337
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

با کامل شدن تحليل شبکه‌هاي اسنادي که در نمودارهاي ۴، ۵ و ۶ عرضه شده‌اند، دوباره توجه خود را به متون آنها معطوف مي‌کنيم: روايتي که مي‌گويد ظاهراً اکثر زنان به جهنم خواهند رفت. به نظر من، اين روايت با توجه به واضع غيرقابل ترديد آن، بايد زماني بين دهه‌ي ۸۰ ـ دوره‌اي که نخستين إسنادها در سنت اسلامي شکل گرفته‌اند ـ و سال ۱۰۷ يا ۱۰۹ هجري ـ سال درگذشت أبورجاء ـ به‌وجود آمده باشد. من مدعي نيستم که اين روايت به زماني پيش از اين حد زماني آغازين (terminus post quem) که در اينجا طرح شده برنمي‌گردد، زيرا آن‌طور که مي‌دانم ممکن است اين مطلب ملهم از گفته‌اي باشد که چندين دهه قبل و شايد زمان پيامبر صلي الله عليه و آله ، بر زبان کسي جاري شده است؛ آنچه من در اينجا بر آن تأکيد دارم اين است که برمبناي اطلاعات اسنادي که در مورد حاضر کنار هم قرار گرفته‌اند، همة شواهد بر تاريخ پيدايش پيشنهادي دلالت دارند.
امّا روايات متأخرتر ديگري نيز هستند که در آنها بر مضمون غلبه داشتن تعداد زنان بر مردان در جهنم تاکيد شده است و البته براي هر يک از آنها مي‌توان يک cl مشخص کرد که احتمالاً عامل انتشار آن بوده است.
يک مورد که در فوق به اجمال اشاره شد، از اين قرار است: سليمان التيمي، cl روايت فتنه که پيش از اين بررسي شد، درمقام cl در شبکه‌اي مشابه نيز ديده مي‌شود که به أسامة ‌بن ‌زيد ختم شده و حاوي طرق روايتي منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله است: «(در خواب) در مقابل باب بهشت ايستاده بودم و (ديدم) اکثر کساني که از آن مي‌گذشتند، فقرا بودند... و در برابر باب جهنم ايستاده بودم و (ديدم) بيشتر کساني که از آن مي‌گذشتند، زنان بودند» (رجوع کنيد به: مزّي، ج ۱، ش ۱۰۰).۱ مي‌توان چنين فرض کرد که سليمان اين روايت را بر اساس روايت أبورجاء ساخته باشد، با اينکه عبارت‌پردازي اندکي متفاوت است.
clهاي ديگري که مي‌توان عامل انتشار روايات منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله با فحواي مشابه دانست، عبارتند از:
شُعبة، شخصيت کليدي روايات بصري (م ۱۶۰ ق)، با طريقي منفرد که باز هم به عمران بن حصين صحابي بازمي‌گردد، اين عبارت را دارد: «کوچکترين گروه از ساکنان بهشت گروه زنان است» (رجوع کنيد به: مزي، ج ۸، ش ۱۰۸۵۴).۲
حمّاد بن‌ سلمة، cl معروف بصري (م ۱۶۷ ق)، با طريق منفردي که به عمرو بن العاص برمي‌گردد، واضع احتمالي اين روايت منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله است: «هيچ زني وارد بهشت نمي‌شود مگر آنان که شبيه اين کلاغ سفيد باشند» (رجوع کنيد به: مزّي، ج ۸، ش ۱۰۷۴۲).۳مالک ‌بن ‌أنس، فقيه مدني (م ۱۷۹ ق) که نياز به معرفي بيشتر ندارد، يک طريق منفرد دارد که به‌واسطة عبدالله ‌بن عباس به پيامبر مي‌رسد و در سند روايتي طولاني قرار گرفته است که در اغلب۴ نسخه‌هاي آن اين جمله درج شده است که: «من ديدم که اکثر ساکنان جهنم زنان‌اند». اين روايات علاوه بر ديگر جوامع حديثي، در مُوَطَّأ مالک نيز هست (رجوع کنيد به: مزّي، ج ۵، ش ۵۹۷۷؛۵ براي طريق «شيرجه‌اي» مستقلي به‌واسطة أبوهريرة نگاه کنيد به: مزي، ج ۱۰، ش ۱۴۲۲۰).۶
مجموعه‌اي خاص از احاديث منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله هست که در آنها از زنان با عنوان اکثر اهل جهنم يا چيزي مشابه آن ياد شده‌ است. همة اين روايات در يک ويژگي جالب مشترک هستند: همگي در ارتباط با اين موضوع نقل شده‌اند که قطعاً زنان در اسلام از تکليف صدقه دادن معاف نشده‌اند. تقريباً همة نسخه‌هايي که در کتب ستّه و نيز برخي ديگر از جوامع مهم مورد استفاده در اين تحقيق، آمده‌اند و با clهاي متفاوت رواج يافته‌اند ـ البته هر يک با طريق منفرد ويژة خود به صحابي خاص خود مي‌رسند۷ ـ مشخصة متني مشترکي دارند: زنان با امر تَصَدَّقنَ (صدقه
دهيد!) مورد خطاب قرار گرفته‌اند؛ به استثناي موارد معدودي که در زير مي‌آيد، در همة اين متون، با اسناد خاص خود، بلافاصله پس از اين امر عبارت هشداردهنده‌اي قرار گرفته است: «زيرا (در خواب) ديدم که شما بزرگترين گروه جهنميان را تشکيل مي‌دهيد».
نخستين استثنا متني است که طرق اسناد آن در نمودار ۷ يکجا ذکر شده است و البته داستاني کاملاً مخالف اين انذار ارائه مي‌کند: پس از آنکه دستور داده مي‌شود «صدقه دهيد»، زنان شتابان آن را اجابت کرده و گوشواره‌ها و زيورآلات و ديگر جواهرات خود را در قطعه پارچه‌اي که روي زمين به همين منظور پهن کرده بودند، مي‌ريزند و با اين کار بخشنده‌تر از هر کس ديگر مي‌شوند. (همچون نسخة نخست روايت، اين نسخه هم أکثرُ دارد ولي اين بار به جاي تعداد کساني‌که جهنم را پر مي‌کنند، براي تعريف ميزان گشاده‌دستي زنان بکار رفته است).

