93
دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم

۱۱۵۸. الفتن‏ ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از جابر - : امام باقر عليه السلام فرمود - : «[عبّاسيان‏] هنگامى كه دچار اختلاف شوند و ذو الشفا سر بر آورد، جز اندكى نمى‏پايند كه ابقع در مصر ظهور مى‏كند. [عبّاسيان‏] مردم را مى‏كشند تا به ارم مى‏رسند. سپس آن مرد زشت‏رو بر آنها مى‏شورد و جنگى سخت ميان آنها در مى‏گيرد و آن گاه سفيانى ملعون، پديدار مى‏شود و بر هر دو، چيره مى‏شود و پيش از آن، دوازده پرچم در كوفه برافراشته مى‏شوند كه همگى معلوم اند و مردى از نسل حسين عليه السلام كه به سوى پدرش فرا مى‏خواند ، به سوى كوفه مى‏آيد و سپس سفيانى، لشكريانش را به هر سو مى‏فرستد».۱

۱۱۵۹. الفتن‏ ، ابن حمّاد : امام باقر عليه السلام فرمود : «سفيانى در دمشق با يكى از مروانيان درگير مى‏شود و بر او چيره مى‏گردد و وى را مى‏كُشد و تا سه ماه، مروانيان را مى‏كُشد. آن گاه رو به اهل مشرق مى‏آورد و وارد كوفه مى‏شود».۲

۱۱۶۰. الفتن‏ ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از ابو رومان - : امام على عليه السلام فرمود : «هنگامى كه كار سفيانى بالا مى‏گيرد، كسى از بلاى آن در امان نمى‏ماند، جز كسى كه بر محاصره و در تنگنا واقع شدن شكيب ورزد».۳

۱۱۶۱. الفتن‏ ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از محمّد بن جعفر - : على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «سفيانى، لشكر عراق را به سركردگى مردى از بنى حارثه ، روانه مى‏كند، كه دو گيسوى بافته شده مانند زنان دارد و به او نَمِر يا قمر بن عَبّاد، گفته مى‏شود . وى مردى تنومند، كوتاه‏قد و چهارشانه است كه موهاى جلوى سرش ريخته و فرمانده طلايه‏دارانش، مردى از قوم اوست. هر كس از اهل مشرق كه در شام است، در جايى به نام بنيه با او مى‏جنگد و اهل حمص با اهل مشرق و ياران آنان در جنگند و در آن روزگار، لشكر بزرگى دارند و با آنها در كنار دمشق مى‏جنگد و همه آنان را شكست مى‏دهد .
سپس از دمشق و حمص مى‏آيد و به سفيانى مى‏پيوندد و با اهل مشرق در جايى به نام يدين، در ناحيه شرقى حمص، رويارو مى‏شوند و هفتاد و اندى هزار در اين جنگ كشته مى‏شوند كه سه چهارم آنها، از اهل مشرق هستند و شكست مى‏خورند، و اين لشكر اعزامى سفيانى به سوى مشرق، حركت مى‏كنند تا در كوفه فرود آيند و در اين ميان، چه خون‏ها ريخته و شكم‏ها دريده و كودك‏ها كشته مى‏شوند و چه مال‏ها به غارت مى‏روند و چه خون‏ها حلال شمرده مى‏شوند. آن گاه سفيانى به او مى‏نويسد كه پس از ويران كردن كوفه، به سوى حجاز حركت كند» .۴

1.الفتن : ج ۱ ص ۲۸۶ ح ۸۳۶ .

2.الفتن : ج ۱ ص ۲۸۷ ح ۸۳۸ .

3.الفتن : ج ۱ ص ۲۴۶ ح ۶۹۹ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۲۸۳ ح ۳۱۵۳۳ .

4.الفتن : ج ۱ ص ۳۰۱ ج ۸۷۸ .


دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
92

۱۱۵۸. الفتن لابن حماد : حَدَّثَنا سَعيدٌ أبو عُثمانَ ، عَن جابِرٍ ، عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام ، قالَ :
إذَا اختَلَفَت كَلِمَتُهُم وطَلَعَ القَرنُ ذُو الشّفا لَم يَلبَثوا إلّا يَسيراً ، حَتّى‏ يَظهَرَ الأَبقَعُ بِمِصرَ ، يَقتُلونَ النّاسَ حَتّى‏ يَبلُغوا إرَمَ ، ثُمَّ يَثورُ المُشَوَّهُ عَلَيهِ ، فَتَكونُ بَينَهُما مَلحَمَةٌ عَظيمَةٌ ، ثُمَّ يَظهَرُ السُّفيانِيُّ المَلعونُ فَيَظهَرُ۱ بِهِما جَميعاً ، ويَرفَعُ قَبلَ ذلِكَ ثِنتَي عَشرَةَ رايَةً بِالكوفَةِ مَعروفَةً ، ويُقبِلُ بِالكوفَةِ رَجُلٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ يَدعو إلى‏ أبيهِ ، ثُمَّ يَبُثُّ السُّفيانِيُّ جُيوشَهُ .

