375
دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم

۱۳۹۱. تفسير العيّاشى‏ - به نقل از جابر جعفى - : امام باقر عليه السلام فرمود : «به زمين بچسب و هيچ حركتى مكن تا علامت‏هايى را كه برايت مى‏گويم و [همه‏] در يك سال اتّفاق مى‏افتند، ببينى: جارچى ندا دهنده در دمشق ، و به زمين فرو رفتن يكى از آبادى‏هاى آن و فرو ريختن بخشى از مسجد آن، و هنگامى كه ديدى تُركان از آن گذشته ، پيش آمده و در جزيره فرود مى‏آيند ، و روم پيشروى كرده و در رمله فرود مى‏آيند ، و آن، سالى است كه در همه سرزمين‏هاى عربى، اختلاف [و درگيرى ]است و اين هنگام، شاميان به سه دسته مختلف تقسيم مى‏شوند: [پيروان ]اصهب، ابقع و سفيانى . با تيره ذنب الحمار (دم درازگوش) ، قبيله مُضَر هستند ، و همراه سفيانى، خويشان مادرى‏اش از قبيله كلب، و سفيانى و همراهانش بر تيره ذنب الحمار پيروز مى‏شوند و چنان كشتارى مى‏كنند كه كسى پيش از آن نكرده است.
و مردى در دمشق حضور مى‏يابد كه او و همراهانش را به گونه‏اى مى‏كُشند كه مانند آن ديده نشده است و از تيره ذنب الحمار است و اين، همان آيه‏اى كه خداوند متعال در آن مى‏فرمايد: «آن گاه از ميان ايشان، چند دسته اختلاف ورزيدند. واى بر كافران، از حضور در روزى بزرگ!» .
و سفيانى و همراهانش پيروز مى‏شوند و انديشناكِ چيزى جز خاندان محمّد و شيعه آنان نيستند. از اين رو، گروهى را روانه كوفه مى‏كند و دسته‏اى از پيروان خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله را در كوفه مى‏كُشد و به دار مى‏كِشد و پرچمى از خراسان مى‏آيد تا به كناره دجله مى‏رسد. مردى ضعيف با پيروانش خروج مى‏كند و در پشت كوفه گرفتار مى‏شود، و سفيانى، لشكرى را روانه مدينه مى‏كند و در آن جا مردى را مى‏كُشد و مهدى و منصور از مدينه مى‏گريزند و كوچك و بزرگ خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله را دستگير مى‏كنند و هيچ يك را وا نمى‏نهند، جز آن كه بازداشتش مى‏كنند و لشكر اعزامى، در پى آن دو (مهدى و منصور) روان مى‏شوند و مهدى از آن جا مانند موسى عليه السلام بيمناك و مراقب بيرون مى‏آيد تا به مكّه وارد مى‏شود و لشكر هم پيش مى‏آيد تا در بيداء فرود آيند و آن، همان لشكر هَمَلات (رها شده و لجام‏گسيخته) است كه در زمين فرو مى‏روند و جز يك تن، از آنان نمى‏ماند كه خبر مى‏آورد.
