985
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

اين را گفت و خواست از منبر فرود آيد كه ديده‏بانان از درِ خرمافروشان مسجد، خود را به سرعت به او رساندند و خبر دادند كه مسلم بن عقيل در حال ورود است. پس به داخل قصر رفت و درِ آن را محكم بست.

از عبد اللّه‏ بن حازم بكرى نقل است كه گفت: به خدا من در آن روز، رسولِ ابن عقيل به قصر بودم تا ببينم چه بر سر هانى آمده. من نيز تحقيق كردم و متوجّه ضرب و شتم و زندانى شدن او شدم و فورا از قصر بيرون رفتم و نتيجه را به مسلم ابن عقيل رساندم. او نيز دستور داد تا به يارانم ـ كه خانه‏هاى اطراف پر از آنان بود ـ شعار (رمز آغاز عمليات علنى) «يا منصور أمِت» (اى يارى شده، جانش بستان!) را جار و فرياد زنم. با اين كار، اهل كوفه براى يارى مسلم نزد او جمع شدند. آن بزرگوار نيز هر فردى را به امارت جماعتى تعيين كرد: عبد الرحمان بن عزيز كِندى را امير قبيله ربيعه بر سواره‏نظام گماشت و گفت: در پيش روى من حركت كن، و مسلم بن عوسجه را امير قبائل مَذْحِج و بنى اَسَد بر نيروهاى پياده تعيين نمود، و ابوثمامه صائدى را بر تميم و حمدان، و عبّاس بن جعده را بر اهل مدينه امير ساخت. سپس خود به سمت قصر راه افتاد.

وقتى عبيد اللّه‏ از حركت مسلم بن عقيل با خبر شد، جانب احتياط را گرفت و دستور داد تمام درب‏هاى قصر را ببندند. مسلم نيز قصر را محاصره كرد، و به خدا قسم طولى نكشيد كه مسجد و بازار از انبوه مردم پر شد، و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده مى‏شد تا هنگام غروب كه عبيد اللّه‏ از اين اوضاع به تنگ آمد و عبيد اللّه‏ بن كثير حارثى را خواند و دستور داد با افراد تحت فرمانش از قبيله مَذْحِج به ميان مردم رَوَد و آنان را از جنگ و مجازات سلطان بترساند و از هر راه ممكن، كارى كند كه اطراف ابن عقيل را خالى كنند ؛ ولى او به محض ورود به شهر ديد كه مردم به عبيد اللّه‏ و پدرش فحش و ناسزا مى‏دهند.

عبد اللّه‏ بن حازم گويد: گروه‏هاى ديگرى از بزرگان كوفه نيز نزد ما آمدند و سخن راندند كه اوّلين آنان كثير بن شهاب بود كه گفت: اى مردم ! به خانه و خانواده خود بازگرديد و عجله نكنيد. پراكنده شويد، و جان خود را به هلاكت ميندازيد. هم‏اكنون سپاه امير المؤمنين يزيد در حال حركت است، و خود امير عبيد اللّه‏ نزد خداوند عهد بسته در صورتى كه تا غروب به منازلتان باز نگرديد و بر جنگ اصرار ورزيد، حقوق اولادتان را از بيت المال قطع كند، و سربازانتان را بدون جيره و مواجب در جنگ‏هاى شام اعزام كند، و بى‏گناه را به جاى گناهكار و حاضر را به جاى غايب دستگير كند و كار را به جايى رساند كه تمام افراد خطاكار، طعم تلخ كيفر مجازاتشان را بچشند.


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
984

فذهب لينزل، فما نزل حتّى دخلت النظّارة المسجد من قبل التمّارين يشتدّون، ويقولون: قد جاء ابن عقيل، فدخل عبيد اللّه‏ القصر وأغلق بابه.

۱۰۴

وقال أبو مخنف: فحدّثني يوسف بن يزيد، عن عبداللّه‏ بن حازم البكري، قال: أنا واللّه‏ رسول ابن عقيل إلى القصر في أثر هانى‏ء لأنظر ما صار إليه أمره، فدخلت فأخبرته الخبر، فأمرني أن اُنادي في أصحابي، وقد ملأ الدور منهم حواليه، فقال: ناد (يا منصور أمت) فخرجت فناديت، وتبادر أهل الكوفة فاجتمعوا إليه، فعقد لعبد الرحمن بن عزيز الكندي على ربيعة، وقال له: سر أمامي وقدّمه في الخيل، وعقد لمسلم بن عوسجة على مذحج وأسد، وقال له: انزل فأنت على الرجّالة، وعقد لأبي ثمامة الصائدي على تميم وحمدان.

و عقد للعبّاس بن جعدة الجدلي على أهل المدينة، ثمّ أقبل نحو القصر.

فلمّا بلغ عبيد اللّه‏ إقباله تحرّز في القصر، وغلّق الأبواب، وأقبل مسلم حتّى أحاط بالقصر، فو اللّه‏، ما لبثنا إلاّ قليلاً حتّى امتلأ المسجد من الناس، والسوق، ما زالوا يتوثّبون حتّى المساء، فضاق بعبيد اللّه‏ أمره، ودعا بعبيد اللّه‏ بن كثير بن شهاب الحارثي، وأمره أن يخرج فيمن أطاعه من مذحج، فيخذّل الناس عن ابن عقيل، ويخوّفهم الحرب، وعقوبة السلطان، فأقبل أهل الكوفة يفترون على ابن زياد وأبيه.

قال أبو مخنف: فحدّثني سليمان بن أبي راشد، عن عبداللّه‏ بن حازم البكري، قال:

أشرف علينا الأشراف، وكان أوّل من تكلّم كثير بن شهاب، فقال: أيّها الناس، الحقوا بأهاليكم، ولا تعجلوا، انتشروا ولا تعرّضوا أنفسكم للقتل، فهذه جنود أمير المؤمنين يزيد قد أقبلت، وقد أعطى اللّه‏َ الأميرُ عهداً لئن أتممتم على حربه ولم تنصرفوا من عشيّتكم هذه، أن يحرم ذرّيتكم العطاء، ويفرّق مقاتليكم في مغازي الشام على غير طمع، ويأخذ البريء بالسقيم، والشاهد بالغائب، حتّى لا يبقى فيكم بقيّة من أهل المعصية إلاّ أذاقها وبال ما جنت.

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 57602
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به