49
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

شاخت و يُنبُل اين پايين‏ترين حلقة مشترک در هر حديث را پديدآورنده يا جاعِل آن حديث خواندند۱ که متن حديث و طريق منفردِ سند آن نيک نشان مي‏دهند اين شخص را نمي‏توان از نسل پيامبر صلي الله عليه و آله ، صحابه يا کبارِ تابعين دانست.۲ تحليل سند حديث و پديدة حلقة مشترک به نظر مي‏رسد که روش مناسبي براي تعيين زمان و مکان پيدايش احاديث خاص باشد.۳ يُنبُل با بررسي احاديث تحقير زنان، مباني اين تحليل سندي را به خوبي تشريح کرده است (همين کتاب، فصل ۱۰).
شاخت و يُنبُل با طرح فرضيه‏اي ديگر، اعتبار روش تازة خود براي تاريخ‏گذاري اسانيد را به موارد خاصي محدود ساختند. به نظر آنان، هم در روايات جعلي و هم در روايات اصيل، نام راويان کمابيش به صورت روشمندي ساخته و پرداخته شده‏اند. از يک سو، افراد مي‏توانستند سند روايات را با افزودن مراجع قديمي‏تر

1.. Schacht, Origins, ۱۷۱-۷۲; Juynboll, "Some IsnAd-Analytical Methods", ۳۵۳, and passim.

2.. از آنجا که شاخت بدين نتيجه رسيده که حديث زودتر از قرن دوم شکل نگرفته است، وي پيامبر، صحابه و تابعين کبار را حلقه‌ي مشترک اصيل نمي‌شمارد. از همين رو، وي مثلاً نافع، مولي ابن‌عمر را حلقه‌ي مشترک واقعي قلمداد نمي‌کند، وقتي چنين مي‌نمايد که ابن‌عمر چنين جايگاهي را در سلسله‌ي إسناد داراست. وي حتي ترديد دارد که حتي فرد جوان‌تري چون زُهري را بتوان در اين جايگاه نشاند. نک. شاخت، مبادي، ص ۱۷۵ـ۱۷۹. به عکس از نظر ينبُل، که آغاز شکل‌گيري إسناد را يک نسل پيش‌تر از شاخت قرار مي‌دهد، تابعي حتي اگر از معمّرين باشد مي‌تواند حلقه‌ي مشترک واقعي باشد. نک. مقالة وي با عنوان (نافع مولي ابن‌عمر و جايگاه وي در متون حديث اسلامي) در زير: Juynboll, G.H.A. “Nafi‘ the mawla of Ibn ‘Umar, and his Position in Muslim Had?th Literature”, Der Islam ۷۰ (۱۹۹۳), ۲۰۷-۴۴.

3.. پديده «حلقة مشترک» توجه و اهتمام علمي برخي از محقّقان را براي تاريخ‏گذاري احاديث به خود جلب کرده است. از جمله در پژوهش‏هاي زير: Amikam El‘ad, "Some Aspects of the Islamic Traditions Regarding the Site of the Grave of Moses", Jerusalem Studies in Arabic and Islam ۱۱ (۱۹۸۸), ۱-۱۵ idem, Medieval Jerusalem and Islamic Worship: Holy Places, Rituals, Pilgrimage (Leiden, ۱۹۹۵), ۱۵-۲۲; Frantz Rosenthal, "Muslim Social Values and Literary Criticism: Reflections on Hadith of Umm Zar‘", Oriens ۳۴ (۱۹۹۴), ۳۵-۳۸ (بدون اينکه از اصطلاح حلقة مشترک نام ببرد) ; Rudolph Peters, "Murder in Khaybar: Some Thoughts on the Origins of the QasAma Procedure in Islamic Law", Islamic Law and Society ۹ (۲۰۰۲), ۱۳۲-۶۷.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
48

از آنجا که به باور وي، رواياتي که سند کامل دارند، زودتر از نيمة اول قرن دوم ساخته و پرداخته نشده‏اند، نتيجتاً وي چنين فرض مي‏کرد که لاجرم بايست نام تابعين اوليه، صحابه و پيامبر صلي الله عليه و آله در اين سندها جعلي باشد.۱ بنا‌بر‌اين، در احاديثي که در دوره‏هاي متأخّر، مثلاً نيمة دوم قرن دوم يا حتي بعد از آن ساخته شده‏اند، به همين ميزان بخش جعليِ سلسله سند طولاني‏تر مي‏شود.
شاخت و به تبع او يُنبُل، اين برداشت خود را با تجربة ديگرشان ترکيب کردند که مي‏ديدند بسياري احاديث صرفاً با يک سلسله سند واحد نقل نشده‏اند، بلکه گاه چندين سند مختلف و متعدد دارند و اين سندها غالباً به ناقل مشترکي در نسل سوم يا چهارم پس از پيامبر صلي الله عليه و آله مي‏رسند.۲ شاخت اين راوي مشترک را «(پايين‏ترين) حلقة مشترک» ناميد.۳ همچنان که وي حقاً خاطرنشان مي‏کند، حديث‏پژوهان مسلمان قديم از آغاز پديدة راوي مشترک را مي‏شناختند۴ و برخي از محقّقان غربي نيز با آن آشنا بوده‏اند.۵ آنچه در اين ميان تازه مي‌نمود، اين ديدگاه بود که پايين‏ترين حلقة مشترک را مي‏توان محل اتصال قسمت‏هاي مجعول و بخش اصيل در سندهاي يک روايت واحد دانست. چنين ديدگاهي با اين يافتة شاخت کاملاً هماهنگ بود که تکه‏هاي مجعول در سندهاي مختلف يک روايت غالباً يکسانند. يعني نام راويان در اين بخش از سندهاي مختلف يک روايت واحد عيناً تکرار مي‏شود. يُنبُل اين بخش سند را طريق منفرد (single strand) ناميد.۶ بر اين اساس،

1.. Ibid, ۱۶۳-۶۵.

2.. Schacht, Origins, ۱۷۱-۷۲.

3.. همان، ص ۱۷۲. يُنبُل در مقالة اخير خود برداشت مسلمانان از اين موضوع را مفصلاً توصيف کرده است. نگاه کنيد به: Juynboll, “(Re)appraisal of Some Technical Terms in Hadith Science”, Islamic Law and Society ۸ (۲۰۰۱), ۳۰۷-۱۵.

4.. Sprenger, Mohammad, I, ۳۳۰-۴۹; J.H. Kramers, “Une tradition à tendence manichGenne (la manageuse de verdure)”, Acta Orientalia ۲۱, (۱۹۵۰-۵۳) ۲۲-۱۰, (the translation is Chapter ۱۲ in this volume).

5.. يُنبُل در بسياري از نوشته‏هاي خود اهمّيّت اين پديده را خاطرنشان کرده است. في‌المثل در مقالة: Juynboll, "Some IsnAd-Analytical Methods", ۳۵۳.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6183
صفحه از 534
پرینت  ارسال به