و قائم، ميان ركن [حجر الأسود] و مقام [ابراهيم‏] مى‏ايستد و نماز مى‏خواند و آن را به پايان مى‏برد و در حالى كه وزيرش همراه اوست، مى‏گويد : "اى مردم! ما از خدا بر ضدّ كسانى كه بر ما ستم كرده‏اند و حقّ ما را ربودند، يارى مى‏طلبيم. هر كس با ما در باره خدا احتجاج كند، [بداند كه ]ما به خدا سزاوارتريم، و هر كس با ما در باره آدم عليه السلام احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به آدم عليه السلام هستيم، و هر كس با ما در باره نوح عليه السلام احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به نوح هستيم، و هر كس با ما در باره ابراهيم عليه السلام احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به ابراهيم هستيم، و هر كس با ما در باره محمّد صلى اللّه عليه و آله احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به محمّد صلى اللّه عليه و آله هستيم، و هر كس با ما در باره پيامبران احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به پيامبران هستيم، و هر كس با ما در باره كتاب خدا احتجاج كند، ما سزاوارترينِ مردم به كتاب خدا هستيم. ما و هر مسلمانى، امروز گواهى مى‏دهيم كه به ما ستم شد و ما رانده شديم و بر ما ظلم شد و از شهر و ديار و مال و اهلمان بيرونمان راندند و به ما زور گفتند. هان! ما امروز از خدا و هر مسلمانى، يارى مى‏جوييم.
و به خدا سوگند، سيصد و ده و اندى نفر مى‏آيند كه پنجاه زن ميان آنان هستند و همه آنان، بى آن كه وعده‏اى در ميان باشد، مانند ابرهاى پراكنده پاييزى، از هر سو، گرد مى‏آيند و پشت سر هم مى‏رسند و اين، همان آيه الهى است: «هر جا كه باشيد، خداوند، همه شما را گرد مى‏آورد. خداوند بر هركارى تواناست» و مردى از خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله مى‏گويد: و آن، آبادى‏اى است كه اهلش ستمكارند.
سپس با سيصد و ده و اندى نفر كه با او ميان ركن [حجر الأسود] و مقام [ابراهيم‏] بيعت كرده‏اند، از مكّه بيرون مى‏آيد، در حالى كه عهد ايشان خدا صلى اللّه عليه و آله و پرچم و سلاح ايشان را به همراه دارد و وزيرش هم با اوست و جارچى در مكّه، نام و كار او را از آسمان ندا مى‏دهد، تا آن كه همه زمينيان، نام او را مى‏شنوند. [بدانيد كه‏] نام او، نام پيامبر صلى اللّه عليه و آله است و هر چه بر شما مشتبه شود، عهد پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و پرچم و سلاحش و نفْس زكيّه - كه از اولاد حسين عليه السلام است - ، بر شما مشتبه نمى‏شوند و اگر اينها هم بر شما مشتبه شوند، نداى آسمانى به نام او و كارش بر شما مشتبه نمى‏شود. مبادا كه پرچم‏هاى افراد پراكنده از خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله ، شما را بفريبد كه خاندان محمّد و على عليهم السلام يك پرچم دارند و غير ايشان چند پرچم دارد.
