّاً، وكان مخضوباً بالوسمة، قال: وسمعته يقول قبل أن يُقتل، وهو يقاتل على رجليه قتال الفارس الشجاع يتّقي الرمية، ويفترص۱ العورة، ويشدّ على الخيل، وهو يقول: أعلى قتلي تَحاثّون؟! أما واللّه‏، لا تقتلون بعدي عبداً من عباد اللّه‏ِ اللّه‏ُ أسخط عليكم لقتله منّي، وأيم اللّه‏، إنّي لأرجو أن يكرمني اللّه‏ بهوانكم، ثمّ ينتقم لي منكم من حيث لا تشعرون، أما واللّه‏، أن لو قد قتلتموني لقد ألقى اللّه‏ بأسكم بينكم، وسفك دماءكم، ثمّ لا يرضى لكم حتّى يضاعف لكم العذاب الأليم.

قال: ولقد مكث طويلاً من النهار ولو شاء الناس أن يقتلوه لفعلوا، ولكنّهم كان يتّقى بعضهم ببعض، ويحبّ هؤاء أن يكفيهم هؤاء.

۵ / ۴۵۳

قال: فنادى شمر في الناس: ويحكم! ماذا تنظرون بالرجل؟! اقتلوه ثكلتكم اُمّهاتكم!

قال: فحمل عليه من كلّ جانب، فضربت كفّه اليسرى ضربة، ضربها زرعة بن شريك التميمي، وضرب على عاتقه، ثمّ انصرفوا وهو ينوء ويكبو.

قال: وحمل عليه في تلك الحال سنان بن أنس بن عمرو النخعي، فطعنه بالرمح فوقع.

1.. افترص العورة : انتهزها لسان العرب : ج ۷ ص ۶۵ «فرص» .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد پانزدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    اول
تعداد بازدید : 14328
صفحه از 726
پرینت  ارسال به