شاخهبندي ميشود «حلقههاي مشترک فرعي» (pcls) ناميده است. آنها مسئول هر گونه نشر بعدياند و احتمالاً مسئول طرز بيان جديد حديثاند.
به هيچ وجه نبايد روش شاخت / يُنبُل را با روش ديگر تجزيه و تحليل إسناد، متعلق به فؤاد سزگين۱ اشتباه بگيريم. سزگين روش خود را تقريباً مشابه با شيوه هورست در مقالهاي با نام «درباره نقل و روايت در تفسير قرآن طبري»۲ و زولوندِک۳ به کار گرفته است. بايد به خاطر داشت که در روش ايشان [: هورست و سزگين]، کار را با يک حديث واحد يا نقل واحد تاريخي آغاز نميکنند، بلکه با يکي از احاديث مذکور در مجموعهاي (مانند صحيح بخاري، تاريخ طبري و جز آن) شروع ميکنند و منابع و مآخذ بلاواسطهاي آن را با تجزيه و تحليل کشف ميکنند.
براي رسيدن به اين هدف، تمام إسنادهاي موجود در يک مجموعه (بر روي کارت نمايه) جمعآوري و تدوين ميشوند و کارتها را بنابر جوانترين راويان (يعني راويان مستقيم / اساتيد / مشايخ گردآورندگان) مرتب ميکنند. بدين سان، جستجو براي مکان شاخه شاخه شدنها از آخرين راوي آغاز ميشود. [آغاز] شاخهبنديها هميشه نشاندهنده منبع مستقيم است (به اعتقاد سزگين: هميشه نشان دهنده «منبع مستقيم مکتوب» است؛ در اين جا، بهتر مينمايد از اصطلاح «گردآورنده منبع» که زولوندِک به جاي «منبع مستقيم» به کار برده است، استفاده کنيم)، در حالي که مراجعي که إسنادها در آنها شاخهبندي نشدهاند «راويان صِرف» اين منابعاند.
درباره نمودار اوّل و دوم
هيچ يک از چهار حديث نبوي که با سنّت مکتوب مخالفاند ـ يعني روايات الف ـ ۱، ۲، ۳، ۴ که همگي در دسترساند ـ در جوامع زير ذکر نشدهاند. اين آثار، همگي
1.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۸۲ به بعد.
2.. Heribert Horst, “Zur uberlieferrung in ao-?abari's Korankommentar”, ZDMG ۱۰۳ (۱۹۵۳), ۲۹۰-۳۰۷.
3.. Leon Zolondek, “An Approach to the Problem of the Sources of the KitAb al-AghAni”, JNES ۱۹ (۱۹۶۰) ۲۱۷-۳۴.