اولاند. پس از آنها فُليج بن سليمان ـ از ساکنان مدينه و متوفاي حوالي سال ۷۶۰ م۱ ـ قرار دارد که فاصلة تاريخي دور از ذهن ميان او و هلال ايجاد ميکند.۲ ما اين گروه را به عنوان «اولين گروه مدني» در نظر ميگيريم.
اما دربار? متن، ما تنها گونة «ب» را به طور کامل در اختيار داريم، زيرا نقلهاي ابنحنبل تنها چند عبارت از گونة «ل» را دربر دارند، امّا شباهتي نزديک با گونة «ب» دارند که اين امر در سندشان هم مشهود است. بيشترين تفاوت جدي بين «ب» (که متن آن در چاپ کرِل Krehl چندين افتادگي دارد) و گروه نخست بدين عبارت است. در بند ۴ متن اين گونه است. «پس از صحبتهاي او، پيامبر صلي الله عليه و آله سکوت کرد. ما گفتيم او در حال دريافت وحي است و مردم ساکت ماندند تو گويي آنها پرندگاني داشتند که بالاي سرشان نشسته بودند». اين عبارت عجيب و غريب را قسطلاني توضيح داده است. وي ميگويد آنها شبيه مردمي رفتار ميکردند که ميخواستند پرندهها را بگيرند امّا ميترسيدند مبادا آنها پرواز کنند. اين عبارت در هيچ يک از گونههاي ديگر نقل روايت نيامده است. بند ۶ چنين است: «پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: "کجاست آنکه سؤال را پرسيد؟ آيا او (يا: آن) واقعاً خوب است؟" سه دفعه.» اين عبارت احتمالاً در پي اشاره به اين مطلب است که اين کلمات آخر سه بار تکرار شده است. بيشک در اين قسمت متن آشفتگيهايي هست. عبارت «آيا او (يا آن) واقعاً خوب است؟» در چهارمين گروه (: گروه مصري) هم وجود دارد، امّا پس از بند ۷ آمده که احتمال بيشتري دارد در محل مناسب خودش باشد. در گروه سوم، دقيقاً همان عبارت بند ۷ وجود دارد که سه دفعه تکرار شده است و از نظر معنايي هم هماهنگتر است.
گونههاي (ج، ه، ط) گرچه تا حدودي مختلفاند، امّا در برخي ويژگيهاي متني مشترکند؛ مثل آنچه در بند ۲ است و در آن پيامبر صلي الله عليه و آله از صيغة عالي بهره ميگيرد و ميفرمايد. «آنچه من بيشتر از هر چيز به خاطر آن براي شما نگرانم، برکت زمين و شکوه دنياست که خدا براي شما پديد آورده است». امّا ويژگي بيشتر را گونههاي