۱۳۶۸. السنن الواردة فى الفتن - با سندش به نقل از حذيفه - : پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «حادثهاى در زوراء۱روى مىدهد».
[اصحاب] گفتند: اى پيامبر خدا! زوراء چيست؟
فرمود: «شهرى در مشرق ، ميان چند رود كه بدترين خلق خدا و گردنكشان امّتم در آن جا ساكن مىشوند و با چهار گونه عذاب كوبيده مىشوند؛ با: شمشير، فرو شدن در زمين، پرتاب [سنگ] و مسخ شدن» .
و فرمود: «هنگامى كه سياهان در پيجويى عربها بيرون بيايند، [شكست خورده ، ]مىگريزند تا به دل زمين (/ دل سرزمين اردن) مىرسند كه اين هنگام، سفيانى با سيصد و شصت سوار، خروج مىكند تا اين كه به دمشق مىرسد و هنوز يك ماه نگذشته، سى هزار نفر از قبيله كلب با او بيعت مىكنند و او لشكرى را روانه عراق مىكند و در زوراء، صد هزار نفر را مىكشد و به سوى كوفه سرازير مىشوند و آن را غارت مىكنند و اين هنگام، پرچمى از شرق بيرون مىآيد كه مردى از قبيله تميم به نام شعيب بن صالح، آن را پيش مىبرد و اسيران كوفه را از دست سفيانيان مىرهاند و آنان را مىكُشد. لشكرى ديگر از سفيانى به سوى مدينه مىروند و آن جا را سه روز غارت مىكنند و سپس رهسپار مكّه مىشوند و چون به بيداء مىرسند، خداوند عزّ و جلّ جبرئيل را روانه مىكند و مىفرمايد: "اى جبرئيل! آنان را عذاب كن" و او هم با پايش ضربهاى به آنان مىزند و خداوند عزّ و جلّ آنان را به زمين فرو مىبرد و جز دو تن از آنان باقى نمىماند كه بر سفيانى وارد مىشوند و خبر فرو رفتن لشكر را به او مىدهند؛ امّا اين خبر، او را نمىترساند.
سپس مردانى از قريش به قسطنطنيّه مىگريزند و سفيانى به بزرگ روم پيام مىفرستد كه همه آنها را به سوى او روانه كند. او هم آنها را به سوى سفيانى روانه مىكند و وى آنها را بر دروازه شهر دمشق گردن مىزند، تا آن جا كه زن را در لباس [زينتىاش] در مسجد دمشق، دست به دست مىچرخانند تا آن كه مىآيد و روى ران سفيانى مىنشيند، در حالى كه او در محراب نشسته است. و مردى از مسلمانان بر مىخيزد و مىگويد: واى بر شما! آيا پس از ايمان آوردنتان به خداوند، كفر ورزيديد؟! اين نارواست، و سفيانى بر مىخيزد و او را در مسجد دمشق گردن مىزند و هر كس دنبال آن را بگيرد، مىكشد.
اين هنگام است كه ندادهندهاى از آسمان، ندا مىدهد: اى مردم! خداوند، دست جبّاران و منافقان و دنبالهروان و پيروان آنها را از سرتان كوتاه كرد و بهترين فرد امّت محمّد را سرپرست شما نمود. پس در مكّه به او ملحق شويد كه او همان مهدى و نامش احمد بن عبد اللَّه۲ است».۳
1.زوراء، همان بغداد كنونى است.
2.احتمال تصحيف يا تحريف در اين نام، زياد است (م) .
3.السنن الواردة فى الفتن : ص ۲۶۸ ح ۵۹۷ .