191
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

حديث سخن گفته‏اند، عمدتاً و نه منحصراً، بصري و کوفي و اهل مدينه‏اند. نيک پيداست که احاديث صحابه و احتمالاً احاديث تابعه در اين موضوع، از احاديث نبوي کهن‏ترند. در اين جا به طرح دو نمونه از احاديث دستة اوّل [از صحابه يا تابعين] بسنده مي‏کنم. يکي اين حديث ابونَضرَة بصري (المنذِر بن مالک، م ۱۰۹ ق)۱ [از پيامبر صلي الله عليه و آله ] است که: «آيا قصد داريد نسخه‏هايي از قرآن را از اين... برسازيد؟»۲ او اين حديث را به (استاد بي‏واسطة خود) ابوسعيد الخُدري نسبت مي‏دهد. نمونة ديگر قاضي ابوبُردَة کوفي (م ۱۰۴ ق)۳ است که اين حديث به او مي‏رسد: «من کتاب‏هاي بسياري از پدرم استنساخ کردم، امّا او همه را پاک کرد».۴ او اين سخن را به پدرش ابوموسي اشعري نسبت مي‏دهد.
احاديث نبوي در مخالفت با نگارش حديث ـ که در نگاه نخست، چهار تايند ـ علي‌الظاهر به ترتيب اين چهار حلقه مشترک را دارند: ۱. هَمّام بن يحيي بصري (م ۱۶۵ ق)؛۵ ۲. سفيان بن عُيَينَة (م ۱۹۶ ق) که اصالتاً کوفي بود، امّا به مدينه نقل مکان کرد؛۶ ۳) عبد‌ [۲۳۲] الرحمن بن زيد بن أسلم (م ۱۸۲ ق) اهل مدينه؛۷ و ۴. کثير بن زيد الأسلمي (م ۱۵۸ ق).۸ بديهي است شماره‏هاي ۱ تا ۳ در اصل يک حديث‏اند که صرفاً با تعابيري متفاوت از راويان مختلف نقل شده‏اند. إسناد آن از

1.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۰، ص ۲۶۹؛ ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۴، ص ۱۸۱ ـ ۱۸۲.

2.. نک. همين مقاله، ادامه، ص [۲۲۱]، نمودار ب ـ ۱.

3.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۲، ص ۲۱ ـ ۲۲؛ ذهبي، تاريخ الحفاظ، ج ۱، ص ۹۵.

4.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۹ ـ ۴۱؛ نمودار ب ـ ۲.

5.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۱، ص ۶۰ به بعد؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۲۹ ـ ۳۳؛ نيز نک. همين مقاله، ص [۲۲۱] به بعد، نمودار الف ـ ۱.

6.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۹۶؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۲ ـ ۳۳؛ نيز همين مقاله، نمودار الف ـ ۲.

7.. سزگين، GAS، ج ۱، ص ۳۸؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۳ ـ ۳۵؛ نيز همين مقاله، ص [۲۲۱].

8.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۸، ص ۳۷۰ به بعد؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۵؛ نمودار الف ـ ۴.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
190

او را واداشت. آنگاه او براي پسرانش نوشت و اکنون مردم حديث مي‌نويسند».۱ امّا فشار حاکمان تنها علتي نيست که زهري براي توجيه تدوين رسمي مکتوب و انتشار حديث مطرح کرده است؛ همان عملي که از نظر او، تا مدّت‏ها وقيح و ملامت‏بار بود. ديگر دلايلي که وي مطرح مي‏کند اين‏هاست: «اگر نبود احاديثي که از شرق به دست ما رسيده و ما آن‏ها را نمي‏شناختيم و ردّشان کرده‏ايم، من هرگز حديث را به نگارش درنمي‏آوردم و اجازة نگارش آن را نمي‏دادم».۲ در اينجا تقابل «شرق» و [۲۳۱] «غرب» عراق و شامات، خود را آشکار مي‏سازد. در بخش بعد به اين موضوع نظر داريم.

چهارم

هرچند زُهري دوست و حامي امويان بود، در آغاز با طرح تدوين رسمي حديث مخالفت کرد. نتيجتاً انتظار داريم که خارج از مرزهاي حکومت امويان در شام، به ويژه در عراقِ ضداموي، حتي با مخالفت‏هايي بيشتر روبرو شويم. هرچند ظاهراً هيچ حملة مستقيم و آشکاري به چشم نمي‏آيد، مخالفت‏هاي غير مستقيم به صورتي گسترده و به دو شکل خاص ظهور و بروز يافته است. نخست، انتشار احاديث بيشتري حاکي از مخالفت با حفظ حديث از طريق کتابت بود. در قرن نخست هجري بحث کمتري راجع به اين موضوع در ميان بوده است.۳ امّا تجزيه و تحليل أسانيد بنابر روش شاخت / يُنبُل۴ که قصد داشتند آخرين «حلقة مشترک»ي را بيابند که حديث را منتشر ساخته است (به نظر من اين لزوماً به اين معنا نيست که اين فرد حديث را وضع کرده است)، به روشني مبين اين است که بحث اصلي صرفاً از اوايل سدة دوم هجري (سال وفات عُمَر بن عبد‌العزيز) شروع شده و چند دهه تداوم داشته است. همچنين درمي‏يابيم که متأخّرترين راويان مشترک که عليه نگارش

1.. ابونُعيم، حلية الأولياء، ج ۳، ص ۳۶۳.

2.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۱۰۸.

3.. نک. همين مقاله، ادامه، ص [۲۳۴]، [۲۳۶ ـ ۲۳۷].

4.. نک. همين مقاله، ادامه، ص [۲۴۴].

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6297
صفحه از 534
پرینت  ارسال به