1.. بخاري، ج ۳، ص ۴۴۵ (يک طريق)؛ مسلم، ج ۴، ص ۲۰۹۶ (پنج طريق)؛ نسائي با دو طريق که فقط در اثر تاکنون منتشر نشدة او، السنن الکبري است؛ ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۲۰۵ و۲۰۹؛ عبدالرزاق، ج ۱۱، ش ۲۰۶۱۱.

2.. مسلم، ج۴، ص۲۰۹۷ (دو طريق)؛ نسائي با يک طريق در کبري؛ طيالسي، ش ۸۳۲؛ ابن‌حنبل، ج ۴، ص ۴۲۷ و ۴۴۳ (دو طريق منتهي به cl واحد) و يک طريق «شيرجه‌اي» مختوم به شيخ ادعايي شعبة؛ يزيد بن حُمَيد أبوالتَيّاح.

3.. علاوه بر يک طريق در کبري نسائي، سه طريق در ابن‌حنبل، ج ۴، ص ۱۹۷ و ۲۰۵ (دوبار) آمده است.

4.. نه همگي؛ نسخه‌هاي أبوداود، ج ۱، ص ۳۰۹، و بخاري، ج ۱، ص ۱۹۳، از طريق اسماعيل بن أبي‌أويس، آن را ندارند. به هرحال، اين طرق مربوط به همان شبکه‌اند.

5.. نسخه‌هايي از روايت که حاوي آن جمله‌اند، عبارتند از: مُوَطّأ، ج ۱، ص ۱۸۷؛ بخاري، ج ۱، ص ۱۵ و ۲۶۸ و ج ۳، ص ۴۴۵ (سه طريق در همه)؛ مسلم، ج ۲، ص ۶۲۶ و ۶۲۷ (دو طريق که ضمناً دومي طريقي است که به زير مالک درمقام cl، «شيرجه» مي‌زند و به شيخ ادعايي مالک، زيد بن أسلم ختم مي‌شود؛ نسايي، ج ۳، ص ۱۴۶ (يک طريق)؛ ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۲۹۸ و ۳۵۸ (دو طريق).

6.. أبوداود، ج ۱، ص ۳۰۹.

