303
دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم

۱۳۶۵. شرح الأخبار: پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «مهدى از نسل فاطمه، سَرور زنان اين امّت است. روزگار به درازا كشد يا كوتاه شود، او خروج خواهد كرد و زمين را از عدل و داد پر مى‏كند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است».
گفته شد: او كِى خروج مى‏كند، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «هنگامى كه در اطراف زمين زلزله‏ها شود و قاضيان رشوه بگيرند و مردم به فسق و فجور روى آورند، او از غرب، غريب و تنها خروج مى‏كند، با خالى در ساق پا و خالى ميان شانه‏هايش».
گفته شد: چگونه تنها و غريب است، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «زيرا او از خانواده‏اش جدا و از وطنش دور افتاده است و بدين سان، تنها و غريب از غرب قيام مى‏كند». ۱

۱۳۶۶. كمال الدين‏ - با سندش به نقل از ابن عبّاس - : پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «هنگامى كه مرا در معراج به سوى خدايم - كه جلالتش باشُكوه باد - بردند، ندا آمد: "اى محمّد!".
گفتم: بله، بله، اى پروردگار عظمت!
خداوند به من وحى كرد: "اى محمّد! [فرشتگانِ‏] عالم بالا در چه چيزى با هم بحث مى‏كردند؟".
گفتم: خداى من! من علمى ندارم.۲
فرمود: "اى محمّد! چرا وزير، برادر و وصى‏اى براى پس از خودت از ميان آدميان بر نگرفتى؟".
گفتم: خداى من! چه كسى را برگيرم؟ تو برايم برگزين، اى خداى من!
خداوند به من وحى كرد: "على بن ابى طالب را از ميان آدميان برايت برگزيدم... و خروج يازده هدايت‏يافته را از صلب او به تو عطا كردم كه همه آنها از نسل تو و از بانوى از دنيا گسسته [زهرا ]هستند و عيسى بن مريم، پشت سرِ آخرينِ فرد آنها، نماز مى‏خواند. او زمين را از عدالت پر مى‏كند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است. [مردم را] با او از هلاكت نجات مى‏دهم و از گم‏راهى به هدايت مى‏آورم و از نابينايى به بينش مى‏رسانم و بيمار را شفا مى‏دهم".
گفتم: خدا و سَرور من! اين، چه هنگام روى مى‏دهد؟
خداوند عزّ و جلّ وحى نمود: "هنگامى كه دانش از ميان برود و جهل پديدار شود و قاريان، فراوان گردند و عمل، اندك و كشتار، بسيار۳ شود و فقيهان هدايتگر، كم و فقيهان گم‏راه و خائن و نيز شاعران، فراوان شوند و امّتت قبرهايشان را مسجد و قرآن‏هاى خود را تزيين كنند و مسجدهاى خود را بيارايند و ستم و تباهى، فراوان گردند و زشتكارى آشكار شود و امّتت به آن فرمان داده و از نيكوكارى، باز داشته شوند و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند و فرمان‏روايان ، كافر، اوليايشان فاجر، ياورانشان ظالم و رايزنان آنان فاسق شوند.
و اين هنگام، سه خسوف روى مى‏دهد: خسوفى در شرق، خسوفى در غرب و خسوفى در جزيرة العرب، و [نيز ]ويرانى بصره به دست مردى از نسل تو كه زنگيان، او را پيروى مى‏كنند۴ و قيام مردى از نسل حسين بن على و ظهور دجّال - كه از مشرق، از سيستان خروج مى‏كند - ، و ظهور سفيانى".
گفتم: خداى من! پس از من، چه هنگام فتنه‏ها روى مى‏دهند؟
خداوند به من وحى نمود و مرا از بلاى بنى اميّه و فتنه فرزندان عمويم [عبّاس‏] و آنچه رخ مى‏دهد و رخدادها تا روز قيامت، باخبر كرد، و من هنگامى كه به زمين فرود آمدم، آنها را به پسرعمويم [على‏] سفارش كردم و پيام را رساندم و خدا را بر اين، مى‏ستايم، چنان كه پيامبران هم او را ستوده‏اند و چنان كه هر چيزى پيش از من او را ستوده است و نيز هر آنچه او آفريدگار آن است، تا روز قيامت».۵

1.شرح الأخبار : ج ۳ ص ۳۶۳ ح ۱۲۳۳ .

2.پرسش و پاسخ، به آيه ۶۹ از سوره ص، اشاره دارد كه احتمال دارد اين آيه نيز به جريان سؤال فرشتگان در باره جانشينى آدم در زمين نظر داشته باشد.

