179
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

اگر احياناً معلوم مي‏شد حديثي در جانبداري از کتابت حديث در زماني متأخّر صادر شده است، براي رفع تعارض مي‏گفتند که سنّتي، سنّت ديگر را نسخ کرده است.۱ ديگر استدلال رايج [در ميان اين عالمان] اين است که پيامبر اکرم به معدودي از صحابه، مانند عبداللّه‏ بن عمرو بن العاص که در کتابت خبره بودند، اجازه نگارش داده بود،۲ امّا ديگران را که در کتابت کمتر توانا بودند، مجاز ندانسته بود.۳ ديگر راه سازش ميان اين دو دسته از احاديث آن بود که منع نگارش (فقط) ناظر به کساني بوده که در خطر اعتماد بيش از حد به کلمات مکتوب بوده‏اند؛ امّا اجازه کتابت براي کساني بوده که از اين خطر در امان بوده‏اند.۴ و سرانجام به اين استدلال برمي‏خوريم که محدّثان طبقة نخست (چون ابن‌عباس، شَعبي، زُهري، قتادة و ديگران) همگي اعراب خالص و برخوردار از حافظه‏اي بسيار قوي بوده‏اند. در دوره‏هاي بعد اوضاع چنين نبود؛ لذا کتابت حديث امري ضروري مي‌نمود. افزون بر اين حجم فراوانِ روايات ضرورت ثبت و نگارش آن را دو چنان مي‏ساخت. بدون کتابت، چه بسا بخش بزرگي از روايات از دست مي‏رفت.۵
اکنون به بررسي عللي باز مي‏گرديم که براي تغيير مخالفت با نگارش احاديث ارايه شده است. در باب تبيين‏ها و تفاسيري که برخي از محقّقان جديد مصري در اين باره بيان کرده‏اند ـ و در آن‏ها افزون بر ديدگاه‏هاي قدما، چندان مطلب قابل توجهي نمي‏توان يافت ـ ترجيح مي‏دهم خوانندگان را به فصلي اختصاصي [۲۲۴] از کتاب خوتير ينبُل با عنوان وثاقت متون حديثي۶ ارجاع دهم. تلاش‏هاي نَبيّة عبّود۷ و فؤاد سزگين۸ نيز براي تبيين اين مسئله در همين راستا بوده است.

1.. ابن‌قتيبة، تأويل، ص ۳۶۵ ـ ۳۶۶؛ ابن‌حجر، فتح الباري، ج ۱، ص ۳۱۵.

2.. نک. ادامة مقاله، ص [۲۳۴ ـ ۲۳۵].

3.. ابن‌قتيبة، تأويل، ص ۳۶۶.

4.. ابن‌حجر، فتح الباري، ج ۱، ص ۳۱۵.

5.. ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۹ ـ ۷۰؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۶۴ ـ ۶۵.

6.. G. H. A. JuynboIl. The Authenticity of the Tradition Literature: Discussions in Modern Egypt (Leiden, ۱۹۶۹), ۴۷-۶۱.

7.. Abbott, Studies in Arabic Literary Papyri, II, ۷.

8.. GAS, I, ۶۲.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
178

مي‏ورزيدند. زيد بن ثابت (م ۴۶ ق در مدينه)، عبد‌اللّه‏ بن مسعود (م ۳۲ ق در کوفه) و ابو‌موسي اشعري (م ۴۲ ق در بصره).۱
۲) [۲۲۳] بيم آن مي‏رفت که احاديث مکتوب مردم را از قرآن دور يا منحرف کند. يهوديان و مسيحيان به سبب پيروي از کتاب‏هايي جز وحي راستين به گمراهي و انحراف دچار شده بودند. لذا جلوگيري از خطايي مشابه لازم و مهم مي‌نمود.۲
۳) ترس از اين بود که چه بسا مردم بيش از حد به ظاهر کلماتي مکتوب تکيه کنند که خصلت موقتي و گذرا دارند؛ در عوض آنچه را که بايد همواره به دل بسپارند، از بر نکنند.۳
۴) نگراني از اينکه احاديث به دست نااهلان (الي غير أهله) بيفتد.۴ همين نگراني را بايد دليل آن دانست که برخي از محدّثان در وصاياي خود بر نابود کردن تمام يادداشت‏هايشان پس از مرگشان تأکيد مي‏ورزيده‏اند.۵
ناقدان متأخّر حديث (ابن‌قتيبة، خطيب بغدادي، ابن‌عبدالبرّ، ابن‌حجر) ناگزير تدوين مکتوب حديث را به عنوان واقعيت پذيرفتند. از اين رو درصدد برآمدند تا ميان احاديث منع کتابت و جواز کتابت سازگاري برقرار کنند. مثلاً مي‏گفتند احاديث جواز متعلق به دوره‏اي متفاوت (زماني که وحي نازل نمي‏شده) يا دوره‏هاي بعدتر است.۶

1.. درباره زيد نک. همين مقاله، ادامه، نمودار الف ـ ۴ و شرح آن؛ درباره ابوموسي اشعري نک. نمودار ب ـ ۲ و شرح آن. درباره عبداللّه‏ بن مسعود نک. ادامه مقاله، ص [۲۲۶] و خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۳۸۳۹.

2.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۷؛ قس با همين مقاله، پيشتر، ص [۲۲۱] و ادامه، ص [۲۲۸].

3.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۸؛ ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۸ ـ ۶۹؛ ابن‌حجر، فتح الباري، ج ۱، ص ۳۱۵.

4.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۶۱، ۶۴؛ نيز نک. همين مقاله، ادامه، ص [۲۲۷].

5.. همان، ص ۶۱؛ نيز نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۶].

6.. ابن‌قتيبة، تأويل مختلف الحديث (قاهره، ۱۳۲۶ ق)، ص ۳۶۵ ـ ۳۶۶؛ ابن‌حجر، فتح الباري، ج ۱، ص ۳۱۵.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6315
صفحه از 534
پرینت  ارسال به