ابنسيرين نسبت داد که در سال ۱۱۰ فوت کرده است، «چرا که جنگ داخلي (يا فتنه) که با قتل خليفه وليد بن يزيد (۱۲۶ هجري)، آغاز و تا اواخر دورة اموي ادامه يافته است، تاريخي رايج براي پايان زمان خوب گذشته بوده که طي آن، سنّت پيامبر همچنان رواج داشت.»۱ من در اين باره ترديدهايي جدي دارم. يقيناً در دور? زماني که شاخت بدان اشاره ميکند، جنگ داخلي رخ داده، امّا اين اولين نبوده است. پيش از آن، وقوع جنگ داخلي بين علي? و معاويه باعث شکافي در اسلام شد که تا زمان حال وجود دارد؛ با اين همه، زمان جنگ صفين شايد براي تطبيق بر سخن ابنسيرين خيلي زود باشد. به احتمال بيشتر منظور از فتنه، آن جنگ داخلي است که در زمان عبداللّه بن زبير و ادّعاي خليفهگي وي [در مکّه] پديد آمد. مالک در مُؤطَّأ از ابنعمر نقل ميکند که آرزو داشت در دورة فتنه به مکّه رود. وي ميگويد: اگر ابنعمر در رفتن به مکّه مانعي ميديد، همان کاري را انجام ميداد که پيامبر ـ وقتي در سال صلح حديبيه از زيارت کعبه ممنوع گرديد ـ انجام داد.۲ اين وضعيت با سالهاي ۶۴ يا ۷۲ هجري که عبداللّه در مکّه محاصره شد همخواني دارد. از سويي ديگر، تاريخ تولد ابنسيرين را در سال ۳۳ نقل کردهاند. بنابراين وي به اندازة کافي بزرگ بوده تا با صلاحيت دربار? آن چه در آن دوره اتفاق افتاده، سخن گويد.
افزون بر اين، ميتوان در باب تاريخگذاري شاخت از پايان يافتن زمانهاي خوب گذشته در سال ۱۲۶ هجري ترديد کرد. براي نمونه در روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله آمده که بهترين نسل، نسل خود اويند؛ سپس کساني که در پي آنها، و سپس آنها که پس از نسل دوم ميآيند. در يکي از نقلهاي اين روايت، ترديد شده که آيا پيامبر صلي الله عليه و آله نسل سومي را هم بيان کرد يا خير. از ظاهر روايت برميآيد که اوضاع پس از دورهاي که بيان شده، وخيمتر خواهد شد۳ و اين با دورة فتنه در زمان ابنزبير کاملاً مناسبت دارد و به رغم نظرية شاخت، نميتوان از آن، آغاز وخامت اوضاع در قرن دوم را