۱۳۷۱. كفاية الأثر - با سندش به نقل از علقمة بن قيس - : امير مؤمنان عليه السلام بر منبر كوفه، سخنرانى مشهور به مرواريد را ايراد كرد و در پايان آن، چنين فرمود: «هان! بىگمان، من به زودى، بار سفر مىبندم و رهسپار جهان غيب مىشوم. فتنه اموى و نيز پادشاهى به گونه پادشاهان ايران را چشم به راه باشيد و نيز ميراندن آنچه را خداوند، زنده داشته و زنده كردن آنچه را خداوند، ميرانده است. براى عبادت، به كنج خانههاتان بخزيد و دندان بر جگر بگذاريد و خداوند را فراوان ياد كنيد، كه يادكرد او، بزرگتر است، اگر مىدانستيد».
سپس فرمود: «و شهرى به نام زوراء ميان دجله و دجيل (دجله كوچك) و فرات ساخته مىشود كه كاش آن را مىديديد! با گچ و آجر، استوار شده و با طلا ، نقره ، لاجوردِ آب خورده ، سنگ مرمر ، درهايى از عاج فيل و چوب آبنوس ، خيمهها ، گنبدها و پردهها، آراسته شدهاند و آن را با درختان ساج، عرعر، صنوبر و شبّ۱برافراشتهاند و در آن، برج و باروهايى فراز آوردهاند و فرمانروايى بنى شيبصان۲ با بيست و چهار پادشاه به تعداد سالهاى فرمانروا۳پشت سر هم ادامه مىيابد و در آنها سفّاح، مِقلاص، جَموح، خَدوع، مظفّر ، مؤنّث، نطار، كبش، كَيسر، مَهتور، عيّار، مُصطَلَم، مستصعب، غلام، رهبانى، خليع، يسار، مترف، كديد، اكثر، مُسرف، اكلب، وشيم، صلام و غيوق هستند. گنبد [گردون]، قحطى شديد و هلاك كنندهاى پيش مىآورد و در پى آن، قائم به حق، همچون ماه درخشان ميان ستارههاى مرواريدسان ، از چهرهاش ميان كرانههاى زمين، پرده برمىگيرد.
هان كه خروج او ده نشانه دارد: نخستين آنها، طلوع ستاره دنبالهدار است و به جارى۴نزديك است و آشفتگى و آشوب در آن روى مىدهد و آن، نشانههاى فراوانى و آسايش است و از هر نشانهاى تا نشانه ديگر، شگفتى است و چون نشانههاى دهگانه به انجام رسند، هنگام آن است كه ماه درخشان ما (قائم) پديدار شود و كلمه يگانه توحيد، به كمال رسد [و دين و شعار ديگرى نماند]».۵
1.در نسخههاى ديگر، «المشبث» و «الشبب» آمده كه به احتمال فراوان، هر سه به يك معنا يعنى زاج سفيد باز گردند كه در قديم از آن به همراه ساج و ديگر چيزها، ديوارهايى برافراشته و محكم مىساختهاند (م) .
2.علّامه مجلسى، «شيصبان» آورده و آن را به معناى شيطان، و مقصود از بنى شيصبان را خلفاى بنى عبّاس - كه شريك شيطان هستند - ، دانسته است. اشكال اين تفسير، عدم تطابق عدد خلفاى بنى عبّاس - كه سى و هفت نفر بودهاند - با آنچه در اين نقل آمده - ، يعنى عدد ۲۴ - است . علّامه مجلسى در پاسخ اين اشكال، ۲۴ نفر ياد شده در حديث را خلفايى دانسته كه سلطنتشان دوام داشته وخيلى كوتاه نبوده است .
گفتنى است كه برخى از مترجمان، با توجّه به معناى لفظى نامهاى ياد شده در متن و قرينههاى تاريخى، بسيارى از آنها را بر خلفاى عبّاسى تطبيق كردهاند. براى نمونه، مقصود از «مقلاصى» را منصور عبّاسى و «جموح (به معناى چموش)» را مهدى عبّاسى، «خدوع» را هادى، «مظفّر» را هارون، «وثيم» را المطيع باللَّه، و «ظلام» را القاهر باللَّه دانستهاند (ر.ك: ترجمه رسولى محلّاتى از الإنصاف فى النصّ على الأ ئمّة الإثنا عشر: ص ۳۳۹).
3.همان گونه كه در پانوشت متن عربى آمده، عبارت، مجمل است و احتمال دارد «مُلك» به معناى سالهاى فرمانروايى باشد، هر چند كه آن نيز معنايى ندارد.
4.در كتاب ابن طاووس، «المحاذى» و در بحار الأنوار، «الحادى» آمده است كه شايد اسم ستارهاى باشد.
5.كفاية الأثر : ص ۲۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۲۶۷ ح ۱۵۵ .