117
دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل

آموخته اى؟ ناخدا پاسخ گفت : خير. عالم نحو بدو گفت : پس نيمى از عمرت بر فناست! هر كه نحو نياموزد ، عمرش را در نادانى ، تباه كرده است . اگر بخواهى از نيمه باقى مانده عمرت بهره ببرى ، مى بايد اين دانش را بياموزى.
ناخدا قدرى انديشه كرد و پاسخ اين اديب مغرور بر او گران آمد. چيزى نگذشت كه طوفان در گرفت و دريا متلاطم شد و امواج ، دريا را فرا گرفت. كشتى به تلاطم افتاد و از اين سو به آن سو پرت مى شد و به واژگونى نزديك شده بود كه ناخدا رو به عالِم نحو كرد و ديد خود را باخته و دست از پا نمى شناشد. فرصت را براى پاسخگويى به وى غنيمت شمرد و گفت : اى استاد! آيا شنا بلدى؟ عالِم نحو پاسخ گفت : خير ، شنا نمى دانم. ناخدا گفت : تمام عمرت بر فناست! براى نجات ، چاره اى جز شناگرى نيست.
چه اندك اند عالِمانى كه به سانِ اين نحوى نمى انديشند و فريفته غرور علمى نيستند ، بويژه در مسائل اعتقادى ؛ ليكن مغروران ، خواه آنان كه هرگز به پژوهش نپرداخته اند و خواه آنان كه از دريا به قطره اى اكتفا كرده اند ، در اين كه اجتهاد را تنها از آنِ خويش مى دانند و به خود حق مى دهند تا در هر زمينه اى ولو زمينه اى كه در تخصّصشان نيست ، اظهار رأى كنند ، همگى برابرند.

بنياد اختلافات عقيدتى

يكى از ريشه هاى اساسى اختلافات عقيدتى و تضاد ميان نظريّه هاى حاكم بر جهان ، در همين اظهار نظر غير متخصّصان ، نهفته است. وقتى نادان عالِم نما اظهار نظر مى كند ، ديگر نادانان ، بدون توجّه به تخصص و به عنوان اين كه او عالم است ، از او مى پذيرند و از وى پيروى مى كنند و بدين صورت ، عقايد و نظريّه هاى متضاد شكل مى گيرد. از امام على عليه السلام سخنى در اين زمينه نقل شده است كه اگر آن را معجزه امام تلقّى كنيم ، مبالغه نكرده ايم :


دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
116

نرسيده اند و اين ، مصداق سخن امير مؤمنان عليه السلام است :
مَنِ ادَّعى مِنَ العِلمِ غايَتَهُ فَقَد أَظْهَرَ مِن جَهْلِهِ نِهايَتَهُ. ۱ آن كه پايان دانش را ادّعا كند ، نهايت نادانى خود را آشكار ساخته است.
كوته بينان و تنگ نظران و سطحى گرايان ، هر گاه به ميزان اندكى از دانش مى رسند ، غرور علمى ، آنان را به استبداد مى كشاند و اين گونه مى شود كه آنان تمامى مجهولات خود را با مقدار اندكى از دانش خود مى سنجند و خويش را به صورت مطلق ، عالِم مى پندارند.
براى مثال ، استاد متخصّص ادبيات ، گمان مى كند كه هر كسى كه در فهم ادبيات مانند او باشد ، به هر چيزى علم دارد و مى تواند در هر زمينه و هر مسئله اى رأى قاطع صادر كند. يا عالم رياضيات ، معتقد است كه رياضيدانان ، عالِم اند و مُجازند در هر زمينه اى ولو عقيدتى و اجتماعى ، اظهار نظر كنند.
و همين گونه است : فقيه ، اصول دان ، فيلسوف ، مفسّر و ديگران. هر كسى در هر شاخه اى از دانش و معرفت تخصص پيدا كند ، اگر به غرور علمى مبتلا باشد و نسبت ميان معلومات و مجهولات خود را نشناسد ، گمان مى كند كه انديشه اش از آن رو كه در حوزه تخصصى خودش درست است ، در هر زمينه اى نيز چنين است ، گرچه از تخصصش بيرون باشد. بدين جهت ، به خود حق مى دهد كه در هر مسئله اى اظهار نظر كند.
حكايت شده است كه يك عالِم «نحو» ، بر كشتى سوار شد و به هنگام گفتگو با ناخداى كِشتى ، خواست دانش و منزلت علمى خود را به رخ بكشاند تا شايد ناخدا علاقه مند به آموختن «نحو» گردد. بدين جهت از او پرسيد : آيا نحو

1.ر . ك : ج ۲ ص ۸۶ ح ۱۰۶۶ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    رضا برنجكار
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 12708
صفحه از 518
پرینت  ارسال به