209
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

مجموعه‏هاي حديثي ماقبل تدوين صحاح (و لذا «کهن»)اند و البته داراي بابي به نام «في کراهية کتاب العلم» هستند. کتاب الجامع مَعمَر بن راشد (م ۱۵۳ ق)، کتاب العلم ابو‌خَيثَمَة (م۲۳۴ ق)، و مُصَنَّف ابن‌أبي‌شيبة (م ۲۳۵ ق). بخاري
(م ۲۵۷ ق) هم هيچ يک را ذکر نکرده است. از سوي ديگر، مُسلِم (م ۲۶۲ ق) روايت الف ـ ۱۱ را، ابو‌داوود (م ۲۷۵ ق روايت الف ـ ۴۲ و ترمذي (م ۲۷۹ ق) الف ـ ۱ و الف ـ ۲۳ را آورده‏اند (به ديگر مجموعه‏هاي حديثي مراجعه نشده است). پيش از اين به تفصيل آورديم که مورد الف ـ ۱ ـ ۲ ـ ۳ روايت‏هايي مختلف از يک حديث بوده و اصل واحدي داشته‏اند.۴ ترمذي قبلاً به اين مسئله در مورد روايات الف ـ ۱ و الف ـ ۲ اشاره کرده و آن را برجسته ساخته است.۵ ذهبي هم به اين مسئله در موارد الف ـ ۲ و الف ـ ۳ اذعان کرده و درباره آن، ذيل مدخل «عبد‌الرحمن بن زيد بن أسلم» در ميزان الاعتدال توضيح داده است.۶ او احاديث متعددي نقل مي‏کند که عبد‌الرحمن آنها را منتشر ساخته است، نخست الف ـ ۲ به نقل از ابن‌عُيَينَة (حلقة مشترک روايت الف ـ ۲!) در مقام جوان‏ترين راوي، و بلافاصله در پي آن الف ـ ۳ را (با حلقة مشترکِ عبد‌الرحمن بن زيد) که ذهبي وي را منکَر (مردود و غير‌موثق) مي‏شناسد. ذهبي آشکارا پديده حلقة مشترک (فرعي) را مي‏پذيرد!
با تمام اين احوال، محتمل نيست که حديث مورد بحث يعني الف ـ ۱ ـ ۲ ـ ۳ کاملاً جعلي و برساخته باشد؛ بلکه به احتمال زياد نوعي «بازتاب» («رفع» به معناي

1.. مسلم، صحيح (بيروت، ۱۳۹۳ ق)، باب ۱۸، ص ۱۲۹.

2.. ابوداوود، سنن، تحقيق محيي‌الدين عبدالحميد (قاهره، ۱۳۶۹ ق)، ج ۳، ص ۴۳۴، شماره ۳۶۴۷.

3.. صحيح، باب ۲، ص ۱۱۱.

4.. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۳۲].

5.. ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۲، ص ۵۶۴ به بعد.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
208

شاخه‏بندي مي‏شود «حلقه‏هاي مشترک فرعي» (pcls) ناميده است. آنها مسئول هر گونه نشر بعدي‏اند و احتمالاً مسئول طرز بيان جديد حديث‌اند.
به هيچ وجه نبايد روش شاخت / يُنبُل را با روش ديگر تجزيه و تحليل إسناد، متعلق به فؤاد سزگين۱ اشتباه بگيريم. سزگين روش خود را تقريباً مشابه با شيوه هورست در مقاله‏اي با نام «درباره نقل و روايت در تفسير قرآن طبري»۲ و زولوندِک۳ به کار گرفته است. بايد به خاطر داشت که در روش ايشان [: هورست و سزگين]، کار را با يک حديث واحد يا نقل واحد تاريخي آغاز نمي‏کنند، بلکه با يکي از احاديث مذکور در مجموعه‏اي (مانند صحيح بخاري، تاريخ طبري و جز آن) شروع مي‏کنند و منابع و مآخذ بلاواسطه‏اي آن را با تجزيه و تحليل کشف مي‏کنند.
براي رسيدن به اين هدف، تمام إسنادهاي موجود در يک مجموعه (بر روي کارت نمايه) جمع‏آوري و تدوين مي‏شوند و کارت‏ها را بنابر جوان‏ترين راويان (يعني راويان مستقيم / اساتيد / مشايخ گردآورندگان) مرتب مي‏کنند. بدين سان، جستجو براي مکان شاخه شاخه شدن‏ها از آخرين راوي آغاز مي‏شود. [آغاز] شاخه‏بندي‏ها هميشه نشان‏دهنده منبع مستقيم است (به اعتقاد سزگين: هميشه نشان دهنده «منبع مستقيم مکتوب» است؛ در اين جا، بهتر مي‌نمايد از اصطلاح «گردآورنده منبع» که زولوندِک به جاي «منبع مستقيم» به کار برده است، استفاده کنيم)، در حالي که مراجعي که إسنادها در آنها شاخه‏بندي نشده‏اند «راويان صِرف» اين منابع‏اند.

درباره نمودار اوّل و دوم

هيچ يک از چهار حديث نبوي که با سنّت مکتوب مخالف‏اند ـ يعني روايات الف ـ ۱، ۲، ۳، ۴ که همگي در دسترس‏اند ـ در جوامع زير ذکر نشده‏اند. اين آثار، همگي

1.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۸۲ به بعد.

2.. Heribert Horst, “Zur uberlieferrung in ao-?abari's Korankommentar”, ZDMG ۱۰۳ (۱۹۵۳), ۲۹۰-۳۰۷.

3.. Leon Zolondek, “An Approach to the Problem of the Sources of the KitAb al-AghAni”, JNES ۱۹ (۱۹۶۰) ۲۱۷-۳۴.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5984
صفحه از 534
پرینت  ارسال به