[در اين زمان‏] به زمين بچسب و دنبال هيچ يك از آنان به راه نيفت، تا اين كه مردى از نسل حسين عليه السلام را ببينى - كه عهد و پرچم و سلاح پيامبر خدا را به همراه دارد كه عهد پيامبر خدا به على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام و سپس به محمّد بن على (باقر) رسيد و خدا هر چه بخواهد، مى‏كند - . و هميشه با اينها باش و مبادا همراه كسانى شوى كه برايت گفتم. در اين هنگام، مردى از نسل حسين خروج مى‏كند كه سيصد و ده نفر و اندى مرد همراهش هستند و پرچم پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله را همراه خود و آهنگ مدينه دارد و چون از بيداء مى‏گذرد، مى‏فرمايد: اين جا مكان كسانى است كه به زمين فرو برده شدند و آن، همان سخن خداى متعال است كه: «پس آيا آنان كه به نيرنگ بدى‏ها كردند، ايمن از اين هستند كه خداوند، آنان را به زمين فرو برد، يا از جايى كه نمى‏دانند، عذاب به ايشان رسد، يا آنها را ميان رفت و آمدشان بگيرد؟ پس آنها ناتوان كننده‏اى [خدا] نيستند». چون وارد مدينه شود، محمّد بن شجرى را مطابق سنّت يوسف بيرون مى‏آورد و سپس به كوفه مى‏آيد و در آن جا مدّتى دراز و هر اندازه كه خدا بخواهد، مى‏ماند، تا اين كه بر آن چيره مى‏شود .
سپس با همراهانش حركت مى‏كند تا به عذراء۱ برسد و گروه فراوانى از مردم، به او ملحق مى‏شوند و سفيانى در آن زمان در رمله است، تا اين كه با هم رو به رو مى‏شوند و آن روز، تبديل و جاى‏گزينى است. برخى از پيروان خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله ، از همراهان سفيانى، بيرون مى‏آيند و به خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله مى‏پيوندند و برخى از پيروان سفيانى، از همراهان خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله بيرون مى‏آيند و به سفيانى ملحق مى‏شوند و هر دسته، زير پرچم خود، جاى مى‏گيرند و آن، روز تبديل است .
امير مؤمنان عليه السلام فرمود: "در اين روز، سفيانى و همراهانش همه كشته مى‏شوند و حتّى كسى نمى‏ماند كه خبرى از آنها بياورد و محروم در آن روز، كسى است كه از غنيمت قبيله كلب [كه همراه سفيانى اند]، بى‏نصيب بماند. سپس [مهدى عليه السلام‏] به كوفه روى مى‏آورد و در آن جا منزل مى‏كند و برده مسلمانى را نمى‏گذارد، جز آن كه او را مى‏خَرَد و آزاد مى‏كند، و بدهكارى را [نمى‏گذارد]، جز آن كه بدهى‏اش را مى‏پردازد، و [نيز] چيز به ستم بُرده شده‏اى را، جز آن كه به صاحبش باز مى‏گرداند و از سپاهش بنده‏اى كشته نمى‏شود، جز آن كه خون‏بهاى او را به صاحبانش تسليم مى‏كند، و كسى كشته نمى‏شود، جز آن كه بدهى‏اش را ادا مى‏كند و نانخوران او را به حقوق‏بگيران از بيت المال ملحق مى‏كند، تا آن كه زمين را از عدل و داد پر مى‏كند، همان گونه كه از جور و تجاوز پر شده است. او و خاندانش در رُحبه ساكن مى‏شوند و رُحبه، همان سراى نوح و سرزمين پاك است و [سنّت، اين است كه‏] هيچ مردى از خاندان محمّد صلى اللّه عليه و آله جز در جايى پاك و پاكيزه سكنا نمى‏گزيند و كشته نمى‏شوند و ايشان، وصيّانى پاك اند"».۲

