317
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

برعکس، وقتي حديثي بنابر گزارش‌هاي رسيده، از پيامبر صلي الله عليه و آله به يک صحابي، به يک تابعي (به يک تابعي ديگر۱ ) و در انتها به يک cl نقل مي‌شود، تاريخي‌بودن اين نقل‌ها به سختي قابل قبول مي‌نمايد. وقتي ويژگي شاخص نقل حديث در کتاب‌هاي حديث سده‌هاي ميانه‌ي اسلامي چنين توصيف شده است که جهان اسلام در سده‌هاي نخست به معناي واقعي کلمه مملو از احاديثي بوده که انبوهي از راويان براي جماعتي چه‌بسا فزونتر از راويان جوان‌تر نقل مي‌شده است، دراين‌صورت اين پرسش بي‌پاسخ مي‌ماند که چرا پيامبر ـ چنانکه در نمونه‌ي کنوني يا درواقع در اکثر موارد ديده مي‌شود ـ براي بيان سخن خود درباره‌ي اغواگري زنان فقط يک صحابي را برگزيده۲ و چرا اين صحابي بايد براي روايت آن صرفاً يک تابعي را انتخاب کرده و چرا اين تابعي نيز براي نقل روايت تنها يک تابعي ديگر را اختيار کرده که همان cl (سليمان التيمي) است. اگر در آثار روايي مسلمانان، هر يک از شبکه‌هاي اسناد متشکل از طرق هر روايت را به شاخه گلي تشبيه کنيم، چنانچه اکثر اين شاخه‌هاي گل از پايين‌ترين نقطه يعني پيامبر صلي الله عليه و آله شکفته شده بودند و به همين ترتيب از هر صحابي که در گل حاصل از طرق منشعب از پيامبر قرار گرفته و از هر يک از تابعين که در گل‌هاي حاصل از طرق منشعب از صحابه‌اند و به همين قياس در طبقات بعدي، نيز شکوفه‌هايي سربرآورده بودند، دراين‌صورت مي‌توانستيم بگوييم حديث حقيقتاً به مرور زمان از مسيرهايي که در کتب حديث سده‌هاي ميانه نقل شده، بسط و توسعه يافته است. اما حقيقت مطلب اين است که بخش عمده‌اي از اسانيد يک متن (يا بخشي از آن) صرفاً از cl، يعني راويي از نسل دوم يا سوم پس از پيامبر، منشعب مي‌شوند. ظاهراً تنها يک توجيه براي توضيح اين مطلب وجود دارد:
طريق منفرد از cl تا پيامبر نشان‌دهندة مسير نقل روايت نبوي که حاکي از (ارزش) تاريخي آن باشد، نيست بلکه مسيري است که cl برساخته تا به‌وسيله‌ي نخستين و برجسته‌ترين ابزار توثيق زمان خود يعني اسناد مرفوع به روايتي خاص اعتباري فزونتر بخشد.
به عبارت ديگر: روايتي که او مدعي است پيامبر صلي الله عليه و آله بيان کرده، در واقع از خود اوست يا (اگر از ديگري است) او نخستين فردي است که آن را در قالب چنين کلماتي به زبان آورده است.
به بياني ديگر:

1.. در بسياري از طرق منفرد پس از پيامبر يک يا دو و گاهي حتي سه راوي و در مواردي نادر بيش از سه راوي بين صحابي و cl قرار دارد؛ نخستين راوي بر حسب تعريف، تابعي، دومي، سومي و چهارمي نيز تابعي يا نسل بعدي (تبع تابعي) ‌اند. به همين سبب عبارت اخير در پرانتز قرار داده شده است.

2.. نگاه کنيد به: يادداشت ۱۳.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
316

حلقة مشترک (و از اين پس، به‌اختصار cl) راويي است که حديثي را (به‌ندرت بيش) از يک مرجع شنيده و براي تعدادي از شاگردان نقل مي‌کند و بيشتر آنان نيز به نوبه خود براي دو يا چند شاگرد خويش روايت مي‌کنند. به عبارت ديگر، cl کهن‌ترين راوي شبکه است که حديث را براي بيش از يک شاگرد روايت مي‌کند؛ يا به تعبيري ديگر، نخستين جا از شبکة اسناد است که همچون چتر باز شده است. راوياني که از cl (يا هر مجموعه‌ي ديگري از راويان از يک نسل پس از cl) حديث شنيده و آن را براي دو يا چند نفر از شاگردان خود نقل مي‌کنند، در اين پژوهش «حلقة مشترک فرعي» (به‌اختصار pcl) خوانده مي‌شوند. بنابراين، با مداقه در شبکة حاضر، سليمان التيمي cl است و در مقابل (از چپ به راست) هُشَيم بن بَشير، سُفيان بن عُيَينَة، مُعتَمَر بن سليمان، سليمان بن حَيّان الأحمر، عبدالوارث بن سعيد و يحيي بن سعيد القَطّان pcl هستند.
در پس همة ادله‌اي که در اين پژوهش براي تاريخي بودن اسانيد اقامه شده است، اين اصل اساسي قرار دارد:
هر چه خطوط روايت بيشتري حول راوي خاصي جمع شوند، خواه به آن برسند و خواه از آن منشعب شوند، تاريخي‌بودن آن زمانِ نقل روايت، که با عنواني چون «گره» قابل توصيف است، محتمل‌تر است.
اين «گره‌ها» شبيه شکل زيرند:

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6205
صفحه از 534
پرینت  ارسال به