۱. ادبیات تفسیری شیعه امامیه
شیعه از بدو ظهورش بر این اعتقاد بوده است که جایگاه نَسَبیِ خاندان پیامبر[[ص]] ( اهل البیت) و حق علی[[ع]] و اولادش برای حکومت، در قرآن قید شده است. این اعتقاد در آثار تفسیریِ تألیفشده در نیمه دوم قرن سوم/نهم تا به قدرت رسیدن سلسله آل بویه در سال ۳۳۴/۹۴۵ بازتاب یافته است. ارتباطی نزدیک میان آثار تفسیری کهن و آثار حدیثی امامیه وجود دارد: آثار حدیثی آکنده از تفسیرهایی برای آیات قرآن هستند، و از آن سو آثار تفسیری یکسره متشکل از احادیث هستند.
این احادیث سخنان امامان را، که تنها منبع معتبر پس از پیامبر[[ص]] به شمار میروند، در بر دارند. قالب حدیث بهترین گزینه برای تفسیر امامیه متقدم بود، چراکه معمولا این تفسیر بر یک موضوع متمرکز میشود و کاری به بافت گستردهترِ آن فقره یا آیه ندارد. آثار تفسیری از موضوعات مهم تفسیری ـ مانند تفسیر کلمات مبهم، بیان سبب نزول آیات خاص ( اسباب النزول)، و ابطال اعتبار هلاخایی [[= فقهی]] برخی آیات با برخی دیگر ( نسخ) ــ چشمپوشی نمیکنند؛ بااینحال عمده توجه این آثار معطوف به مسائلِ نوعاً شیعی است. میل به یافتن آیاتی در قرآن که اثباتکننده صحت اعتقاد امامی باشند، اساسا در دو خط قرار داشت که نشاندهنده ویژگیهای تفسیر امامیه متقدم است.
خط اول تفسیر آیاتی از قرآن که در سطح تفسیر لفظی نیستند. یکی از اصطلاحاتی که برای توصیف این نوع تفسیر استفاده میشود، « التفسیر في الباطن» است. برای مثال داستانی درباره یک مسیحی هست که از راه دور به مدینه آمد تا امام هفتم موسی الکاظم[[ع]] را ببیند. آن مسیحی میخواست بداند که تفسیر باطنی ( تفسیرها في الباطن) آیات ابتدایی سوره دخان: ”حم. قسم به کتاب مبین، بهدرستی که ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم" (دخان۴۴: ۱-۳) چیست. امام پاسخ داد: حم محمد است، کتابِ مبینْ علی است، و شبْ فاطمه است.۱
حدیثی دیگر درباره آیه ”ما أوتیتُم مِنَ العِلمِ إلاّ قلیلاً" (إسراء۱۷: ۸۵) است. ترجمه تحتاللفظی این آیه چنین است: ”از دانش جز اندکی به شما داده نشده است." اما امام