1.عذراء از آبادى‏هاى شام و جايى است كه معاويه، حجر بن عَدى را گردن زد و به شهادت رساند.

2.تفسير العيّاشى : ج ۱ ص ۶۴ ح ۱۱۷ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۲۲۲ ح ۸۷ .


دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
374

۱۳۹۱. تفسير العيّاشي : عَن جابِرٍ الجُعفِيِّ ، عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ :
اِلزَمِ الأَرضَ ، لا تُحَرِّكَنَّ يَدَكَ ولارِجلَكَ أبَد عزّ و جلّ حَتّى‏ تَرى‏ عَلاماتٍ أذكُرُها لَكَ في سَنَةٍ ، وتَرى‏ مُنادِياً يُنادي بِدِمَشقَ ، وخُسِفَ بِقَريَةٍ مِن قُراها ، ويَسقُطُ طائِفَةٌ مِن مَسجِدِها ، فَإِذا رَأَيتَ التُّركَ جازوها ، فَأَقبَلَتِ التُّركُ حَتّى‏ نَزَلَتِ الجَزيرَةَ ، وأَقبَلَتِ الرّومُ حَتّى‏ نَزَلَتِ الرَّملَةَ ، وهِيَ سَنَةُ اختِلافٍ في كُلِّ أرضٍ مِن أرضِ العَرَبِ .
وأَنَّ أهلَ الشّامِ يَختَلِفونَ عِندَ ذلِكَ عَلى‏ ثَلاثِ راياتٍ : الأَصهَبِ وَالأَبقَعِ وَالسُّفيانِيِّ ، مَعَ بَني ذَنَبِ الحِمارِ مُضَرُ ، ومَعَ السُّفيانِيِّ أخوالُهُ مِن كَلبٍ ، فَيَظهَرُ السُّفيانِيُّ ومَن مَعَهُ عَلى‏ بَني ذَنَبِ الحِمارِ حَتّى‏ يَقتُلوا قَتلاً ، لَم يَقتُلهُ شَي‏ءٌ قَطُّ ، ويَحضُرُ رَجُلٌ بِدِمَشقَ فَيُقتَلُ هُوَ ومَن مَعَهُ قَتلاً لَم يَقتُلهُ شَي‏ءٌ قَطُّ وهُوَ مِن بَني ذَنَبِ الحِمارِ ، وهِيَ الآيَةُ الَّتي يَقولُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى‏ : «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن‏م بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ»۱ ، ويَظهَرُ السُّفيانِيُّ ومَن مَعَهُ حَتّى‏ لا يَكونَ لَهُ هِمَّةٌ إلّا آلَ مُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله و شيعَتَهُم ، فَيَبعَثُ بَعثاً إلَى الكوفَةِ ، فَيُصابُ بِاُناسٍ مِن شيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ بِالكوفَةِ قَتلاً وصَلباً ، وتُقبِلُ رايَةٌ مِن خُراسانَ حَتّى‏ تَنزِلَ ساحِلَ الدِّجلَةِ ، يَخرُجُ رَجُلٌ مِنَ المَوالي ضَعيفٌ ومَن تَبِعَهُ ، فَيُصابُ بِظَهرِ الكوفَةِ ، ويَبعَثُ بَعثاً إلَى المَدينَةِ فَيَقتُلُ بِها رَجُلاً ، ويَهرُبُ المَهدِيُّ وَالمَنصورُ مِنها ، ويُؤخَذُ آلُ مُحَمَّدٍ صَغيرُهُم وكَبيرُهُم ، لا يُترَكُ مِنهُم أحَدٌ إلّا حُبِسَ ، ويَخرُجُ الجَيشُ في طَلَبِ الرَّجُلَينِ ، ويَخرُجُ المَهدِيُّ مِنها عَلى‏ سُنَّةِ موسى‏ خائِفاً يَتَرَقَّبُ ، حَتّى‏ يَقدَمَ مَكَّةَ ، وتُقبِلُ الجَيشُ حَتّى‏ إذا نَزَلُوا البَيداءَ وهُوَ جَيشُ الهَمَلاتِ ، خُسِفَ بِهِم فَلا يُفلِتُ مِنهُم إلّا مُخبِرٌ ، فَيَقومُ القائِمُ بَينَ الرُّكنِ وَالمَقامِ ، فَيُصَلّي ويَنصَرِفُ ومَعَهُ وَزيرُهُ ، فَيَقولُ :
