(انظر) الضلالة : باب ۲۳۴۹ . القضاء (۱) : باب ۳۲۹۵ .
الفتنة : باب ۳۱۰۴ .
۱۶۷۴۷.الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لمّا سُئلَ عنِ المُحكَمِ و المُتَشابِهِ ـ: المُحكَمُ ما نَعمَلُ بهِ ، و المُتَشابِهُ ما اشتَبَهَ على جاهِلِهِ . ۱
۱۶۷۴۸.عنه عليه السلامـ أيضا ـ: المُحكَمُ ما يُعمَلُ بهِ ، و المُتَشابِهُ الذي يُشبِهُ بَعضُهُ بَعضا ۲ . ۳
۱۶۷۴۹.عنه عليه السلام :إنّ القرآنَ فيهِ مُحكَمٌ و مُتَشابِهٌ ، فأمّا المُحكَمُ فنُؤمِنُ بهِ و نَعمَلُ بهِ و نَدينُ بهِ ، و أمّا المُتَشابِهُ فنُؤمِنُ بهِ و لا نَعمَلُ بهِ . ۴
۱۶۷۴۷.امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از محكم و متشابه ـفرمود : محكم ، آن آيه اى است كه به آن عمل مى كنيم و متشابه، آيه اى است كه بر كسى كه از آن شناخت ندارد مشتبه مى شود.
۱۶۷۴۸.امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به همين پرسش ـفرمود : محكم ، آن است كه بدان عمل مى شود و متشابه، آن است كه برخى از آن با برخى ديگر شبيه است. ۵
۱۶۷۴۹.امام صادق عليه السلام :همانا در قرآن محكمى است و متشابهى. به آياتِ محكم، ايمان داريم و بدانها عمل مى كنيم و به آياتِ متشابه، ايمان داريم ولى به كارشان نمى بنديم.
1.بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۲/۱۵.
2.بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۳/۱۹.
3.قال العلاّمة في الميزان في تفسير القرآن ـ بعد ذكر الأخبار المرويّة عن المعصومين عليهم السلام في تفسير المتشابه ـ : أقول : الأخبار كما ترى متقاربة في تفسير المتشابِه ، و هي تؤيّد ما ذكرناه في البيان السابق : أنّ التشابه يقبل الارتفاع ، و أنّه إنّما يرتفع بتفسير المحكم له . و أمّا كون المنسوخات من المتشابهات فهو كذلك كما تقدّم ، و وجه تشابهها ما يظهر منها من استمرار الحكم و بقائه ، و يفسّره الناسخ ببيان أنّ استمراره مقطوع .
4.بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۳/۲۱.
5.مرحوم علاّمه طباطبائى در الميزان، پس از نقل اخبار منقول از امامان معصوم عليهم السلام در بيان معناى متشابه، مى گويد: اين اخبار، همان گونه كه ملاحظه مى شود، در بيان معناى متشابه نزديك به هم هستند و گفته قبلى ما را تأييد مى كنند، كه گفتيم تشابه آيات قابل رفع بوده و با تفسير كردن آياتِ متشابه با آياتِ محكم اين تشابه برطرف مى شود. و اما اين كه آيات منسوخ جزو متشابهاتند، اين مطلب همچنان كه قبلاً گفتيم، درست است و وجه و علّت متشابه بودن آنها، آن گونه كه از اين آيات بر مى آيد، استمرار داشتن و باقى بودن حكم است. ليكن آيه ناسخ آن را چنين تفسير و توضيح مى دهد كه آن حكم، ديگر استمرار ندارد.