153
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

ديدگاه درباره حديث را گروهي از خوارج مطرح مي‏کردند که معتقد بودند بنا بر آيه ۱۴۶ سوره انعام، شريعت در قرآن کامل شده است.۱ به علاوه از اين جا درمي‏يابيم که چرا رهبران پرهيزکار اکثريت جامعة اسلامي از احاديث مکتوب سخت بيمناک بودند، زيرا احتمال مي‏رفت احاديث اعتبار و ارزشي به سان قرآن يابند.

سوم

يک پرسش بر جاي مي‌ماند. آيا مي‏توان تصور کرد شکل‏گيري اعتقاد به «وحي نانوشته» در کنار قرآن متأثّر از اين باور يهودي است که خداوند علاوه بر توراتِ مکتوب از طريق وحي، توراتي شفاهي را نيز به موسي عطا کرده است؟ رويدادهايي مشابه در تاريخ صدر اسلام اين فرض را تأييد مي‏کند، هرچند نمي‏توان با اطمينان در اين باره حکم داد. از سوي ديگر، واقعيت اين است که تدوين احکام فقهي در ميان يهود چونان زنگ خطري بود نسبت به احاديثي که براي خود اعتباري الهي کسب کرده بودند، و همين امر دستاويزي براي ممانعت از کتابت آن‏ها به شمار مي‏رفت. درواقع حضرت محمد صلي الله عليه و آله آن دسته از أحبار يهود را سرزنش کرده بود «که زبان خود را به تلاوت کتاب خدا مي‏گردانند تا گمان برند اين بخشي از کتاب

1.. الشهرستاني، الملل و النحل، تحقيق ويليام کيورتُن (William Cureton)، (لندن، ۱۸۴۲ ـ ۱۸۴۶)، ص ۹۴، سطر ۴. «وَ ذَهَبَ قَومٌ مِنهُم (البَيهَسية مِنَ الخَوَارجِ) إلي أنَّ مَا يحرُمُ سِوي مَا فِي [القُرآن لِ ـ ] قَولِهِ تَعَالي قُل لا أجِدُ فِيمَا يوحَي إلَي مُحَرَّما عَلي طَاعِمٍ...؛ دسته‏اي از بيهسية خوارج قائلند که جز آن‏چه در قرآن آمده، هيچ چيزي حرام نيست، به دليل آية قُل لا أجِدُ فِيمَا يوحَي إلَي مُحَرِّما عَلي طَاعِمٍ...». نيز نک. احکام ازدواج در ميان ميمونية (: گروهي از خوارج) بنا به گزارش حسين الکرابيسي، في کتابه الذي حاک فيه مقالات الخوارج (همان، ص ۹۶، سطر ۷).


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
152

نمي‏کند که بعدها در رده‏بندي احاديث، حديث قدسي يا حديث الهي ناميده شد تا از ساير احاديث نبوي متمايز باشد. درست برعکس، اين سخن بر اين نکته تأکيد مي‏ورزد که هر آنچه پيامبر در مورد احکام و شرايع تعليم داده، از طريق وحي دريافت کرده است، خواه در قرآن وجود داشته باشد يا نه. بر طبق نقل أوزاعي، حسن بن عطية (يکي از شاگردان سفيان ثوري در حدود اواسط قرن دوم هجري) عقيده داشت هر گاه خداوند حکمي قرآني را بر محمد صلي الله عليه و آله فرو مي‏فرستاد، بلافاصله جبرئيل سنّت وحياني را به آن حضرت عطا مي‏کرد.۱ در خبري (با سندي محکم که نام ابومحمد بن حزمِ دقيق و سختگير در آن به چشم مي‏خورد)۲ آمده که مالک بن أنس عقيده داشته است هرگاه از پيامبر صلي الله عليه و آله درخواست مي‏شد مشکلي را حل کند، فقط بر اساس وحي الهي پاسخ مي‏داد (فَلا يُجِيبُ حَتّي يَأتِيَهُ الوَحي مِنَ السَّماءِ). از آنجا که اين فتاوا و احکام پيکرة اصلي احاديث موجود را تشکيل مي‏دهد، مردم بر اين باورند که در بيشتر موارد کلام خود خدا را مي‏شنوند و نه صرفاً سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله را. اين مسئله براي کساني که به روايات مکتوب به ديده ترديد مي‌نگريستند انگيزة خوبي بود تا مراقبت و احتياط خويش را افزايش دهند. جلوگيري از خطر نشر گستردة اخباري که وثاقت آنها ارزيابي نشده، امري ضروري بود.
بدين ترتيب روشن مي‏شود که چرا عقل‏گرايان معتزلي۳ و ديگر آزادانديشان۴ در مقابل استنباط حقايق ديني از حديث، موضعي مخالف اتخاذ کردند. همين

1.. ابن‌عبدالبر، جامع بيان العلم وفضله، ص ۲۲۳، پايين صفحه. عمدة مطالب مربوط به اين مسائل، در فصلي با عنوان «موضع السنّة من الکتاب وبيانها له». ص ۲۲۱ به بعد گرد آمده است [در ترجمة انگليسي از متن آلماني گُلدتسيهر، به جاي «موضع»، اشتباهاً «موضوع» نوشته شده است (ويراستار)].

2.. در ابن‌بَشکول، کتاب الصلة في تأريخ أئمة الأندلس، تصحيح فرانسيسکو کدِرا Francisco Codera (مادريد، ۱۸۸۲ ـ ۱۸۸۳)، ص ۳۱۴، سطر ۴.

3.. در باب شک و ترديد اين گروه‏ها نسبت به حديث، نک. الجاحظ، کتاب الحيوان (قاهره، ۱۳۲۳ ـ ۱۳۲۵ ق) که هر چند راجع به احاديث فقهي بحث نمي‏کند، امّا به ديدگاه‏هاي خرافي مي‏پردازد. در اواخر قرن هشتم هجري، سروده کلامي بلندي عليه معتزله (يعني زمخشرى)، آن‏ها را به موارد زير متهم مي‏کند. ترک قرآن، ضعيف شمردن احاديث پيامبر، انتساب جهل به موسي، دروغ دانستن منقولات تابعين از پيامبر، «نَبَذُوا کتَابَ الله خَلفَ ظُهُورِهِم // جَعَلُوا أحَاديثَ النَّبِي مُضَعَّفَةً // جَهَّلتُم مُوسي کمَا کذَّبتُم // خَبَرَ الرَّسُولِ أتَت بِهِ المُستَخلَفَةِ». نک. السبکي، طبقات الشافعية (قاهره، ۱۳۲۴ ق)، ج ۵، ص ۱۷۲، سطر ۴ و ۱۷.

4.. Cf. Muhammedanische Studien, II, ۱۳۶.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5839
صفحه از 534
پرینت  ارسال به