«يا أيُّهَا النّاسُ إنّا نَستَنصِرُ اللَّهَ عَلى‏ مَن ظَلَمَنا وسَلَبَ حَقَّنا ، مَن يُحاجَّنا فِي اللَّهِ فَأَنَا أولى‏ بِاللَّهِ ، ومَن يُحاجَّنا في آدَمَ فَأَنَا أولَى النّاسِ بِآدَمَ ، ومَن حاجَّنا في نوحٍ فَأَنَا أولَى النّاسِ بِنوحٍ ، ومَن حاجَّنا في إبراهيمَ فَأَنَا أولَى النّاسِ بِإِبراهيمَ ، ومَن حاجَّنا بِمُحَمَّدٍ فَأَنَا أولَى النّاسِ بِمُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله ، ومَن حاجَّنا فِي النَّبِيّينَ فَنَحنُ أولَى النّاسِ بِالنَّبِيّينَ ، ومَن حاجَّنا في كِتابِ اللَّهِ فَنَحنُ أولَى النّاسِ بِكِتابِ اللَّهِ . إنّا نَشهَدُ وكُلُّ مُسلِمٍ اليَومَ أنّا قَد ظُلِمنا وطُرِدنا وبُغِيَ عَلَينا ، واُخرِجنا مِن دِيارِنا وأَموالِنا وأَهالينا وقُهِرنا ، إلّا أنّا نَستَنصِرُ اللَّهَ اليَومَ وكُلَّ مُسلِمٍ» .
ويَجي‏ءُ وَاللَّهِ ثَلاثُمِئَةٍ وبِضعَةَ عَشَرَ رَجُلاً ، فيهِم خَمسونَ امرَأَةً ، يَجتَمِعونَ بِمَكَّةَ عَلى‏ غَيرِ ميعادٍ قَزَعاً كَقَزَعِ الخَريفِ ، يَتبَعُ بَعضُهُم بَعضاً ، وهِيَ الآيَةُ الَّتي قالَ اللَّهُ : «أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ»۲ ، فَيَقولُ رَجُلٌ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله : وهِيَ القَريَةُ الظّالِمَةُ أهلُها .
ثُمَّ يَخرُجُ مِن مَكَّةَ هُوَ ومَن مَعَهُ الثَّلاثُمِئَةِ وبِضعَةَ عَشَرَ يُبايِعونَهُ بَينَ الرُّكنِ وَالمَقامِ ، ومَعَهُ عَهدُ نَبِيِّ اللَّهِ ورايَتُهُ وسِلاحُهُ ووَزيرُهُ مَعَهُ ، فَيُنادِي المُنادي بِمَكَّةَ بِاسمِهِ وأَمرِهِ مِنَ السَّماءِ ، حَتّى‏ يَسمَعَهُ أهلُ الأَرضِ كُلُّهُم ، اسمُهُ اسمُ نَبِيٍّ ، ما أشكَلَ عَلَيكُم فَلَم يُشكِل عَلَيكُم عَهدُ نَبِيِّ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله ورايَتُهُ وسِلاحُهُ وَالنَّفسُ الزَّكِيَّةُ مِن وُلدِ الحُسَينِ ، فَإِن أشكَلَ عَلَيكُم هذا فَلا يُشكِلُ عَلَيكُمُ الصَّوتُ مِنَ السَّماءِ بِاسمِهِ وأَمرِهِ ، وإيّاكَ وشُذّاذ عزّ و جلّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ ، فَإِنَّ لِآلِ مُحَمَّدٍ وعَلِيٍّ رايَةً ولِغَيرِهِم راياتٍ .
فَالزَمِ الأَرضَ ولا تَتَّبِع مِنهُم رَجُلاً أبَد عزّ و جلّ حَتّى‏ تَرى‏ رَجُلاً مِن وُلدِ الحُسَينِ ، مَعَهُ عَهدُ نَبِيِّ اللَّهِ ورايَتُهُ وسِلاحُهُ ، فَإِنَّ عَهدَ نَبِيِّ اللَّهِ صارَ عِندَ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ ، ثُمَّ صارَ عِندَ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ ، ويَفعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ ، فَالزَم هؤُلاءِ أبَد عزّ و جلّ وإيّاكَ ومَن ذَكَرتُ لَكَ ، فَإِذا خَرَجَ رَجُلٌ مِنهُم مَعَهُ ثَلاثُمِئَةٍ وبِضعَةَ عَشَرَ رَجُلاً ، ومَعَهُ رايَةُ رَسولِ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله عامِد عزّ و جلّ إلَى المَدينَةِ ، حَتّى‏ يَمُرَّ بِالبَيداءِ ، حَتّى‏ يَقولَ : هكَذا۳مَكانُ القَومِ الَّذينَ يُخسَفُ بِهِم ، وهِيَ الآيَةُ الَّتي قالَ اللَّهُ : «أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيَِّاتِ أَن يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ * أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِى تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ»۴ .
