291
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

آنها ندارد.»۱ پاره‏اي از محقّقان غربي در صحت انتساب برخي از اين سخنان به صاحبانشان ترديد کرده‏اند، ولي ما فعلاً به آن‏چه گزارش شده توجه مي‏کنيم، بي‏آنکه آن‏ها را نقد و سنجش کنيم.
به اين سخنان سه عبارت ديگر را نيز مي‏توان افزود که گرچه از افرادي ناشناس و از دوره‏اي نامعلومند، امّا في‌نفسه واجد اهمّيّتند. به نظر مي‏رسد دو عبارت نخست تنها به ظاهر متفاوتند. اولي چنين است: «کسي که دين خود را بدون إسناد مي‏جويد، چونان کسي است که بي نردبان به پشت بام رود، او چگونه مي‏تواند به آسمان برسد؟»۲ و دومي مي‏گويد: «إسناد چون نردباني است براي آن‏که بخواهد به پشت بام برود.»۳ عبارت سوم با تأکيد بر اهمّيّت تعليم از مجاري قانوني مي‏گويد: «شيوخ انسان، پدران او در دين و واسطه‌اي ميان او و خداي جهانيان‏اند.»۴
اکنون نظرات پاره‏اي از محقّقان غربي را مرور مي‏کنيم. ميور در مقدمة کتاب زندگي محمّد صلي الله عليه و آله ،۵ بحثي نسبتاً مفصل دربار? حديث دارد و منتقدانه به بررسي مشکلات آن مي‏پردازد. وي با اين نظر شايع ميان مسلمانان که به إسناد تکيه کرده و آن را بهترين راه براي سنجش درستي و مقبوليت احاديث مي‏دانند، مخالفت مي‏کند. او مي‏پذيرد که بخشي از مجموعة احاديث به صحابه بازمي‏گردد، ولي اعتقاد دارد همين بخش هم دستخوش تحريف گرديده است. ميور با تأکيد بر اين باور خود که هر شخص را در سلسلة سند، منبعي مستقل مي‏شمارد، مي‏گويد: «ما نمي‏توانيم بگوييم، در چه زمان و در چه مراحلي يکي از آنان، تغييراتي احتمالي در حديث ايجاد کرده يا مطلبي نو بر آن افزوده است.»۶ در ادامة مقالة حاضر به وقوع چنين تغييراتي در حديث اشاره خواهم کرد. ميور هشدار مي‏دهد که بخش اعظم متن هر حديث جعلي است، امّا در اين باب بحثي نمي‏کند که هر حديث چگونه صاحب سند شده است؟

1.. سُبکي، همان‏جا.

2.. همان.

3.. ZDMG, x (۱۸۵۶), p. ۱.

4.. احمد النخلي، بُغية الطالبين، ص ۳۱.

5.. Muir's end., pp. xxix ff.

6.. P. xlvi.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
290

آنان مورد قبول واقع شود.»۱ زُهري (م۱۲۴ق) يکبار اسحاق بن أبي‌فروة را به خاطر نشر احاديثي بي‏سند توبيخ کرد و به او گفت: «خدا دشمنت دارد اي پسر ابوفروة، چقدر نزد خدا جسوري که به احاديث خود سندي متصل نمي‏سازي! تو حديث‏هايي بي‏دهنه و افسار نقل مي‏کني.»۲ از يزيد بن زريع (م ۱۲۸ ق)، نقل است که: «هر ديني سواره نظامي دارد و سواره‏نظام اين دين، آن مرداني‏اند که در سندها ظاهر مي‏گردند.»۳ اوزاعي (م ۱۵۷ ق) مي‏گويد: «دوري از علم، همانا دور شدن از إسناد است»۴ و در همين راستا، سفيان ثوري (م ۱۶۱ ق) گفته است: «إسناد سلاح مؤمنان است.»۵ نيز همو مي‏گويد: «إسناد زينت حديث است، پس سعادتمند کسي است که به آن توجه دارد.»۶ عبدالله بن مبارک (م ۱۸۱ ق) مي‏گويد: «إسناد به دين تعلق دارد و اگر إسناد نبود، هر کسي هر آنچه مي‏خواست مي‏گفت.»۷ او همچنين اظهار مي‏دارد که «بين ما و مردم تکيه‏گاهي هست»۸ که منظورش، وجود إسناد است. وي دربار? سندي ضعيف گفته است: «ستون‏هايي از خشت، مورد نيازند.»۹ و شافعي (م ۲۰۴ ق) هم گفته است: «کسي که به دنبال حديثي بدون سند مي‏رود چون کسي است که در شب، هيزم جمع مي‏کند، غافل از اين‏که شايد در آن افعي باشد.»۱۰ با توجه به اين سخنان والا در اهمّيّت إسناد، عجيب نيست ابن‌قتيبة (م ۲۷۶ ق) که حياتش مصادف با زمان کمال‏يابي اسناد بود مي‏گويد. «هيچ‏کس إسنادي مثل

1.. مُسلم، همان جا؛ ترمذي، ابواب العلل؛ ذهبي، ميزان، ج ۱، ص ۳.

2.. حاکم، معرفة علوم الحديث، ص ۶.

3.. سُبکي، طبقات الشافعية الکبري، ج ۱، ص ۱۶۷؛ حاکم، مدخل (لندن، ۱۹۵۳)، ص ۱۱.

4.. سُبکي، همان‏جا.

5.. همان.

6.. مُسلم، ترمذي، سُبکي، همان‏جاها.

7.. مُسلم، همان‏جا.

8.. ترمذي، همان‏جا.

9.. جمال الدين البصري، الإمداد، ص ۳؛ نيز حاکم، مدخل، ص ۹.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5832
صفحه از 534
پرینت  ارسال به