87
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

با اينکه حديث‌گرايي با سرعتي نسبتاً زياد به سرزمين‏هاي مرزي عربستان نفوذ کرد، استقرار آن در سرزمين‏هاي دور شرقي و غربي با کندي صورت گرفت. سال‏ها پس از تثبيت حوزه‏هاي علم حديث در سرزمين‏هاي مرکزي اسلام، نخستين محدّث بزرگ شرقي، عبداللّه‏ بن مبارک (۱۱۸ ـ ۱۸۱ ق)، از پدري ترک و مادري خوارزمي، توانست جايگاهي همانند براي آن در مرو فراهم آورد. او که از خانواده‏اي متوسط برخاسته بود (پدرش بردة بازرگاناني عرب در همدان بود)، با مهارتي که در بازرگاني داشت به ثروت عظيمي دست يافت و عجيب آنکه او به شدت زاهدانه زندگي مي‏کرد. او از سفرهايي که از سال ۱۴۱ هجري، وي را به عراق، حجاز، يمن، مصر و سوريه کشاند، بهره گرفت و به استماع حديث از بزرگترين عالمان عصر خود پرداخت. او از مالک بن انس در مدينه، ابن‌جريج و سفيان ثوري در مکه، مَعْمَر و يونس بن يزيد (شاگردان زُهري)، أوزاعي (فقيه بزرگ شامي)، ليث بن سعد در مصر، أعمش در کوفه و شُعبة در بصره «حديث شنيد». علاوه بر آن او از کساني که زندگي خود را وقف تحصيل اين علم کرده بودند، سخاوتمندانه حمايت مي‏کرد. او معتقد بود «به جز نبوت، هيچ چيز برتر از ترويج علم [دين] نيست».۱ به واسطة اين عالم متبحّر و مستعد، حوزة علم حديث در خراسان گسترش يافت. در نيشابور، مرکز خراسان، يکي از شاگردانش به نام ابراهيم بن نصر سورياني که در سال ۲۱۰ هجري در جنگ با بابک در دينوَر کشته شد،۲ تحصيل در اين رشته را معمول کرد. بدين سان زمينه‏اي فراهم شد تا در طول سدة سوم گروهي از بزرگترين علما توانستند علم حديث را در شرق بنيان نهند.

غرب [اسلامي] پس از همه اين راه را پيمود. البته کساني بودند که پيش از آن نقل حديث مي‏کردند. کساني چون قاضي معاوية بن صالح حمصي (متوفي ۱۵۸ ق) که در سال ۱۲۵ هجري به اندلس مهاجرت کرد و الداخل عبدالرحمان اوّل، او را به سفارت شام فرستاد.۳ به عبارت دقيق‏تر، نخستين بار عبدالملک بن حبيب (حدود

1.. خطيب، تاريخ بغداد، ج ۱۰، ص ۱۶۰.

2.. YAqut, Geographisches Worterbuch, III, p. ۱۸۷؛ ذهبي، تذکرة الحفاظ، ج ۲، ص ۳.

3.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۰، ص ۲۰۹.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
86

امور دنيوي مانند قصه‏هاي عربستان جنوبي، افسانه‏هاي باديه‏نشينان و ادبيات سرگرم کنندة عاميانه مربوط اوايل حکومت امويان نيز مي‌شد که نه آموزنده بود و نه الهام بخش، بلکه تنها براي سرگرمي مردم نقل مي‏شد. همان گونه که مردم مکّه در زمان حيات پيامبر به داستان‏هاي رستم و اسفنديار که نضر بن حارث برايشان نقل مي‏کرد، گوش فرا مي‏دادند،۱ فرزندان آنان نيز در زمان خلافت عمر خود را با قصه‏هاي عُبيد بن عُمير قصه‏گو (قاصّ) سرگرم مي‏کردند.۲ در دربار معاويه قصه‏گوياني از عربستان جنوبي مانند دَغفَل (متوفاي ۶۵ ق) و عَبيد بن شَريه حضور داشتند. کمي پس از آن وَهْب بن مُنَبّه (۳۴ ـ ۱۱۰ ق)، يمني ايراني‌تبار ديده مي‏شود که بنابر قطعات متعددي که از قصص الانبياء او بر جاي مانده، مطالب خود را به شيوه‌‏اي هنري بيان مي‏کرده و به گونه‏اي اغراق‏آميز به شرح زندگاني پيامبر مي‏پرداخت. مکتب مدينه که بر اهمّيّت گردآوري بخش‏هاي تأييد شده روايات شفاهي تأکيد داشت، اين ادبيات سرگرم کننده را که در آن افسانه و حقيقت به صورت قصه‏اي دلپذير به هم آميخته بود، اساساً به سبب ناموثّق بودن آن نمي‏پذيرفت.۳ هر چند مدني‏ها نمي‏توانستند اين مطالب را يکسره ناديده بگيرند، به ويژه از اين نظر که در زمينه‏هاي بسياري چون تاريخ پيامبران قبل از اسلام منابع معتبر جايگزيني وجود نداشت. از اين رو، محدّثان ناچار بودند در مواردي که حکايات براي پند و اندرز به کار مي‏رفت، معيارهاي سختي را که براي احاديث مربوط به سلوک اصيل اسلامي وضع کرده بودند، تقليل دهند. يزيد بن أبي‌حبيب خود از کتابي نقل مي‏کرد که ظاهراً نسخه بدل اسلامي کتاب اعمال رسولان بود.۴

1.. ابن‌هشام، ص ۱۹۱، ۲۳۵.

2.. ابن‌سعد، ج ۵، ص ۳۴۱.

3.. اين عقيدة ابن‌حنبل که «ثلاثة کُتبٍ لا أصل لها المغازي والملاحم والتفسير» (سيوطي، إتقان، ص ۸۸۸) به شرح‏حال‏هاي افسانه‏اي از پيامبر، پيشگويي‏هاي مربوط به آخر الزمان و تفسير عوامانة قرآن اشاره دارد.

4.. ابن‌هشام، ص ۹۷۲.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6113
صفحه از 534
پرینت  ارسال به