و گفتند: «اگر خدا او را شفا دهد، ما ده روز بر روزه ميافزاييم». پادشاه ديگرشان، دهانش با تکهاي گوشت آسيب ديد، و گفتند: «اگر خدا او را شفا دهد، هفت روز ديگر به آن ميافزاييم» و پادشاه سوم گفت: «بياييد عدد را سر راست به پنجاه برسانيم و در فصل بهار روزه بگيريم».۱
سُدّي نيز در تفسيرش چنين توضيح ميدهد:
روزه رمضان بر مسيحيان واجب شده بود... چون روزه گرفتن در تابستان گرم برايشان دشوار بود، شورايي تشکيل دادند و توافق کردند زمان روزه را به فصل بهار منتقل کنند. گفتند. «ما با افزودن بيست روز به طول دوره روزداري آن را جبران ميکنيم».۲
کتابها آکنده از احاديثي است که راهنماي مسلمانان در تعيين زمان آغاز و پايان روزه ماه رمضان است. از آنجا که تشخيص آغاز و پايان ماه بايد بر اساس مشاهده هلال باشد، اين توصيهها به ويژه زماني که آسمان ابري است، مورد نياز است.۳ دغدغة مسلمانان نسبت به چنين موضوعاتي با پيشينيان آنها ـ «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکُمْ» ـ نيز گره خورده است.
ابنعباس: چون مسيحيان در ابتدا، از احتمال تشخيص نادرست زمان آغاز و پايان ماه بيمناک بودند، از يک روز قبل از آغاز ماه روزه ميگرفتند. سپس، به دليل نگراني از اشتباه در تاريخ آخرين روز، يک روز هم به روزه پايان ماه افزودند. سرانجام به تدريج با اين روش، ده روز به قبل و ده روز به بعد از دوران روزهداري افزودند. نهايتاً نگراني آنها از سرپيچي از فرمان الهي به آنجا انجاميد که روزه سي روزه را به پنجاه روز تبديل کردند.۴
روزه مسلمانان سه روز در هر ماه بود که با نزول وحي درباره ماه رمضان،
1.. همان، ص ۱۷۶ (به نقل از ابنحنظلة، نحّاس، و طبرانى).
2.. طبري، ج ۳، ص ۴۱۱؛ نيز نک. همان، ص ۵۰۱ ـ ۵۰۲.
3.. مالک بن أنس، موطّأ، دو جلد، قاهره، ۱۳۴۸ ق، ج ۱، ص ۲۱۱.
4.. الدر المنثور، ج ۱، ص ۱۷۷؛ طبري، ج ۳، ص ۴۱۰.