67
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
66

۳ ـ ۲ ـ رهيافت‏هاي ديگر در تحليل احاديث

مفاهيم و تئوري‏هاي ادبي جديد تاکنون بسيار به ندرت در پژوهش‏هاي حديثي مطرح شده‏اند. از باب نمونه، دو رسالة دکتري که در دهة ۱۹۶۰ ميلادي با اين
رويکرد نگاشته شده‏اند، تا همين اواخر هيچ اقبال و ادامه‏اي پيدا نکردند.۱ ارزشمندي و فوايد اين رهيافت را دو محقّق غربي به نام‏هاي دانيل بومنُت و سباستين گونتِر در مقالات خود نشان داده‏اند.۲ بومُنت مفاهيم و تئوري‏هاي ژرار ژِنِت در‌باب گفتمانِ نقلي ـ ‌روايي (Narrative Discourse) را در تحليل ساختار و سبک خبرِ نقلي ـ داستاني به‌ کار برد.۳ گونتِر نيز استدلال آورد که روايات مورد بحث را بهتر است حکايت‏پردازي‏هاي غير واقعي بشماريم.۴ به نظر وي، استفاده از يافته‏هاي حکايت‏شناسي «پاره‏اي از ويژگي‏هاي دروني و بسيار شگفت‏انگيز اين متون را آشکار خواهد ساخت.» استفاده از تحليل ادبي در رواياتي که به صورت‏هاي مختلف نقل شده‏اند، حتي ما را به رديابي و کشف سير نقل آن حديث رهنمون مي‏کند.
محقّقان غربي در پژوهش‏هاي خود به موضوع نقد حديث در ميان مسلمانان توجه و اعتناي اندک داشته‏اند. در حقيقت تاکنون هيچ اثري منتشر نشده است که روش‏هاي اسلامي در نقد حديث را مورد بررسي و ارزيابي قرار دهد، يا تحقيق کند که نخستين مدوّنان حديث در قرن سوم هجري براي تفکيک روايات موثّق از موارد
جعلي يا محرّف از چه روش‏هايي استفاده کرده‏اند.۵ اين بي‏توجهي و فقر مطالعاتي چه بسا نتيجة داوري‏هاي تند و خشن گلدتسيهر در ‌باب نقد حديث مسلمانان بوده است. به عقيدة وي، سيستم نقد حديث اسلامي تقريباً به طور کلي بر ملاک‏هايي شکلي، از قبيل سند مبتني بوده است. متن يا محتواي احاديث فراموش شده يا صرفاً جايگاهي بسيار حاشيه‏اي داشته‏اند.۶ نقد حديث در ميان مسلمانان کارآمديِ بسيار اندکي داشته، و از نظر گلدتسيهر، اين روش‏ها قادر نبوده‏اند حتي رواياتي را شناسايي کنند که حاوي «عيان‏ترين اشتباهات تاريخي»۷ (crudest anachronisms) بوده‏اند. پس از گلدتسيهر، اين ديدگاه مورد قبول بسياري از محقّقان غربي، و حتي برخي از متخصصان حديث‏پژوهي اسلامي واقع شد.۸ آلبرِشت نُت، هرچند خود به سيطرة بحث سندي در نظام نقد حديث مسلمانان اذعان داشت، کوشيد تصويري معقول‏تر و متوازن‏تر از اهداف، سير تحول و عملکرد نقد حديث مسلمانان به دست
دهد و جايگاه نقد متن در حديث‏پژوهي اسلامي را با رهيافت‏هاي انتقادي غربيان مقايسه کند.۹ مقالة وي که ترجمة آن در فصل ۱۶ کتابِ حاضر آمده است، نيک نشان مي‏دهد که در شناخت سير تطوّر نقد حديث اسلامي و روش‏هاي انتقادي مدوِّنان جوامعِ حديثي در قرن سوم هجري، تا چه اندازه به مطالعات جزيي و موردي نيازمنديم.۱۰
از مجموع مطالب فوق‌الذکر خوب پيداست که مقالات اين کتاب به مضامين خاصي از احاديث نمي‏پردازند، بلکه بيشتر به مسائل انتقادي کلي‏تري از قبيل شکل، خاستگاه / منشأ، نقل، حفظ و وثاقت حديث توجه دارند. به گواهيِ مقالات اين کتاب و ديگر کتاب‏هاي مجموعة حاضر، متون حديثي بر جوانب مختلفي از عقلانيت و فرهنگ اسلامي تأثير گذارده‏اند. در اين مجال اندک، فرصت آن نيست که حق مطلب را ادا کرده، به درستي نشان دهيم اين متون و منابع چه تأثير عظيمي بر شناخت ما از شکل‏گيري دنياي کهن اسلام دارند.
اما چنين استفاده‌هايي از حديث مستلزم داشتنِ روش‏شناسي‏اي است که در برخورد با مشکلات فراوان تاريخي، رهيافتي انتقادي و منسجم برگزيند، و از اين طريق به روشي بيانجامد که بر مطالعات و پژوهش‏هاي حديثي در غرب حاکم شود. هنوز بسيار زود است که با قطع و يقين به اين پرسش پاسخ دهيم که آيا بحث و جدل‏هاي کنوني سرانجام به نتيجه خواهد رسيد. بسياري از محقّقان تا همين چند دهة اخير به متون و منابع حديثي موجود، توجه علمي و پژوهشيِ چنداني نداشتند، و بخش اعظم اين منابع هنوز هم به ندرت توجه انتقادي کسي را به خود جلب کرده يا اصلاً نکرده است. بيفزاييم که در اين ميان، وسايل کمک پژوهشي و منابع تازه‏تر با سرعت فراوان در دسترس ما قرار مي‏گيرند.
با تمام اين احوال، موضوعات و مباحثِ مطرح شده در اين کتاب، خود سنگ‏بناي تحقيقات بعدي خواهد بود، و هر پژوهشي در آينده ناگزير از رويارويي و جدي گرفتن اين پرسش‏هاست. هر پژوهش مهمي که درصدد استفاده از مبحثِ حديثي خاصي ـ در فقه، تاريخ، مناسک، کلام يا اعتقادات ـ است، ناگزير بايد نسبت به مسائل انتقادي که در اين مقاله مطرح شد، ديدگاهي خاص برگزيند و آينده نيز جز اين نخواهد بود.

