137
کلام شیعه در پژوهش‌های غربی - دفتر اول

در این‌جا می‌توان دید که باور غیبت، به واسطه ارتباط با تجلی، یا حضور (ظهور) قائم آخرالزمان، فحوایی موعودباورانه پیدا کرده است ـ اصطلاح قائم آخرالزمانی، از حیث اشتمال بر معانی ثانوی قیام‌کننده با شمشیر (القائم بالسیف) و برپادارنده حق (القائم بالحقّ)، غنای معنایی دارد.

همان‌‌گونه که هاجسن به‌درستی تأکید دارد، بازسازماندهی شیعیان اولیه، از جمله برخی از طرفداران کیسانی و دیگر گروه‌های افراطی و سازمان‌دهی‌‌‌ آن‌ها در قالب یک فرقه توسط جعفر صادق[علیه السلام] با انکار قاطعانه موعودباوری و قیام‌های مسلحانه همراه شد. جعفر[علیه السلام] مانند پدرش محمد باقر[علیه السلام]، قائم بودن خود را انکار کرده و تأکید داشت که قیام قائم، قریب الوقوع نیست.۱ با این حال نظر هاجسن مبنی بر قاطعیت جعفر صادق[علیه السلام] در منضبط‌سازی دینی افراطی‌گری موعودباورانه، گمراه‌کننده است. بلافاصله پس از درگذشت جعفر صادق[علیه السلام]، گروهی از پیروانش موسوم به ناووسیه، به موعودباوری بازگشته و با ادعای ظهور مجدد وی به عنوان دارنده شمشیر (صاحب السیف)، قائم و مهدی، درگذشتش را انکار کردند و مدعی بودند وی به آن‌ها گفته است: «اگر دیدید سر من از بالای کوه به سوی شما می‌غلطد، باور نکنید، زیرا من همراه شما هستم».۲

موعودباوری در دوران قیام عباسیان پرشور و فراگیر بود. در مورد علویان، این اعتقاد به قیام محمد بن عبداللّه حسنی معروف به نفس زکیه (روح پاک) به عنوان مهدی و قائم آل محمد[علیه السلام]، در عربستان منتهی شد. پس از این قیام، ابراهیم، برادر محمد که عنوان هادی را برای خود انتخاب کرده و در عراق به پا خاسته بود، قیام کرد. این قیام‌ها

1.. Hodgson, "How Did the Early Shī‘a Become Sectarian?" Journal of the American Oriental Society ۷۵, p. ۱۲.

2.نوبختی، فرق الشیعه، ص۵۷؛ اشعری قمی، المقالات والفرق، ص۷۹-۸۰.


کلام شیعه در پژوهش‌های غربی - دفتر اول
136

امید می‌رفت، انقلابی که به «رستاخیزِ» پیش از «ساعة» [قیامت] منتهی می‌شد.۱ با فوت محمد بن حنفیه در سال ۷۰۰، کیسانیه بر آن شدند که وی در کوه‌های رَضویٰ در خفا یا در غیبت است و به عنوان مهدی و قائم باز می‌گردد. هنگامی که ابوهاشم، پسر محمد، پس از پدرش بدون هیچ فرزندی فوت کرد، کیسانیه بر آن شدند که او مهدی و در کوه‌های رَضویٰ در خفا است. باور غیبت، بخشی از منظومه باورهای کیسانی است که رجعت (بازگشت مردگان) و بداء (تغییر خواست خدا) نیز در زمره آن‌ها هستند و البته به مکتب تشیع ‌‌امامی راه یافتند.۲

یکی از مهم‌ترین مجاری انتقال این باور به مکتب تشیع ‌‌امامی، شاعری عرب، زبردست و کیسانی به نام سید حِمیَری (د. پس از ۷۸۷) بود که عمیقاً شیفته جعفر صادق‌[علیه السلام] بود و پیرو او شد.۳ سید حمیری، در ابیات زیر که در منابع ‌‌امامی به عنوان آیینه آیین آن‌ها نقل شده۴ گواهی می‌دهد:

به راستی که از غیبت ولی‌امر (ولیّ الأمر) و قائمی که نشاط‌دهنده جانم است، گریزی نیست. بر چنین غائبی درود مدام خدا باد. وی روزگاری را در غیبت می‌گذراند و چون ظهور کند، شرق و غرب را از عدل و داد پر می‌کند.۵

1..van Ess, "Das Kitāb al-Irǧā’ des Hasan b. Muhammad b. al-Hanafiyya," Arabica ۲۱, p. ۲۴.

2.. Encyclopedia of Islam, ۲nd ed., p. ۸۳۶-۳۸, s.v. "Kaysaniyya" (W. Madelung).

3.این سید می‌تواند نماینده گروهی از کیسانیه تلقی شود که توسط امامان پنجم و ششم[ علیهما السلام] به مکتب تشیع امامی جذب شدند. وجود چنین گروهی را می‌توان از لحن آشتی‌جویانه احادیث اولیه امامی دربارۀ محمد‌بن‌حنفیه دریافت که در حال احتضار مدعی شد امامت برادرزاده‌اش (امام چهارم[ علیه السلام]) را پذیرفته است (علی‌بن‌بابویه، الإمامة، ص۱۹۳-۱۹۵). طبق روایتی، امام پنجم[ علیه السلام] امامت محمد را ردّ، اما مهدی بودن او را تأیید می‌کند (همان، ص۱۹۳).

4.شیخ مفید، الإرشاد، ص۲۸۴ و ترجمه انگلیسی آن، ص۴۳۰.

5.شیخ مفید، الإرشاد، ص۲۸۴. نقلی که من ترجمه کرده‌ام با نقل مذکور در کمال الدین چاپی اندکی متفاوت است، اما با نقل موجود در برخی از نسخ خطی آن، یکی است (شیخ صدوق، کمال الدین، ص۳۵، ش۶-۷).

  • نام منبع :
    کلام شیعه در پژوهش‌های غربی - دفتر اول
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1399
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 9461
صفحه از 230
پرینت  ارسال به