۱۱۵۹. الفتن لابن حماد : قالَ أبو جَعفَرٍ : يُنازِعُ السُّفيانِيُّ بِدِمَشقَ أحَدَ بَني مَروانَ ، فَيَظهَرُ عَلَى المَروانِيِّ فَيَقتُلُهُ ، ثُمَّ يَقتُلُ بَني مَروانَ ثَلاثَةَ أشهُرٍ ، ثُمَّ يُقبِلُ عَلى‏ أهلِ المَشرِقِ حَتّى‏ يَدخُلَ الكوفَةَ .

۱۱۶۰. الفتن لابن حماد : حَدَّثَنَا الوَليدُ ورِشدينٌ ، عَنِ ابنِ لَهيعَةَ ، عَن أبي قُبَيلٍ ، عَن أبي رومانَ ، عَن عَلِيٍّ عليه السلام قالَ : إذا ظَهَرَ أمرُ السُّفيانِيِّ ، لَم يَنجُ مِن ذلِكَ البَلاءِ إلّا مَن صَبَرَ عَلَى الحِصارِ .

۱۱۶۱. الفتن لابن حماد : حَدَّثَنا أبُو المُغيرَةِ ، عَنِ ابنِ عَيّاشٍ ، عَمَّن حَدَّثَهُ ، عَن مُحَمَّدِ بنِ جَعفَرٍ ، قالَ : قالَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام :
يَبعَثُ السُّفيانِيُّ عَلى‏ جَيشِ العِراقِ رَجُلاً مِن بَني حارِثَةَ لَهُ غَديرَتانِ ، يَقالُ لَهُ : نَمِرٌ أو قَمَرُ بنُ عَبّادٍ ، رَجُلاً جَسيماً عَلى‏ مُقَدِّمَتِهِ رَجُلاً مِن قَومِهِ قَصيرٌ أصلَعُ عَريضُ المَنكِبَينِ ، فَيُقاتِلُهُ مَن بِالشّامِ مِن أهلِ المَشرِقِ ، وفي مَوضِعٍ يُقالُ لَهُ البنيةُ ، وأَهلُ حِمصَ في حَربِ المَشرِقِ وأَنصارِهِم ، وبِها يَومَئِذٍ مِنهُم جُندٌ عَظيمٌ ، يُقاتِلُهُم فيما يلَي دِمَشقَ ، كُلُّ ذلِكَ يَهزِمُهُم .
ثُمَّ يَنحازُ مِن دِمَشقَ وحِمصَ مَعَ السُّفيانِيِّ ويَلتَقونَ وأَهلُ المَشرِقِ في مَوضِعٍ يُقالُ لَهُ اليدين‏۲ ، مِمّا يَلي شَرقَ حِمصَ ، فَيُقتَلُ بِها نَيِّفٌ وسَبعونَ ألفاً ، ثَلاثَةُ أرباعِهِم مِن أهلِ المَشرِقِ ، ثُمَّ تَكونُ الدَّبرَةُ عَلَيهِم ، ويَسيرُ الجَيشُ الَّذي بُعِثَ إلَى المَشرِقِ حَتّى‏ يَنزِلُوا الكوفَةَ ، فَكَم مِن دَمٍ مُهَراقٍ ، وبَطنٍ مَبقورٍ ، ووَليدٍ مَقتولٍ ، ومالٍ مَنهوبٍ ، ودَمٍ مُستَحَلٍّ ، ثُمَّ يَكتُبُ إلَيهِ السُّفيانِيُّ أن يَسيرَ إلَى الحِجازِ بَعدَ أن يَعرُكَها عَركَ الأَديمِ .

1.في هامش المصدر : كذا بالأصلين ، ولعلّ الصواب : «فيظفر» ، ولذلك وضع ناسخ الأصل حرف «ص» على الهاء .

2.كذا ، وفي نفس المصدر ج ۲ ص ۷۰۰ جاء بالباء الموحّدة «البدين» .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری‌شهری، با همکاری محمّد کاظم طباطبایی و جمعی از پژوهشگران، ترجمه: عبدالهادی مسعودی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1393
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 30750
صفحه از 466
پرینت  ارسال به