997
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

سپس ابن زياد به جناب مسلم گفت: خدا مرا بكشد اگر تو را چنان نكشم كه هيچ فردى در اسلام كشته نشده است!

مسلم گفت: همانا چون تويى، لياقت بدعت در اسلام را دارد، و بدان كه تو از همه در كشتن فجيع، ومُثْله كردنى زشت، و بدرفتارى، و غافلگير كردنى پست، شايسته‏ترى.

بارى. ابن زياد دستور داد آن بزرگوار را به بام قصر بردند و گردنش را بزنند.

سپس فردى را كه ابن عقيل با شمشير بر سر و گردن او زده بود، خواند و گفت: تو بر بام برو كه كار زدن گردن او با تو باشد ـ و او بكير بن حمران احمرى ملعون بود ـ. پس آن جناب را به بام بردند و در مسير، آن بزرگوار، طلب غفران الهى مى‏كرد و بر پيامبر عظيم الشأن صلوات مى‏فرستاد ـ درود خدا بر او و بر پيامبران و انبياء الهى و تمامى فرشتگان باد ـ و عرضه مى‏داشت: «خدايا! ميان ما و قومى كه ما را فريب دادند و تنهايمان گذاردند، داورى فرما!».

سپس آن جناب را به بالاى بام بردند و از جانب مشرف به بازار كفش‏دوزان، گردن زدند و پيكرش را به پايين انداختند. درود خدا بر او باد !

مدائنى از ابومِخنَف از يوسف بن زيد نقل كرده كه عبد اللّه‏ بن زبير اسدى، در رثاى او اين ابيات را سروده است:

اگر نمى‏دانى كه مرگ چيست، پس بنگر

به پيكر هانى و ابن عقيل در بازار كوفه.

ديده‏ات به دلاورى انداز كه شمشير، رويش را تكّه‏تكّه كرده،

و به ديگرى كه پيكر غرق به خونش از بالاى قصر، به پايين افتاده.

به پيكر بى‏سرى بنگر كه مرگ، رنگش را تغيير داده،

و به خون‏هايى كه چون سيل روان گشته.


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
996

قال: أمّا مالك فهو لك، ولسنا نمنعك منه فاصنع فيه ما أحببت، وأمّا حسين فإنّه إن لم يردنا لم نرده، وإن أرادنا لم نكفّ عنه، وأمّا جثّته فإنّا لا نشفّعك فيها، فإنّه ليس لذلك منّا بأهل، وقد خالفنا وحرص على هلاكنا.

۱۰۹

ثمّ قال ابن زياد لمسلم: قتلني اللّه‏ إن لم أقتلك قتلة لم يقتلها أحد من الناس في الإسلام!

قال: أما إنّك أحقّ من أحدث في الإسلام ما ليس فيه، أما أنّك لم تدع سوء القتلة، وقبح المثلة وخبث السيرة، ولؤ‏م الغيلة لمن هو أحقّ به منك!!

ثمّ قال ابن زياد: اصعدوا به فوق القصر فاضربوا عنقه.

ثمّ قال: ادعوا الذي ضربه ابن عقيل على رأسه وعاتقه بالسيف، فجاءه، فقال: اصعد وكن أنت الذي تضرب عنقه، وهو بكير بن حمران الأحمري (لعنه اللّه‏)، فصعدوا به وهو يستغفر اللّه‏ ويصلّي على النبيّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، وعلى أنبيائه ورسله وملائكته، وهو يقول: الّلهمّ احكم بيننا وبين قوم غرّونا، وكادونا وخذلونا.

ثمّ أشرفوا به على موضع الحذّائين فضرب عنقه، ثمّ أتبع رأسه جسده صلّى اللّه‏ عليه ورحمه.

و قال المدائني: عن أبي مخنف عن يوسف بن يزيد، قال: فقال عبداللّه‏ بن الزّبير الأسدي:

إذا كُنتِ لا تَدرينَ ما المَوتُ فانظُري

إِلى هانئ في السُوقِ وابنِ عقيلِ

إلى بَطَلٍ قَد هَشَّمَ السَيفُ وَجهَهُ

وَ آخرَ يَهوي مِن طِمارٍ قَتيلِ

تَرى جَسَداً قَد غَيَّرَ المَوتُ لَونَهُ

و نَضح دم قد سال كلَّ مسيلِ

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 57530
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به