211
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

ابن‌عُيَينَة عن عبد‌الرحمن بن زيد بن أسلم عن أبيه... آورده است؛ اين امر مي‏تواند ناشي از سهو يا خلط با مورد الف ـ ۳ باشد. از سوي ديگر، إسناد روايت الف را بايد از قول ترمذي۱ و دارمي۲ چنين خواند: ابن‌عُيَينَة عن زيد بن أسلم... .۳
چنين مي‌نمايد که روايت الف ـ ۴، در خصوص موضع زيد بن ثابت، به نوعي بازتاب (و حرکت به عقب تا) به پيامبر است. حديثي بسيار مشابه داريم که (با إسنادي متفاوت) به زيد منسوب است. در اين حديث، او به گونه‏اي مشابه کتابت کلماتش را منع کرده است.۴ اين فرافکني به احتمال زياد به کثير بن زيد أسلمي مدني (حلقة مشترک) بازمي‏گردد. در اين جا هم باز اين ذهبي است که به ما خاطرنشان مي‏کند که کثير اين حديث را به اين شکل منتشر ساخته است. ذهبي اين حديث را در باب مربوط به کثير بن زيد ذکر کرده است،۵ و باز هم آشکار است که وي پديده حلقة مشترک را شناخته است.
روايت ب ـ ۱ در دو مجموعة قديمي که ابوخَيثَمَة۶ و ابن‌أبي‌شيبة۷ گردآوري کرده‏اند وجود دارد. اين روايت چه بسا اصيل باشد، امّا در قدمت آن شکي نيست. حتي اگر تاريخ اين حديث به ابو‌سعيد خدري نرسد، بايد از طريق راوي پيرو وي، ابو‌نضرة بصري (م ۱۰۹ ق)، به او نسبت داده شده باشد، همان گونه که در نمودار مربوطه نيز به خوبي آشکار است (ابونضرة حلقة مشترک اصلي و صريح است همراه با سه حلقة مشترک فرعي ديگر).

1.. صحيح، باب ۲، ص ۱۱۱.

2.. سنن، ج ۱، ص ۹۸.

3.. زيد بن أسلم در ابن‌حجر (تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۱۰۷) در مقام يکي از شيوخ ابن‌عُيَينَة مطرح شده است؛ از نظر تاريخي مشکلي نيست زيرا ابن‌عُيَينَة (متولد ۱۰۷ ق) در زمان وفات زيد در سال ۱۳۶ هجري، حدوداً ۲۸ ساله بوده است.

4.. ابن‌سعد، ج ۲، جزء ۲، ص ۱۱۷؛ ابن‌أبي‌شيبة، ج ۹، ص ۵۳، شماره ۶۴۹۷.

5.. ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۳، ص ۴۰۴ ـ ۴۰۵.

6.. کتاب العلم، ص ۱۳۱، شماره ۹۵.

7.. مُصنَّف، ج ۹، ص ۵۲، شماره ۶۴۹۱.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
210

تحت اللفظي. برداشتن) از نصّي است احتمالاً اصيل و قطعاً کهن (روايت ب ـ ۱؛ نک. ادامة مقاله) که منسوب به ابو‌سعيد خُدري، و به نقل از خود پيامبر صلي الله عليه و آله است. حدّثان سدة ميانه، به ويژه بخاري نيز چنين انگاشته‏اند.۱ در واقع محتواي اين دو حديث حقيقتا مشابه است. واقعيت ديگري که اين جابجايي و انتساب به پيامبر را تسهيل مي‏کند، اين است که همين ابو‌سعيد در روايت ب ـ ۱ به پيامبر اشاره و ارجاع مي‏دهد. «بنا‌براين شما [نيز] بايد [آنچه را مي‏شنويد] از ما به حافظه بسپريد، همچنانکه ما [آنچه را شنيديم] از پيامبرتان از بر کرديم». ارجاع مي‏تواند به سادگي مبدّل به انتساب به پيامبر شود. عمل «بازتاب» به احتمال بسيار حاصل تلاش زيد بن أسلم مي‏تواند باشد (به احتمال خيلي ضعيف، جايگزين او مي‏تواند عطاء بن يسار باشد که زيد ـ واقعاً يا بنابر ادعا ـ از او حديث مي‏شنيده است). به هر روي، راويان زيد بن أسلم، همّام بن يحيي، ابن‌عُيَينَة و عبد‌الرحمن بن زيد مي‏بايست «بازتابِ» حديث را به شکل تغيير يافته‏اش و منسوب به پيامبر صلي الله عليه و آله از زيد بن أسلم شنيده باشند. با همة اينها، همگي آنها با اين انتساب موافقند. همّام بن يحيي «حلقة مشترک فرعي»، مسئول انتخاب کلمات روايت الف ـ ۱ است، سفيان بن عُيَينَة براي الف ـ ۲ و عبد‌الرحمن بن زيد بن أسلم براي مورد الف ـ ۳.
مشکل‏دارترين نقل اين حديث مورد الف ـ ۳ است که راوي «غير موثّق» قديمي آن أبوهريرة است. همان گونه که در بالا آمد، ذهبي قبلاً اين روايت را «منکر» دانسته بود. جالب اين که احمد بن حنبل که اين حديث را در مسند خود نقل کرده،۲ آن را درباب (مسند) ابو‌سعيد خُدري ذکر کرده است، حال آن که راوي اصلي [۲۴۶] که نامش در إسناد آمده، أبوهريرة۳ است. خطيب بغدادي إسناد را (از حلقة مشترک)

1.. نک. ابن‌حجر، فتح الباري، ج ۱، ص ۳۱۵؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۲.

2.. احمد بن حنبل، مسند (قاهره، ۱۳۱۳ ق)، ج ۳، ص ۱۲ ـ ۱۳.

3.. دو اثر کهني که درباره اين موضوع داريم و متأسفانه در دسترس من نيستند، ظاهراً راوي «موثق» اصلي يعني ابوسعيد خُدري را ذکر کرده‏اند. نک. [پانويس] العشّ در خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۴، شماره۲۱.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5970
صفحه از 534
پرینت  ارسال به