۱۳۷۷. الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از عمرو بن سعد - : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : «قيامت۱ برپا نمىشود، تا آن كه چشم دنيا، تباه و سرخى در آسمان، پديدار شود كه حاصل اشكهاى حاملان عرش بر [حال ]زمينيان است، تا آن جا كه گروهى ميان آنان ظهور مىكنند كه بهرهاى از نيكى ندارند و به فرزند من فرا مىخوانند، در حالى كه از او بيزارند. آنان، گروهى پست و بىبهره از خوبى اند؛ فرمانرواى شروران و فريب دهنده گردنكشان و هلاك كننده پادشاهان اند و در دشت كوفه پديدار مىشوند و فرماندهشان مردى سيهچرده و سياهدل، سستعقيده، بىبهره از نيكى، فرومايه ، تندخو ، خشن و بى اصل و نسب است كه از زير دست مادرانى تباهكار و از بدترين تبارها بيرون آمده است. خداوند، آنان را از باران [رحمتش] سيراب نكند، در سال آشكار كردن غيبت فرزندِ غايب شوندهام، صاحب پرچم سرخ و درفش سبز! چه روز سختى براى نااميدان ميان شهر انبار۲ و هيت۳ است؟
آن، روز مصيبتبار كُردها و خوارج است؛ روز ويرانى سراى فرعونها و خانه گردنكشان و جايگاه فرمانروايان ستمكار و اُمّ البلاد (مادر شهرها) و اُخت العاد (همتاى شهر عاد) ، كه به خداى على سوگند - اى عمرو بن سعد - ، آن، شهر بغداد است.۴ لعنت خدا بر سركشان و طاغيان بنى اميّه و بنى عبّاس؛ خيانتكارانى كه فرزندان پاك مرا مىكشند و حقّ مرا در اين باره پاس نمىدارند و در آنچه با حريم من مىكنند، از خدا نمىهراسند!
بى گمان، بنى عبّاس، روزى مانند روز طَموح۵ خواهند داشت كه مانند زن آبستن، فرياد خواهند زد. واى بر پيروان فرزندان عبّاس، از جنگى كه ميان نهاوند۶ و دينور۷ رخ مىدهد! آن، جنگِ فقيران پيرو على به فرماندهى مردى از همدان است كه همنام پيامبر صلى اللّه عليه و آله و موصوف به صفاتى مانند خلقت معتدل و خُلق نيكو و زيبايى و شادابى است. صدايى تكاندهنده، مژگانى بلند و گردنى كشيده دارد، ميان موهايش فرق باز كرده و دندانهاى جلويش از هم فاصله دارند، بر اسب كه مىنشيند، مانند ماه شب چهارده در شب تاريك مىدرخشد. با گروهى حركت مىكند كه بهترين گروهى است كه به خدا پناه برده ، به او نزديكى جسته و به فرمانش گردن نهادهاند. آنان، قهرمانان عرب اند كه خود را به آن جنگ سخت و ناخوشايند مىرسانند، و در آن روز، عقبنشينى و شكست، از آنِ دشمنان است و آن روز براى دشمن، روز مصيبت و ريشهكن شدن است».۸
1.متن حديث در نقل بحار الأنوار، از همين منبع، بدين گونه است: «قائم، قيام نمىكند تا آن كه...».
2.انبار، شهرى در ده فرسخى بغداد است.
3.هيت، از شهرهاى عراق و در كنار رود فرات است.
4.گفتنى است كه شهر بغداد در روزگار امام على عليه السلام هنوز بنا نشده بود. از اين رو، اين نام بردن، گونهاى پيشگويى ايشان است (م) .
5.به احتمال فراوان، طموح، نام كسى بوده كه ماجراى سختى براى او پيش آمده و يا پيش آورده است؛ امّا در كتب لغت و تاريخ چنين چيزى نيافتيم و ممكن است طموح، همان طماح باشد كه ماجرايى با امرؤ القيس داشته و در لسان العرب و تاج العروس در مادّه «طمح» به آن اشاره شده است و در هر حال، ناظر به سختى اين روز است.
6.نهاوند، از شهرهاى غربى ايران و در فاصله حدود صد و پنجاه كيلومترى جنوب غرب همدان است.
7.دينور، نام قديم كرمانشاه و يا نزديك آن است و در فاصله حدود صد و چهل كيلومترى غرب همدان است.
8.الغيبة، نعمانى : ص ۱۴۷ ح ۵ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۲۲۶ ح ۹۰ .