263
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

بزرگ طهراني نيز، در اشاره به چند اصل ديگر بيان کرده است.۱ ثانياً از ميان سيزده مؤلّف اصول در اين مجموعه، سه تن (عَبّاد العُصفري، علي بن أسباط و جعفر بن محمّد بن شُريح)، نسبتاً از افراد متأخّر به شمار مي‏آيند. ده نفر ديگر، از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام (و گاه از اصحاب امام باقر عليه السلام و امام کاظم عليه السلام )اند. به استثناي دو اصل زيد زَرّاد و زيد نَرسي، آنچه به خصوص در بقية اصل‏ها قابل توجه مي‌نمايد، تعداد اندک نقل مستقيم از امام است. اين امر را هر چند کمي غريب مي‌نمايد، مي‏توان ناشي از ناهماهنگي در نظام ارجاع آن دوره تلقّي کرد. از اين جالب‏تر، آنکه برخي واسطه‏ها بين مؤلّف و امام [در آثار اين مجموعه]، خود به عنوان مؤلّف اصول مشهورند. نمونة آن جابر بن يزيد الجُعفي، چهرة شاخص در أصل جعفر بن محمّد بن شُريح و ضريح المحاربي است که در بيش از نيمي از احاديث أصل محمّد بن المثنّي حضور دارد. در اين هر دو مثال، احاديث مورد اشاره، در يک جا کنار هم آمده‏اند؛ لذا اين حدسي کاملاً طبيعي است که بگوييم اين دسته احاديث از اصل‏هاي جابر جُعفي و ضريح محاربي گرفته شده‏اند. اگر واقعاً چنين روي داده باشد (که هيچ راهي براي اثبات قطعي آن نداريم)، در آن صورت، آثار بعدي (يا دست کم بخش‏هاي اخذ شده آن‏ها) را نمي‏توان اصل ناميد، چه احاديث منقول در آن‏ها از آثار مؤلّفان قديمي‏تر گرفته شده‏اند. ثالثا شايد چندان غيرضروري نباشد که بگوييم از ميان اين سيزده اثر، تنها سه اصل را مؤلّفان پيش از مجلسي اصل ناميده‏اند. لذا اين پرسش همچنان باقي است که آيا آن ده اثر ديگر اصل‏هاي اصيل بوده‏اند و رجاليان قديم سهواً از اشاره به آن‏ها غفلت کرده‏اند (يا در عين آنکه آن‏ها را أصل مي‏دانسته‏اند، ترجيح داده‏اند آن‏ها را «کتاب» بنامند)، يا آنکه اطلاق عنوان «أصل» بر اين آثار در دورة نسبتاً متأخّر رخ داده و حکايت از قدمت و اصالت آن‏ها مي‏کرده است. يک نکته در اين ميان قطعي است. تمام اين سيزده اثر در مجموع واقعاً حاوي

1.. اصل‏هاي شماره ۲ و ۷ تا ۱۲، آقابزرگ طهراني هنگام نام بردن از هر يک از اين اصول، آن‏ها را «مختصر» مي‏خواند، امّا دليلي براي اين تسميه‏اش بيان نمي‏کند.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
262

معاصر است.۱ در واقع عنوان فارسي در سرآغاز اين مجموعه نشان از توجه و دقّت نظر مدوِّن است. دوازده اصل از اصول أربعمئة ما، همراه با منتخبي از نوادر علي بن أسباط، سلسله سند چنين است. «التلّعُکبري از ابن‌عُقدة از ابن‌فضّال از علي [بن أسباط]». اين منتخب مشتمل بر سي حديث است که بيشتر آن‏ها با دو واسطه از ائمّه نقل شده‏اند.
پايان‏بخش اين مجموعه، خبري با عنوان خبرٌ في المَلاحم (برگ‏هاي ۷۳ ب ـ ۷۴ ب) است و در آن نشان داده شده که چگونه اخبار برخي مصيبت‏ها که امام صادق عليه السلام آن‏ها را پيش‌گويي کرده، به وقوع پيوسته است. روشن است که اين خبر ارتباطي به نوادر قبلي ندارد،۲ جز آن که همچون ديگر روايات اين مجموعه، به روايت تلّعکبري نقل شده است. تلّعُکبري خبر را در محرم ۳۲۸ ق، از ابو‌القاسم علي بن الحسن بن القاسم اليَشکري الخزّاز الکوفي (مشهور به ابن الطبّال)۳ شنيده، و ابن‌الطبّال کوفي هم آن را از محمّد بن معروف الخزّاز الهلالي (از معمّرينِ اصحاب امام صادق عليه السلام )، دريافت کرده است.۴
در باب اصل‏هاي موجود در اين مجموعه، چند نکته را بايد خاطرنشان کرد.
نخست اين که بسياري از اين اصول ظاهراً ناقص‏اند. اين نکته را به صراحت درباره علي بن اسباط گفته‏اند، تُستري آن را در باب اصل زيد زرّاد اظهار کرده و آقا

1.. في‌المثل آقابزرگ طهراني، الذريعة، ج ۲، ص ۱۶۴ و تستري، قاموس الرجال، ج ۶، ص ۴۲۳.

2.. هر چند متن خبر در همان سطري آغاز شده که نوادر پايان يافته است. همين امر مدوّنِ فهرست [کتاب‏خانة] مشکاة (ج ۳، جزء ۳، ص ۱۰۸۸ ـ ۱۰۸۹ و منقول در سزگين، GAS (تاريخ نگارش‏هاي عربي)، ج ۱، ص ۵۳۷ را به اشتباه انداخته که آن را بخشي از کتاب علي بن أسباط دانسته است.

3.. طوسي، رجال، ص ۴۸۱، و منقول در قهپائي، مجمع الرجال، ج ۴، ص ۱۸۲؛ مامقاني، تنقيح المقال، ج ۲، ص ۲۸۰.

4.. نجاشي، رجال، ص ۲۵۷ (عُمِّرَ). احتمالاً وي در زماني که براي ابن‌الطبّال روايت مي‏کرده، ۱۲۸ ساله بوده است (نسخه خطي، برگ ۷۳ ب).

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6011
صفحه از 534
پرینت  ارسال به