297
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

ابن‌سيرين نسبت داد که در سال ۱۱۰ فوت کرده است، «چرا که جنگ داخلي (يا فتنه) که با قتل خليفه وليد بن يزيد (۱۲۶ هجري)، آغاز و تا اواخر دورة اموي ادامه يافته است، تاريخي رايج براي پايان زمان خوب گذشته بوده که طي آن، سنّت پيامبر همچنان رواج داشت.»۱ من در اين باره ترديدهايي جدي دارم. يقيناً در دور? زماني که شاخت بدان اشاره مي‏کند، جنگ داخلي رخ داده، امّا اين اولين نبوده است. پيش از آن، وقوع جنگ داخلي بين علي? و معاويه باعث شکافي در اسلام شد که تا زمان حال وجود دارد؛ با اين همه، زمان جنگ صفين شايد براي تطبيق بر سخن ابن‌سيرين خيلي زود باشد. به احتمال بيشتر منظور از فتنه، آن جنگ داخلي است که در زمان عبداللّه‏ بن زبير و ادّعاي خليفه‏گي وي [در مکّه] پديد آمد. مالک در مُؤطَّأ از ابن‌عمر نقل مي‏کند که آرزو داشت در دورة فتنه به مکّه رود. وي مي‏گويد: اگر ابن‌عمر در رفتن به مکّه مانعي مي‏ديد، همان کاري را انجام مي‏داد که پيامبر ـ وقتي در سال صلح حديبيه از زيارت کعبه ممنوع گرديد ـ انجام داد.۲ اين وضعيت با سال‏هاي ۶۴ يا ۷۲ هجري که عبداللّه‏ در مکّه محاصره شد همخواني دارد. از سويي ديگر، تاريخ تولد ابن‌سيرين را در سال ۳۳ نقل کرده‏اند. بنابراين وي به اندازة کافي بزرگ بوده تا با صلاحيت دربار? آن چه در آن دوره اتفاق افتاده، سخن گويد.
افزون بر اين، مي‏توان در باب تاريخ‏گذاري شاخت از پايان يافتن زمان‏هاي خوب گذشته در سال ۱۲۶ هجري ترديد کرد. براي نمونه در روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله آمده که بهترين نسل، نسل خود اويند؛ سپس کساني که در پي آنها، و سپس آنها که پس از نسل دوم مي‏آيند. در يکي از نقل‏هاي اين روايت، ترديد شده که آيا پيامبر صلي الله عليه و آله نسل سومي را هم بيان کرد يا خير. از ظاهر روايت برمي‏آيد که اوضاع پس از دوره‏اي که بيان شده، وخيم‏تر خواهد شد۳ و اين با دورة فتنه در زمان ابن‌زبير کاملاً مناسبت دارد و به رغم نظرية شاخت، نمي‏توان از آن، آغاز وخامت اوضاع در قرن دوم را

1.. p. ۳۶ f, cf. p. ۷۱ f.

2.. «حج»، ش ۹۹.

3.. بخاري، «شهادة»، ش ۹؛ «الأيمان والنذر»، ش ۱۰، ۲۷؛ أبوداوود، سنن، ص ۹ و جاهاي ديگر.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
296

اما اگر نظراً بپذيريم که حديث هسته‏اي اصيل دارد، آيا أسانيد متصل به روايات، ابزاري براي شناخت و کشف آن بخش اصيل در اختيار ما مي‏گذارند؟ براي همسويي و تأييد چنين نظري، نيازمند دلايلي بيش از آن‏چه در اختيار داريم، هستيم تا سلسلة به ‏هم پيوسته‏اي از نقل حديث را به طور واقعي نشان دهند. امّا اين همه را نبايد بدان معنا دانست که کل اين نظام [إسناد] امري جعلي و مربوط به زمان‏هاي متأخّر است. اين امر يقيناً به مَنشَئي در گذشته بازمي‏گردد و بي‏شک مشتمل بر عناصري واقعي است، گر چه جدا کردن سره از ناسرة آن کار دشواري است.
اکنون به‏جاست که بپرسيم، در آغاز امر چگونه إسناد پديد آمد؟ پس از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله ، صحابه بالطبع حکاياتي دربار? او نقل مي‏کردند و اين حکايات پذيرفته مي‏شد، بي‏آن که از آن صحابي بپرسند آيا خود افعال و اقوال پيامبر صلي الله عليه و آله را ديده و شنيده است يا آن‏که تنها نقل مي‏کند. البته ممکن است در آن دوره ضرورتي براي ذکر منبع نبوده باشد، ولي در سال‏هاي مياني قرن نخست هجري بود که توقع إسناد ايجاد شد، چه بسياري از صحابه از دنيا رفته بودند، و کساني از پيامبر صلي الله عليه و آله حکايت مي‏کردند که خود او را نديده بودند. در اين اوضاع، به طور طبيعي امکان داشت مردم از منابع سخن اين ناقلان سؤال کنند. پرواضح است که رشد و باروري اين نظام محکم و استوار، آرام آرام و تدريجي بوده باشد.
مي‏دانيم که ابن‌اسحاق در نيمة نخست قرن دوم، بسياري از رواياتش را بدون إسناد آورده و در مابقي روايات هم، بسياري از جاها، إسناد کاملي ارائه نمي‏دهد. با اين حال، تقريباً با اطمينان مي‏توان گفت که افراد پيش از ابن‌اسحاق در مستندسازي مطالبشان حتي کمتر از او دقّت داشته‏اند، امّا چنين فرضي موجّه نيست که بگوييم إسناد از دورة زُهري (م۱۲۴ ق) شروع شده و براي عُروة (م ۹۴ ق) امري ناشناخته بوده است. اين نظام پيشرفته، گرچه در ابتدا رشد کمي داشته، امّا برخي عناصر إسناد بر طبق نياز مردم به آن، به وجود آمده است.
ابن‌سيرين گفته است که پس از بروز جنگ داخلي (فتنه) بود که مردم از رجال حديث پرسيدند. شاخت به اين سخن توجه کرده، مي‏گويد اين جمله را نمي‏توان به

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5693
صفحه از 534
پرینت  ارسال به