197
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

در مکّه يکي از حاميان نگارش حديث مجاهد۱ (م ۱۰۴ ق) بود؛ نقل است که وي يکي از کتب (هيپومنماتاي) خود را به يکي از شاگردانش براي نسخه‏نويسي داده بوده است.۲ يک نسل بعد، ابن‌جُريج مکي۳ (م ۱۵۲ ق)، [همراه با] سعيد بن أبي‌عروبة،۴ يکي از متقدم‏ترين مؤلّفان اثر [به سبک] مصنف۵ مي‏باليد که: «هيچ کس همچون من مجموعه حديثي مکتوب گردآوري نکرده است «مَا دَوَّنَ العِلمَ تَدوِيني أحَدٌ».۶ تقريباً در همين زمان است که بصريان سعيد بن ابي‌عروبة را به سبب نداشتن حتي يک کتاب مي‏ستودند.
البته در مکّه مخالفاني با حديث مکتوب وجود داشتند، و حاميان حديث مکتوب در اين شهر هيچ جبهة متحدي را تشکيل نمي‏دادند، همانگونه که حاميان روايت شفاهي در بصره براي مدتي طولاني چنين بودند. مشهورترين حاميان مکي حديث شفاهي عمرو بن دينار۷ (م ۱۲۵ ق) بود. علي بن المديني خود را جزو «حفاظ» مهم شش‏گانه در ميان جماعت پيامبر مي‏دانست (و در ميان پنج تن ديگر، دو تن بصري، دو نفر کوفي و زُهري هم مدني! بود).۸ امّا نقل شده که عمرو بن دينار به شاگردش سفيان بن عُيَنية اجازه داده که «اطراف» را بنگارد.۹
کمترين مخالفت با نگارش حديث در يمن به چشم مي‏خورد. همّام بن [۲۳۶] مُنَبِّه يمني۱۰ (م حدود ۱۰۱ ق) مؤلّف صحيفه‏اي است که (در قالب روايت‏هاي

1.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۲۹.

2.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۱۰۵.

3.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۹۱.

4.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۹].

5.. ابن‌حنبل، علل، ص ۳۴۸.

6.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۳۵۸.

7.. نک. همين مقاله، ص [۲۲۶]، شماره ۳.

8.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۱۹۵، ذيل سليمان بن مهران أعمش.

9.. ابن‌سعد، ج ۵، ص ۳۵۳. درباره «أطراف»، نک. همين مقاله، ص [۲۱۶].

10.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۸۶.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
196

خاص و مکرر، موضوع حديثي منقول است که به عبد‌اللّه‏ در مقام راوي اصلي آن ختم مي‏شود.۱ سپس صحيفه از پدر به پسر و به خانواده عبد‌اللّه‏ بن عمرو مي‏رسد. در ادامة بحث مجدداً به آن مي‏پردازيم.
[۲۳۵] با اين همه، گسترش احاديث موافق با حفظ سنّت به شکل مکتوب، عمدتاً در ادامة سدة دوم هجري صورت گرفت. بسياري از احاديث صرفاً در اين دوره شاخه شاخه شده (سلسله راويان مختلف يافته) و مواردي که مي‏توانند متقدم‏تر باشند نيز مجدداً در همين دوره حلقه‏هاي جديد يافته‏اند (در اصطلاح‏شناسي يُنبُل «حلقه‏هاي مشترک فرعي» يا pcls). نام عمرو بن شعيب مکّي۲ (م ۱۱۸ ق) بارها در اين زمينه مطرح شده، چه در مقام جوان‏ترين راوي مشترک (cl) يا به عنوان جوان‏ترين راوي مشترک در دومين طبقه (pcl).۳ او نوه عبد‌اللّه‏ بن عمرو بود و صحيفة متأخّران را به ارث برده بود. گاه اين گونه از او انتقاد مي‏شد که صحيفه را صرفاً «يافته است» نه اينکه آن را از پدرش «شنيده» (و سماع) کرده باشد.۴
در عين حال منتقدان بومي حديث، حفظ کردن احاديث را همراه با عراقيان، به ويژه بصريان،۵ مي‏پذيرفتند. آنها [پذيرش] «صحيفه‏ها» را نوعي گرايش به همراهي با شام۶ و مکّه و يمن۷ مي‏انگاشتند. البته اين صحف به شدت از سوي مخالفان کتابت حديث رد و طرد مي‏شد.

1.. همان، ص ۸۴ ـ ۸۵، نمودار د ـ ۲.

2.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۸، ص ۴۳ به بعد.

3.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۷۴ ـ ۸۲، نمودار ج ـ ۱؛ همان، ص ۶۸ ـ ۶۹، نمودار ج ـ ۲؛ همان، ص ۸۲ ـ ۸۴، نمودار د ـ ۱.

4.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۸، ص ۴۴ به بعد، به ويژه ص ۴۷ ـ ۴۸؛ ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۳، ص ۲۶۴ به بعد؛ ابن‌قتيبة، تأويل، ص ۹۳.

5.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۳۲].

6.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۳. ۹، ۵۴. ۲۰.

7.. همان، ص ۵۴. ۱۱.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6284
صفحه از 534
پرینت  ارسال به