91
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

گرچه فقدان وحدت آموزشي و فرقه‏اي، با وجود اتفاق نظر در اصول بنيادي، در گسترش حديث‌گرايي نقش داشت، امّا از سوي ديگر نبودِ سازماني نيرومند توسعة آن را به سرزمين‏هاي اسلامي محدود کرد. انگيزه‏اي براي ترويج آن به فراسوي سرزمين‏هاي اسلامي در مقام تبليغ وجود نداشت. بي‏ترديد بسياري از محدّثان در جهاد شرکت داشتند يا در نواحي مرزي سُکنا مي‏گزيدند.۱ با اين حال آنان وظيفة خود را نه تبليغ بلکه چنانکه در مورد ابوإسحاق فَزاري ديده مي‌شود،۲ مبارزه با «بدعت‏ها» عليه سنّت مي‌دانستند که احتمال داشت از طريق نودينان به اسلام راه يابند. حلقه‌‏هاي ديگري اسلام را در جهان گسترش مي‌دادند؛ وقتي منطقة جديدي اسلام مي‏آورد، محدّثان مراقب بودند که به ايمان مردم لطمه‏اي وارد نشود. زيرا حديث‌گرايي قدرت خود را نه در حمله که در دفاع نشان داده بود. وقتي گرايش فرهنگي بيگانه‏اي قصد نفوذ به جهان اسلام را داشت و دين پيامبر در خطر نابودي قرار مي‌گرفت، حديث‌گرايي به تعظيم بزرگترين دستاوردهايش مي‏پرداخت. احياي سنّت به دست احمد بن حنبل در سدة سوم، فعاليت‏هاي ابن‌تيميّة در سدة هفتم و جنبش وهابيّت در عصر حاضر نمونه‏هايي از اين پديده‏اند.

احياي سنّت به زعامت احمد بن حنبل دفاعي بود در برابر نفوذ تأثيرات بيگانه چنان که در نهضت اعتزال بروز يافت ـ تأثيراتي که پس از سقوط خلافت عرب تهديدي فزاينده براي اسلام به شمار مي‏رفت. نهضت اعتزال يکي از مهم‌ترين دستاوردهاي نزاع معنوي ميان اسلام و ثنويت ايراني بود؛ به عبارت بهتر، اين نهضت نمونه‏اي برجسته (که در تاريخ تبليغي اسلام بارها رخ داده است) از اين حقيقت به دست مي‏دهد که جنبشي که مي‏خواست اسلام را تبليغ کند و تصور مي‏کرد آن را در قالبي ناب و معتبر معرفي مي‏کند، ناخودآگاه به وسيلة رقيبش به روشي جدلي کشانده شد، و ناآگاهانه به دام آن گرفتار آمد. در نزاع ديني توحيدي با ثنويت بايد يگانگي و عدل خدا محور رويارويي قرار گيرد. امّا معتزليان در تلاش براي غلبه بر

1.. ابن‌سعد، ج ۷/۲، ص ۱۸۵ به بعد.

2.. نگاه کنيد به: OLZ, ۳۸ (۱۹۳۵), pp. ۶۲۷f


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
90

و روشن نداشتند، معمولاً از خطر قضاوت‏هاي شتابزده که حاصل گرايش شخصي آنان بود، در امان نبودند. از اين رو شُعبة (۸۳ ـ ۱۶۰ ق)، که بنيانگذار تحليل انتقادي راويان به شمار مي‏رفت،۱ راوياني را که شيوه نماز خواندنشان را نمي‏پسنديد، جرح مي‏کرد.۲ سخنان مشابهي از وُهيْب (۱۰۸ ـ ۱۶۵ ق) ناقد ديگري از همين دوران نقل شده است.۳
با افزايش تعداد راويان، ديگر قضاوت دربارة فرد بر اساس شناخت مستقيم و شخصي غير ممکن مي‌نمود و نياز به ارزيابي نقادانه بر مبناي اطلاعات عيني آشکارتر مي‏شد. بنابراين، علما شروع به گردآوري گزارش‏ها دربارة هر يک از راويان شامل نام، اصل و نسب، شيوه تحصيل، شرح حال، گسترة روايات و اعتبار آنان کردند. بدين ترتيب در اواخر سدة دوّم ادبيات تراجم‏نگاري دربارة محدّثان پديد آمد، که پايه‏گذارش واقدي (۱۳۰ ـ ۲۰۷ ق) بود؛ ادبيّاتي که با آثار کلاسيک ابن‌سعد، شاگرد و کاتب واقدي، و خليفة بن خيّاط به اوج شکوفايي رسيد. علاوه بر واقدي، هم‏عصرش هَيثَم بن عدي در ثبت وقايع تاريخي علم حديث سهم بسزايي داشت.۴

1.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۳۴۵.

2.. نگاه کنيد به: ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۳، ص ۱۳۴؛ ج ۲، ص ۷، ۳۱۲.

3.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۵، ص ۴۳.

4.. بر خلاف واقدي که از مکتب مدينه بود، هَيثَم بن‌عَدي از راويان حديث نبود، بلکه نويسندة کتاب‏هاي سرگرم‏کننده بود و موضوعات تاريخي را ترجيح مي‏داد، و نيز کتاب‏هايي با موضوعات عاشقانه مي‌نوشت (فهرست، ص ۳۰۶). چون نَسَب پستي داشت و مي‏کوشيد خود را به قبيلة بزرگ طي منسوب کند که مورد طعن معاصرانش قرار ‏گرفت، از دانش خويش دربارة تواريخ شرم‏آور شمال عربستان در آثارش (المثالب، أخبار زياد بن أبيه، اسماء بغايا قريش وغيره) براي افشاگري از اشرافيت عرب بهره برد (عبدالقادر، خزانة الأدب، ج ۲، ص ۵۱۱). عالمي چون جاحظ تصنّعي بودن سبک او را يادآور مي‏شود (بخلاء، ص ۲۴۳، چاپ فان فلوتن). با اينکه راويان مسلمان در نکوهش او اتفاق نظر دارند (ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۳، ص ۲۶۵، و ابن‌حجر، لسان الميزان، ج ۶، ص ۲۰۹) از گزاره‏هاي تاريخي او در طبقات الفقهاء والمحدثين و تاريخ او صرف‏نظر نمي‏کنند.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6015
صفحه از 534
پرینت  ارسال به