فَإِذا قَدِمَ المَدينَةَ ، أخرَجَ مُحَمَّدَ بنَ الشَّجَرِيِّ عَلى‏ سُنَّةِ يوسُفَ ، ثُمَّ يَأتِي الكوفَةَ فَيُطيلُ بِهَا المَكثَ ما شاءَ اللَّهُ أن يَمكُثَ حَتّى‏ يَظهَرَ عَلَيها . ثُمَّ يَسيرُ حَتّى‏ يَأتِيَ العَذراءَ۵ هُوَ ومَن مَعَهُ ، وقَد لَحِقَ بِهِ ناسٌ كَثيرٌ ، وَالسُّفيانِيُّ يَومَئِذٍ بِوادِي الرَّملَةِ ، حَتّى‏ إذَا التَقَوا وهُم يَومَ الأَبدالِ ، يَخرُجُ اُناسٌ كانوا مَعَ السُّفيانِيِّ مِن شيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ ، ويَخرُجُ ناسٌ كانوا مَعَ آلِ مُحَمَّدٍ إلَى السُّفيانِيِّ ، فَهُم مِن شيعَتِهِ حَتّى‏ يَلحَقوا بِهِم ، ويَخرُجُ كُلُّ ناسٍ إلى‏ رايَتِهِم وهُوَ يَومُ الأَبدالِ .
قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : ويَقتُلُ يَومَئِذٍ السُّفيانِيَّ ومَن مَعَهُ حَتّى‏ لا يُترَكَ مِنهُم مُخبِرٌ ، وَالخائِبُ يَومَئِذٍ مَن خابَ مِن غَنيمَةِ كَلبٍ ، ثُمَّ يُقبِلُ إلَى الكوفَةِ فَيَكونُ مَنزِلُهُ بِها ، فَلا يَترُكُ عَبد عزّ و جلّ مُسلِماً إلَّا اشتَراهُ وأَعتَقَهُ ، ولا غارِماً۶ إلّا قَضى‏ دَينَهُ ، ولا مَظلِمَةً لِأَحَدٍ مِنَ النّاسِ إلّا رَدَّها ، ولا يُقتَلُ مِنهُم عَبدٌ إلّا أدّى‏ ثَمَنَهُ دِيَةً مُسَلَّمَةً إلى‏ أهلِها ، ولا يُقتَلُ قَتيلٌ إلّا قَضى‏ عَنهُ دَينَهُ ، وأَلحَقَ عِيالَهُ فِي العَطاءِ حَتّى‏ يَمَلَأَ الأَرضَ قِسطاً وعَدلاً كَما مُلِئَت ظُلماً وجَور عزّ و جلّ وعُدواناً ، ويَسكنُ‏۷ هُوَ وأَهلُ بَيتِهِ الرُّحبَةَ ، وَالرُّحبَةُ إنَّما كانَت مَسكَنَ نوحٍ ، وهِيَ أرضٌ طَيِّبَةٌ ، ولا يَسكُنُ رَجُلٌ مِن آلِ مُحَمَّدٍ عليهم السلام ولا يُقتَلُ إلّا بِأَرضٍ طَيِّبَةٍ زاكِيَةٍ ، فَهُمُ الأَوصِياءُ الطَّيِّبونَ .

1.مريم : ۳۷ .

2.البقرة : ۱۴۸ .

3.في بحار الأنوار : «هذا» بدل «هكذا» .

4.النحل : ۴۵ و ۴۶ .

5.عَذراء : هي قرية بغوطة دمشق (معجم البلدان : ج ۴ ص ۹۱) .

6.الغارِمُ : من يلتزم ما ضمنه وتكفّل به ، والغارمين : الذين علاهم الدين ولا يجدون القضاء (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۳۱۶ «غرم») .

7.في المصدر : «ويسكنه» ، والصواب ما أثبتناه .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری‌شهری، با همکاری محمّد کاظم طباطبایی و جمعی از پژوهشگران، ترجمه: عبدالهادی مسعودی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1393
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 30683
صفحه از 466
پرینت  ارسال به