43
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

شيوه نقد حديث در ميان مسلمانان از نظر بيشتر محقّقان غربي بسيار نازل و ابتدايي بود، چه اينان تصور مي‏کردند مسلمانان در کار نقد حديث يکسره به بررسي سند توجه داشته و متن روايات را فراموش کرده‏اند.۱ در مقابل، غربيان خود سند را از نظر تاريخي نامعتبر مي‏شمردند.۲ اين داوريِ ايشان مبتني بر بررسي کامل سندها يا مباني نقد حديث اسلامي نبود، بلکه بيشتر به اين سبب بود که آنان احاديثي يافته بودند که جانبداري يا اشتباهات تاريخي‏شان بسيار آشکار بود و از اين رو، نمي‏شد آنها را اصيل دانست. معذالک، عالمان مسلمان اين روايات را که در کتب صحاح ستّه نيز فراوان يافت مي‏شوند، عالي‏ترين محصول نقّادي حديث در ميان محدّثان اسلامي مي‏شمردند. اين بدان معناست که ناقدان حديث مسلمان هيچ گونه ايراد و اعتراضي نسبت به چنين رواياتي نداشته‏اند، زيرا سندهاي روايات را موثّق و معتبر مي‏انگاشتند. محقّقان غربي از اين پديده چنين نتيجه گرفتند که نظام اِسناد علي‌الاصول امري مشکوک و نامعتبر است و نقد حديثي که صرفاً بر پاية بررسي سند صورت پذيرفته باشد، قادر به شناسايي روايات جعلي نيست.۳ اين استنتاج با نظرية گلدتسيهر و شاخت هماهنگ بود که اعتقاد داشتند اغلب احاديث اصيل

1.. See e.g. Schwally, “Quellen”, ۱۲۷. با اين همه، به نظر مي‏رسد تحقيقات غربي جايگاه متن حديث در فرايند نقد حديث مسلمانان را ناچيز مي‏شمارد. مثال روشنش همين است که غربيان جرح و تعديل روات حديث را عمدتاً نقد و بررسي سند روايات مي‏انگارند، حال آنکه برخي داوري‏هاي اسلامي در ‌باب راويان حديث نشان مي‏دهد اين گونه جرح و تعديل‏ها مبتني بر مقايسة متن‏هاي مختلف حديثِ يک راوي با ديگر راويان بوده است.

2.. آلويز اشپرنگر و يوهان فوک از معدود محقّقان غربي بودند که به اهمّيّت و سودمنديِ اِسناد روايات در پژوهش‏هاي تاريخي اذعان داشتند. نگاه کنيد به: Aloys Sprenger, Das Leben und die Lehre des Mohammad nach bisher grosstentheils unbenutzten Quellen (Berlin, ۱۸۶۱), I, ۳۳۰-۴۹, and passim; Johann Fueck, "Traditionalismus", ۲۲-۲۴ (="Traditionalism", ۱۱۳-۱۴).

3.. اين استدلال را پيشترها ميور مطرح کرده است (Life of Mohamet, I, xlix). فوک به عکس، ديدگاهي به مراتب ملايم‌تر نسبت به نقد حديث مسلمانان دارد. نگاه کنيد به مقاله‌ي «اهميت علم حديث در اسلام»، متن آلماني، ص ۱۳ـ۱۹؛ متن انگليسي، ص ۱۰۷ـ۱۱۱. [اين مقاله در همين کتاب انتشار يافته است (مترجم)].


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
42

چنانچه معياري در نقد و گزينش حديث وجود داشته، چه تحوّلاتي را پشت سر گذاشته و روش‏هاي آن چه بوده است؟ آيا در ميان مذاهب مختلف اسلامي تبادل احاديث رايج بوده است؟ اين پرسش‏ها همچنان نيازمند بررسي عميق‏ترند.

۲. خاستگاه و وثاقت (اعتبار) اِسناد

۲ ـ ۱ ـ اِسناد در مطالعات اسلامي و غربي

به نظر مسلمانان، نقش سلسله سندي که در آغاز هر حديث کاملي ذکر مي‏شود اين است که طريق نقل حديث را مستند کند و از اين راه، خاستگاه متن آن حديث را تأييد و تثبيت بخشد. هم معناي لغوي اِسناد و سَند (= تأييد و پشتيباني) و هم معناي اصطلاحي آن (= ثبت و تثبيت) اين نقش را بازگو مي‏کنند. امّا اين امر تنها وقتي محقّق مي‏شود که سلسله سند متصل، و تک‌تک راويان موثّق باشند. با توجه به چنين کاربردي براي سَند، تعجبي نيست که محور اصلي نقد حديث در ميان عالمان اسلامي، و تلاش آنان در تفاوت گذاردن ميان روايات موثّق از غير موثّق تنها بر سند احاديث استوار بوده است. اگر معلوم شود که سند حديث ضعفي ندارد و اگر هيچ دليل ديگري چون مخالفت با قرآن يا اصول اعتقادي مقبول در جامعة اسلامي وجود نداشته باشد، در آن صورت حديث را صحيح و موثّق مي‏شمارند. منابع اسلامي ادعا مي‏کنند که نقد سند روايات خيلي زود از قرن دوم هجري آغاز شد۱ و از نظر محقّقان سنّي مذهب، جوامع بزرگ حديثي که در قرن سوم تهيه شده‏اند محصول همين حديث‏پژوهي انتقادي‏اند. اين مدوّنات حديثي جايگاهي تقريباً رسمي (canonical) يافتند. با اين همه، مسلمانان مباني و صور مختلف نقد حديث را تنها در فاصلة قرن پنجم تا ششم به گونه‏اي روشمند تنقيح کردند.۲

1.. Cf. Eerik Dickinson, The Development of Early Sunnite Hadith Criticism: the Taqdima of Ibn Abi HAtim al-RAzi (۲۴۰/۸۵۴-۳۲۷/۹۳۸) Leiden, ۲۰۰۱), ۴۱ff.

2.. نخستين رساله‏هاي روشمند مسلمانان در حوزة نقد حديث عبارتند از: المحدّث الفاصل نگاشتة رامهرمزي (م ۳۶۰) و المعرفة في علوم الحديث تأليف حاکم نيشابوري (م. ۴۰۵)؛ امّا دقيق‏ترين و موشکافانه‏ترين اثر از آنِ ابن‌صلاح با عنوان مقدّمة في علوم الحديث است. اين کتاب‏ها همگي با تصحيحات و چاپ‏هاي متعدد منتشر شده‏اند.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6206
صفحه از 534
پرینت  ارسال به