1.. Eckart Stetter, Topoi und Schemata im Hadit (Ph.D. diss., TUbingen, ۱۹۶۵); R. Marston Speight, The Musnad of al-OayAlisi: a Study of Hadith as Oral Literature (Ph.D. diss., Hartford, ۱۹۷۰).

2.. به جز اشاراتي کوتاه در مقالة پيشگفتة ماهر جرار، تنها در مقاله زير بدين مسئله پرداخته شده است: Sahair EL Calamawy, "Narrative Elements in the Hadith Literature", in Cambridge History of Arabic Litrerature, I, ۳۰۸-۱۶.

3.. Daniel Beaumont, "Hard-Boiled: Narrative Discourse in Early Muslim Traditions", Studia Islamica ۸۳ (۱۹۹۶), ۵-۳۱; Sebastian GUnther, "Fictional Narration and Imagination within an Authoritative Framework: Towards a New Understanding of Hadith", in Leder, ed Story-Telling, ۴۳۳-۷۱. See also idem. "Modern Literary Theory Applied to Classical Arabic Texts", ۱۷۱-۱۷۶. تحليل مارستُن اسپيت در مقالة زير رهيافت محافظه‏کارانه‏تري را نشان مي‏دهد: R. Marston Speight, "Narrative Structures in the Hadith", Journal of Near Eastern Studies ۵۹ (۲۰۰۱), ۲۶۵-۷۱.

4.. گونتِر در«مقدمات نظري» خود شرح مي‌دهد که در نظريه‌ي ادبي معاصر، نبايد غيرواقعي را با موهوم و افسانه‌اي يکسان گرفت.

5.. تنها مختصراتي بسيار اندک درباب اصول و مباني نقد حديث در ميان مسلمانان تأليف شده است.

6.. Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۱۳۸-۵۲ (= Muslim Studies, II, ۱۳۳-۴۴). پيش از وي، ويليام ميور در کتاب زندگاني محمّد، ديدگاهي مشابه وي ارائه کرده است. نگاه کنيد به: William Muir, The Life of Mahomet, I, tlii-xlv.

7.. Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۱۴۹ (= Muslim Studies, II, ۱۴۱).

8.. نگاه کنيد به همين مقاله، ص xxxiii-xxxiv (۲ـ۱: اِسناد در مطالعات اسلامي و غربي)، و مقاله جيمز رابسون با مشخصات کتاب‏شناختي زير: James Robson, “Standards Applied by Muslim Traditionalists”, The John Rylands Library Bulletin ۴۳ (۱۹۶۰), ۴۷۹. گو اينکه جيمز رابسون در اين مقاله، اين رأي را با صراحت کمتري درقياس با عبارات گلدتسيهر ابراز مي‏کند. اين گمان که عالمان حديث مسلمان بيش از آنکه به متن و محتواي احاديث توجه کنند، توجه و اوليت بسيار بالاتري به نقد سند و راويان داشته‌اند، ناشي از نگاشته‌هاي خود حديث شناسان مسلمان بوده است. في‌المثل ابن‌صلاح در مقدمه‌ي خود، ۶۵ نوع مختلف از دانش‌هاي حديث را برمي‌شمارد که تنها ۲۵ درصد آن‌ها نسبتي با متن حديث دارند؛ بقيه تماماً به إسناد برمي‌گردند.

9.. Noth, “Gemeinsamkeiten”.

10.. اين کار اخيراً با مقاله‏اي از کلود ژيليو و کتابي از اريک ديکنسُن آغاز شده است. نگاه کنيد به: Claude Gilliot, "Le traitement du Hadit dans le Tahdib al-AtAr de Oabari", Arabica ۴۱ (۱۹۹۴), ۳۰۹-۵۱; Eeick Dickinson, The Development of Early Sunnite Hadith Criticism.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5921
صفحه از 534
پرینت  ارسال به