«هویتیابیِ ناشناختهها» است۱ که گستره آن (فراتر از گرایش سنّی به این امر، چنانکه در تفسیر سهیلی [د. ۵۸۱/۱۱۸۵] دیده میشود) شامل ارجاع [[آیات]] به علی[[ع]] و مهدی[[ع]] میشود و او مثالهای این موضوع را باز از تفسیر قمی میآورد. در مجموع، گلتسیهر موضوعات مرتبط با نامشروع بودن خلافت، تکریم علی[[ع]] و امامان، و بازگشت مهدی[[ع]] را تنها موضوعات بنیادینی میداند که تفسیر شیعی درباره آنها بحث میکند.
پس برای گلتسیهر اساسیترین ویژگی تفسیر شیعی، محتوای آن بر حسب اعتقادات دینیِ مبتنی بر مدعیاتی است که شیعه را از اهل سنت جدا میکند. رویکرد گلتسیهر به تفسیر شیعی (و به طور کلی شیعه) دیدگاه کلی او را درباره دین و اسلام بازتاب میدهد: اینکه حقیقت و ارزش دین را در متن مقدس و پیامبرش باید جست، پیش از آنکه دین آلوده به سیاست و راستکیشیسازی[۲] شده باشد؛ هر انحرافی از خلوص دین، نتیجه یک رویکرد ویرانگرِ حسابشده برای تأیید مدعیات سیاسی و قدرتطلبانه نسلهای بعدی است.۳
در نقطه مقابل گلتسیهر، محمود ایوب در مقاله «قرآن ناطق و قرآن صامت»۴ رشد ناگهانی در شمار متون مربوط به تفسیر شیعی را که در طول حدود هفتاد سال [[پس از گلتسیهر]] در دسترس محققان قرار گرفته است، عملا به نمایش میگذارد. این فراوانیِ نسبیِ متون به ایوب اجازه میدهد تا توجه خواننده را به دورهبندیِ تفسیر شیعی جلب کند. او در این دورهبندی بر تغییر دیدگاههای مربوط به جایگاه امام، بهویژه با مقایسه طرز تفکر حاکم بر دورههای پیشا غیبَت و پسا غَیبَت، تأکید میکند. از نظر ایوب، کهنترین مرحله مربوط به تفسیرهایی است که از شاگردان امامان ریشه میگیرد؛ درحالیکه ویژگی بارز و متمایزکننده دورههای کلاسیک، پساکلاسیک و مدرن عمدتا طرز نگرش آنها به منابع سنّی است.
1.. Ibid., pp. ۲۸۹-۲۹۶ (German text), pp. ۱۸۳-۱۸۸ (English text) [[ص۲۷۰ (ترجمۀ فارسی)]].
2.*] . orthodoxisation
3.. دربارۀ دیدگاههای دینی گلتسیهر، ن.ک:
Dietrich Jung, Orientalists, Islamists and the Global Public Sphere: A Genealogy of the Modern Essentialist Image of Islam (London, ۲۰۱۱).
4.. Mahmoud Ayoub, ‘The Speaking Qurʾān and the Silent Qurʾān: A Study of the Principles and Development of Imāmī Shiʿi tafsīr’, in Andrew Rippin, ed., Approaches to the History of the Interpretation of the Qurʾān (Oxford, ۱۹۸۸), pp. ۱۷۷-۱۹۸
[[ب.ت: ایوب، قرآن ناطق]].