7.. قطع نظر از طريق زينب الأعمش و طريق أبوسعيد الخُدري داود بن ‌قَيس که در ادامه تحليل شده‌اند، شبکه‌اي از طريق ابن‌مسعود صحابي، رجوع کنيد به: مزّي، ج ۲، ش ۹۵۹۸، با clهاي شُعبة و سفيان بن‌عُيَينَة وجود دارد که ظاهراً با يکديگر رقابت داشته‌اند؛ نيز شبکه‌اي از طريق عبدالله بن عُمر صحابي، رجوع کنيد به: مزّي، ج ۵، ش ۷۲۶۱، با cl يزيد بن عبدالله بن ‌الهاد مدني (م ۱۳۹ ق)؛ و سرانجام شبکه‌اي از طريق جابر بن ‌عبدالله، رجوع کنيد به: مزّي، ج ۲، ش ۲۴۴۰؛ با عبدالملک بن أبي‌سليمان کوفي (متوفاي ۱۴۵ ق) در جايگاه cl هست؛ مشخصة متن شبکة اخير انذاري است منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله که زنان هيزم (حَطَب) جهنم خواهند بود.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
336

به بيان ساده‌تر، هر چه «شيرجه» به زير cl عميق‌تر باشد، زمان پيدايش آن طريق متأخرتر است.
افزون بر اين، بايد اذعان کرد که نظرية من دربارة تاريخ‌گذاري متوالي انواع مختلف «طرق شيرجه‌اي» با تاريخ‌گذاري نسبي پيشنهادي شاخت ـ که در آن رواياتي که به تابعين ختم مي‌شوند قديمي‌تر از رواياتي‌اند که به صحابه ختم مي‌شوند، چنانکه آنها هم به‌نوبة خود بر روايات نبوي تقدّم دارند ـ مشابهت دارد، با اينکه اين تاريخ‌گذاري‌هاي مشابه متعلق به دوره‌هاي متفاوتي از تطوّر حديث‌اند که تقريباً يکصد سال از هم فاصله دارند.
به‌عبارت ديگر، از تاريخ‌گذاري مطلق با روش شاخت که با يافته‌هاي من نيز تأييد مي‌شود، طبقه‌بندي ذيل از روايات بدست مي‌آيد:
۱. رواياتي که اسانيد آنها به يک تابعي منتهي مي‌شود، که خود آن تابعي يا يکي از شاگردانش cl/واضع آن بوده‌اند، به‌شرطي‌که چندين إسناد در يک شبکه گرد هم آمده و آن cl را مشخص کنند.
۲. رواياتي که اسانيد آنها به يک صحابي ختم مي‌شود، که به ندرت خود او۱ و عمدتاً شاگرد ادعايي او (يک تابعي) يا شخصي متأخر از اين‌دو ـ که در طريق منفردي که در شبکة اسناد از صحابي تا وي بالا کشيده شده ـ cl/واضع بوده‌اند، باز هم چنانچه طرق متعددي در آن شبکه جمع شده و آن cl را تعيين کنند.
۳. رواياتي که اسانيد آنها به پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌رسد به‌همراه طريقي منفرد که از پيامبر صلي الله عليه و آله آغاز مي‌شود و به cl/واضعي ختم مي‌شود که به طبقه‌ي تابعين يا طبقه‌ي بعدي تعلق دارد، وقتي‌که تعداد کافي طريق براي تشکيل يک شبکه در دست باشد که آن cl را مشخص کنند.
همچنين به همين دسته، تعداد زيادي از احاديث نبوي ملحق مي‌شود که شبکة اسناد آنها cl/واضع دارد ولي در کنار طريق منفرد آنها تا پيامبر، يک يا گاهي تعداد قابل توجهي طرق منفرد ديگر هست که به زير طبقه‌ي آن cl «شيرجه» زده‌اند؛ تاريخ‌گذاري نسبي اين «طرق شيرجه‌اي» مي‌تواند به صورت زير بيان شود:
الف) «طرق شيرجه‌اي» که به يک تابعي متقدم ختم مي‌شوند، بايد قديمي‌ترين آنها لحاظ شوند، اما احتمالاً پيدايش آنها خيلي متأخرتر از طرقي است که «شيرجه» نمي‌زنند بلکه به cl ختم مي‌شوند.
ب) «طرق شيرجه‌اي» که به يک صحابي ختم مي‌شوند، باز بايد متأخرتر از موارد مذکور در الف در نظر گرفته شوند.
ج) طرقي که به زير طبقه‌ي cl «شيرجه» مي‌زنند و به پيامبر صلي الله عليه و آله منتهي مي‌شوند، بايد متأخرترين اين طرق محسوب شوند.

1.. گاهي به مجموعه‌اي از روايات برمي‌خوريم که همگي به أنس ‌بن مالک صحابي (متوفاي حدود ۹۳ ق) برمي‌گردند؛ اين روايات احتمالاً از آن او هستند حتي اگر نخواهيم براي اين واقعيت دربارة او اعتباري قائل شويم که وي پس از هجرت صحابي خاص و همدم پيامبر بوده است.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6049
صفحه از 534
پرینت  ارسال به