۱۳۶۵. شرح الأخبار: پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «مهدى از نسل فاطمه، سَرور زنان اين امّت است. روزگار به درازا كشد يا كوتاه شود، او خروج خواهد كرد و زمين را از عدل و داد پر مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است».
گفته شد: او كِى خروج مىكند، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «هنگامى كه در اطراف زمين زلزلهها شود و قاضيان رشوه بگيرند و مردم به فسق و فجور روى آورند، او از غرب، غريب و تنها خروج مىكند، با خالى در ساق پا و خالى ميان شانههايش».
گفته شد: چگونه تنها و غريب است، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «زيرا او از خانوادهاش جدا و از وطنش دور افتاده است و بدين سان، تنها و غريب از غرب قيام مىكند». ۱
۱۳۶۶. كمال الدين - با سندش به نقل از ابن عبّاس - : پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «هنگامى كه مرا در معراج به سوى خدايم - كه جلالتش باشُكوه باد - بردند، ندا آمد: "اى محمّد!".
گفتم: بله، بله، اى پروردگار عظمت!
خداوند به من وحى كرد: "اى محمّد! [فرشتگانِ] عالم بالا در چه چيزى با هم بحث مىكردند؟".
گفتم: خداى من! من علمى ندارم.۲
فرمود: "اى محمّد! چرا وزير، برادر و وصىاى براى پس از خودت از ميان آدميان بر نگرفتى؟".
گفتم: خداى من! چه كسى را برگيرم؟ تو برايم برگزين، اى خداى من!
خداوند به من وحى كرد: "على بن ابى طالب را از ميان آدميان برايت برگزيدم... و خروج يازده هدايتيافته را از صلب او به تو عطا كردم كه همه آنها از نسل تو و از بانوى از دنيا گسسته [زهرا ]هستند و عيسى بن مريم، پشت سرِ آخرينِ فرد آنها، نماز مىخواند. او زمين را از عدالت پر مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است. [مردم را] با او از هلاكت نجات مىدهم و از گمراهى به هدايت مىآورم و از نابينايى به بينش مىرسانم و بيمار را شفا مىدهم".
گفتم: خدا و سَرور من! اين، چه هنگام روى مىدهد؟
خداوند عزّ و جلّ وحى نمود: "هنگامى كه دانش از ميان برود و جهل پديدار شود و قاريان، فراوان گردند و عمل، اندك و كشتار، بسيار۳ شود و فقيهان هدايتگر، كم و فقيهان گمراه و خائن و نيز شاعران، فراوان شوند و امّتت قبرهايشان را مسجد و قرآنهاى خود را تزيين كنند و مسجدهاى خود را بيارايند و ستم و تباهى، فراوان گردند و زشتكارى آشكار شود و امّتت به آن فرمان داده و از نيكوكارى، باز داشته شوند و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند و فرمانروايان ، كافر، اوليايشان فاجر، ياورانشان ظالم و رايزنان آنان فاسق شوند.
و اين هنگام، سه خسوف روى مىدهد: خسوفى در شرق، خسوفى در غرب و خسوفى در جزيرة العرب، و [نيز ]ويرانى بصره به دست مردى از نسل تو كه زنگيان، او را پيروى مىكنند۴ و قيام مردى از نسل حسين بن على و ظهور دجّال - كه از مشرق، از سيستان خروج مىكند - ، و ظهور سفيانى".
گفتم: خداى من! پس از من، چه هنگام فتنهها روى مىدهند؟
خداوند به من وحى نمود و مرا از بلاى بنى اميّه و فتنه فرزندان عمويم [عبّاس] و آنچه رخ مىدهد و رخدادها تا روز قيامت، باخبر كرد، و من هنگامى كه به زمين فرود آمدم، آنها را به پسرعمويم [على] سفارش كردم و پيام را رساندم و خدا را بر اين، مىستايم، چنان كه پيامبران هم او را ستودهاند و چنان كه هر چيزى پيش از من او را ستوده است و نيز هر آنچه او آفريدگار آن است، تا روز قيامت».۵
1.شرح الأخبار : ج ۳ ص ۳۶۳ ح ۱۲۳۳ .
2.پرسش و پاسخ، به آيه ۶۹ از سوره ص، اشاره دارد كه احتمال دارد اين آيه نيز به جريان سؤال فرشتگان در باره جانشينى آدم در زمين نظر داشته باشد.
3.در نسخه بحار الأنوار، «فتك (ترور) » به جاى «قتل (كشتار)» آمده است .
4.براى آگاهى بيشتر از اين نشانه كه علّامه مجلسى، آن را شورش زنگيان دانسته است ، ر. ك: بحار الأنوار : ج ۵۴، ص ۷۱ (م) .
5.كمال الدين : ص ۲۵۰ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۵۱ ص ۶۸ ح ۱۱ .