3.در نسخه بحار الأنوار، «فتك (ترور) » به جاى «قتل (كشتار)» آمده است .

4.براى آگاهى بيشتر از اين نشانه كه علّامه مجلسى، آن را شورش زنگيان دانسته است ، ر. ك: بحار الأنوار : ج ۵۴، ص ۷۱ (م) .

5.كمال الدين : ص ۲۵۰ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۵۱ ص ۶۸ ح ۱۱ .


دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
302

۱۳۶۵. شرح الأخبار : عَن رَسولِ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله ، أنَّهُ قالَ : المَهدِيُّ مِن نَسلِ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّةِ - طالَتِ الأَيّامُ أو قَصُرَت - يَخرُجُ فَيَملَأُ الأَرضَ عَدلاً وقِسطاً كَما مُلِئَت جَور عزّ و جلّ وظُلماً .
قيلَ : ومَتى‏ يَخرُجُ يا رَسولَ اللَّهِ ؟ قالَ : إذا كانَ زَلازِلُ في أطرافِ الأَرضِ وَارتَشَتِ القُضاةُ ، وفَجَرَتِ الاُمَّةُ ، يَخرُجُ مِنَ المَغرِبِ في ساقِهِ شامَةٌ ، وبَينَ كَتِفَيهِ شامَةٌ فَرد عزّ و جلّ غَريباً .
قيلَ : وكَيفَ يَكونُ فَرد عزّ و جلّ غَريباً يا رَسولَ اللَّهِ ؟ قالَ : لِأَ نَّهُ يَنفَرِدُ مِن أهلِهِ ويَتَغَرَّبُ عَن وَطَنِهِ ، وكَذلِكَ قامَ فَرد عزّ و جلّ غَريباً مِنَ المَغرِبِ .

