ابنعُيَينَة عن عبدالرحمن بن زيد بن أسلم عن أبيه... آورده است؛ اين امر ميتواند ناشي از سهو يا خلط با مورد الف ـ ۳ باشد. از سوي ديگر، إسناد روايت الف را بايد از قول ترمذي۱ و دارمي۲ چنين خواند: ابنعُيَينَة عن زيد بن أسلم... .۳
چنين مينمايد که روايت الف ـ ۴، در خصوص موضع زيد بن ثابت، به نوعي بازتاب (و حرکت به عقب تا) به پيامبر است. حديثي بسيار مشابه داريم که (با إسنادي متفاوت) به زيد منسوب است. در اين حديث، او به گونهاي مشابه کتابت کلماتش را منع کرده است.۴ اين فرافکني به احتمال زياد به کثير بن زيد أسلمي مدني (حلقة مشترک) بازميگردد. در اين جا هم باز اين ذهبي است که به ما خاطرنشان ميکند که کثير اين حديث را به اين شکل منتشر ساخته است. ذهبي اين حديث را در باب مربوط به کثير بن زيد ذکر کرده است،۵ و باز هم آشکار است که وي پديده حلقة مشترک را شناخته است.
روايت ب ـ ۱ در دو مجموعة قديمي که ابوخَيثَمَة۶ و ابنأبيشيبة۷ گردآوري کردهاند وجود دارد. اين روايت چه بسا اصيل باشد، امّا در قدمت آن شکي نيست. حتي اگر تاريخ اين حديث به ابوسعيد خدري نرسد، بايد از طريق راوي پيرو وي، ابونضرة بصري (م ۱۰۹ ق)، به او نسبت داده شده باشد، همان گونه که در نمودار مربوطه نيز به خوبي آشکار است (ابونضرة حلقة مشترک اصلي و صريح است همراه با سه حلقة مشترک فرعي ديگر).
1.. صحيح، باب ۲، ص ۱۱۱.
2.. سنن، ج ۱، ص ۹۸.
3.. زيد بن أسلم در ابنحجر (تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۱۰۷) در مقام يکي از شيوخ ابنعُيَينَة مطرح شده است؛ از نظر تاريخي مشکلي نيست زيرا ابنعُيَينَة (متولد ۱۰۷ ق) در زمان وفات زيد در سال ۱۳۶ هجري، حدوداً ۲۸ ساله بوده است.
4.. ابنسعد، ج ۲، جزء ۲، ص ۱۱۷؛ ابنأبيشيبة، ج ۹، ص ۵۳، شماره ۶۴۹۷.
5.. ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۳، ص ۴۰۴ ـ ۴۰۵.
6.. کتاب العلم، ص ۱۳۱، شماره ۹۵.
7.. مُصنَّف، ج ۹، ص ۵۲، شماره ۶۴۹۱.