۱۶. عبداللّه، ابنحنبل، وکيع، مِسعَر و سفيان، سعد بن ابراهيم، سفيان از عامر بن سعد و مِسمَر از يکي از فرزندان سعد (رضي اللّه عنه)، سعد.
پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادت او رفت هنگامي که در مکّه در بستر بيماري بود. پس من گفتم: «اي رسول خدا، آيا ميتوانم همه داراييام را وصيّت کنم؟»
پيامبر: «نه.»
سعد: «پس يک سوم؟»
پيامبر: «يک سوم، و يک سوم سهم زيادي است،(يا زياد است).»
«بهتر است که وارثانت متمکن باشند تا آنکه آنها را محتاج به ديگران وانهي.»
«و هر چه براي عائلهات خرج کني، بابت آن پاداش خواهي گرفت، حتي اگر به قدر لقمهاي باشد که در دهان همسرت ميگذاري.»
او در آن زمان فقط يک دختر داشت.
سپس به هجرت اشاره کرد.
پيامبر: «خدا پسر عفراء را رحمت کند.»
«شايد که خداوند تو را رفعت دهد که بتواني به برخي از مردم سود رساني و به ديگران ضرر.»۱
اين نسخه هم کشکول ديگري است که موضوع وصيّت در آن در اولويت قرار دارد و همه عناصري که تاکنون به آنها اشاره شده، در آن گنجانده شده است. در اين نسخه، نسبت به نسخههاي ۱۰ و ۱۱ اهتمام بيشتري بر ايجاد پيوند با موضوع عيادت از بيمار و مسئلة هجرت (نگاه کنيد به بندهاي ۱۶ د و ه) صورت گرفته است. بند ۱۶ ه نام مرموز ابنعفراء را ذکر ميکند که در نسخة ۱۰ ديديم همان سعد است. به پرش نامناسب متن از سوم شخص به اوّل شخص در مقدمه و نيز عبارتي که به عنوان ملاحظهاي بعدي و نابجا آمده که سعد فقط يک دختر داشته است، توجه کنيد. يکي از نکات حيرتانگيز مربوط به نقل اين حديث آن است که از يکسو تغييرات جزئي بهوفور ايجاد ميشود و هيچ مسئوليتي متوجه راويان