۱۳۶۶. كمال الدين : حَدَّثَنَا الحُسَينُ بنُ أحمَدَ بنِ إدريسَ رضي اللّه عنه قالَ : حَدَّثَنا أبي ، قالَ : حَدَّثَنا أبو سَعيدٍ سَهلُ بنُ زِيادٍ الآدَمِيُّ الرّازِيُّ ، قالَ : حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بنُ آدَمَ الشَّيبانِيُّ ، عَن أبيهِ آدَمَ بنِ أبي إياسٍ ، قالَ : حَدَّثَنَا المُبارَكُ بنُ فَضالَةَ ، عَن وَهبِ بنِ مُنَبِّهٍ رَفَعَهُ ، عَنِ ابنِ عَبّاسٍ ، قالَ : قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله :
لَمّا عُرِجَ بي إلى‏ رَبّي جَلَّ جَلالُهُ ، أتانِي النِّداءُ : يا مُحَمَّدُ ! قُلتُ : لَبَّيكَ رَبَّ العَظَمَةِ لَبَّيكَ ، فَأَوحَى اللَّهُ تَعالى‏ إلَيَّ : يا مُحَمَّدُ ، فيمَ اختَصَمَ المَلَأُ الأَعلى‏ ؟ قُلتُ : إلهي لا عِلمَ لي .۱
فَقالَ : يا مُحَمَّدُ هَلَّا اتَّخَذتَ مِنَ الآدَمِيّينَ وَزير عزّ و جلّ وأَخاً ووَصِيّاً مِن بَعدِكَ ؟ فَقُلتُ : إلهي ومَن أتَّخِذُ ؟ تَخَيَّر لي أنتَ يا إلهي ، فَأَوحَى اللَّهُ إلَيَّ : يا مُحَمَّدُ ، قَدِ اختَرتُ لَكَ مِنَ الآدَمِيّينَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ . . .
وأَعطَيتُكَ أن اُخرِجَ مِن صُلبِهِ أحَدَ عَشَرَ مَهدِيّاً كُلُّهُم مِن ذُرِّيَّتِكَ مِنَ البِكرِ البَتولِ ، وآخِرُ رَجُلٍ مِنهُم يُصَلّي خَلفَهُ عيسَى بنُ مَريَمَ ، يَملَأُ الأَرضَ عَدلاً كَما مُلِئَت مِنهُم ظُلماً وجَور عزّ و جلّ ، اُنجي بِهِ مِنَ الهَلَكَةِ ، وأَهدي بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ ، واُبرِئُ بِهِ مِنَ العَمى‏ ، وأَشفي بِهِ المَريضَ .
فَقُلتُ : إلهي وسَيِّدي ، مَتى‏ يَكونُ ذلِكَ ؟ فَأَوحَى اللَّهُ عزّ و جلّ : يَكونُ ذلِكَ إذا رُفِعَ العِلمُ ، وظَهَرَ الجَهلُ ، وكَثُرَ القُرّاءُ ، وقَلَّ العَمَلُ ، وكَثُرَ القَتلُ‏۲ ، وقَلَّ الفُقَهاءُ الهادونَ ، وكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالَةِ وَالخَوَنَةُ ، وكَثُرَ الشُّعَراءُ ، وَاتَّخَذَ اُمَّتُكَ قُبورَهُم مَساجِدَ ، وحُلِّيَتِ المَصاحِفُ ، وزُخرِفَتِ المَساجِدُ ، وكَثُرَ الجَورُ وَالفَسادُ ، وظَهَرَ المُنكَرُ واُمِرَ اُمَّتُكَ بِهِ ، ونُهوا عَنِ المَعروفِ ، وَاكتَفَى الرِّجالُ بِالرِّجالِ ، وَالنِّساءُ بِالنِّساءِ ، وصارَتِ الاُمَراءُ كَفَرَةً ، وأَولِياؤُهُم فَجَرَةً ، وأَعوانُهُم ظَلَمَةً ، وذَوُو الرَّأيِ مِنهُم فَسَقَةً .
وعِندَ ذلِكَ ثَلاثَةُ خُسوفٍ : خَسفٌ بِالمَشرِقِ ، وخَسفٌ بِالمَغرِبِ ، وخَسفٌ بِجَزيرَةِ العَرَبِ ، وخَرابُ البَصرَةِ عَلى‏ يَدِ رَجُلٍ مِن ذُرِّيَّتِكَ يَتبَعُهُ الزُّنوجُ ،۳ وخُروجُ رَجُلٍ مِن وَلَدِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ ، وظُهورُ الدَّجّالِ ، يَخرُجُ بِالمَشرِقِ مِن سِجِستانَ‏۴ ، وظُهورُ السُّفيانِيِّ ، فَقُلتُ : إلهي ومَتى‏ يَكونُ بَعدي مِنَ الفِتَنِ ؟
فَأَوحَى اللَّهُ إلَيَّ وأَخبَرَني بِبَلاءِ بَني اُمَيَّةَ وفِتنَةِ وُلدِ عَمّي ، وما يَكونُ وما هُوَ كائِنٌ إلى‏ يَومِ القِيامَةِ ، فَأَوصَيتُ بِذلِكَ ابنَ عَمّي حينَ هَبَطتُ إلَى الأَرضِ ، وأَدَّيتُ الرِّسالَةَ ، وللَّهِ‏ِ الحَمدُ عَلى‏ ذلِكَ كَما حَمِدَهُ النَّبِيّونَ ، وكَما حَمِدَهُ كُلُّ شَي‏ءٍ قَبلي ، وما هُوَ خالِقُهُ إلى‏ يَومِ القِيامَةِ .

1.بيان: قوله (فيم اختصم الملأ الأعلى) إشارة إلى قوله تعالى «ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ» «ص ۶۹» و المشهور بين المفسرين أنّه إشارة إلى قوله تعالى «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» «البقرة: ۳۰ » و سؤال الملائكة في ذلك فلعلّه تعالى سأله أوّلا عن ذلك ثم أخبره به و بين أنّ الأرض لا تخلو من حجّة و خليفة، ثم سأله عن خليفته و عيّن له الخلفاء بعده و لا يبعد أن يكون الملائكة سألوا في ذلك الوقت عن خليفة الرسول صلى اللّه عليه و آله فأخبره اللَّه بذلك و قد مضى في باب المعراج بعض القول في ذلك. (بحار الأنوار: ج ۵۱ ص‏۷۰).

2.في بحار الأنوار : «وكثر الفَتكُ» .

3.لمزيد الاطلاع على هذه العلامة و التي عبر عنها العلامة المجلسي بثورة الزنوج (راجع: بحار الانوار : ج ۵۴ ص ۷۱ )

4.سجستان : من بلاد الفارس وهى جنوبي هراة مدينة بينها وبين هراة ثمانون فرسخاً (معجم البلدان : ج ۳ ص ۱۹۰) .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد هفتم
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری‌شهری، با همکاری محمّد کاظم طباطبایی و جمعی از پژوهشگران، ترجمه: عبدالهادی مسعودی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1393
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 31250
صفحه از 466
پرینت  ارسال به