ایران شامل ۱۸۴ عنوان (در نسخه ۳ از ۲۰۰۶) است و کتابهایی را که در المعجم هم هستند با تقسیمبندی (و ویژگیهای) مشابهی آورده است. نرمافزار مکتبة اهل البیت از almarkaz.net (۲۰۰۵) نیز شمار مشابهی از این کتابها را در بر دارد؛ با این تفاوتِ قابل ملاحظه که کتاب زمخشری را در میان آثار شیعی، نه سنّی، آورده است؛ یعنی همان جایی که دانشپژوهی سنیگرا آن را قرار میدهد و این برخی از نکات مورد بحث در آغاز این مقاله را بهروشنی نشان میدهد.
با فرض اینکه بتوان گفت اجماع خاصی درباره اینکه کدام کتابها را باید شیعی دانست پدید آمده باشد، آن گاه شاید بتوان پاسخ سؤالات اولیه من را «روشن» فرض کرد. خصیصهای که تفسیر شیعی را شیعی میکند، جنبههایی از «محتوای شیعی» آن است (که البته همین خودش باز نیاز به تعریف دارد). یک رهیافت دیگر این است که بگوییم تعریف ما [[بر اساس]] این است که نویسنده یک تفسیر در آثار شرححالنگاشتی و الهیاتی، شیعی معرفی شده باشد.۱ یک طرز تفکر دیگر ممکن است به کلمه «رازوار» متوسل شود. اما این مفهومی بسیار مشکلآفرین است؛ زیرا هرگز روشن نیست که در دیدگاه چه کسی یک مطلبِ مفروض واقعا رازوار است: «رازوارِ» یک نفر «آشکارِ» دیگری است. اساسا کسانی که به معرفتِ رازوار دسترسی دارند، از طریق در اختیار داشتن آن، ادعای قدرت اجتماعی را ساز
1.. کِوین راینهارت در مقالهاش "دربارۀ فرقهگرایی سُنّی" خاطرنشان کرده است که اصطلاحِ سُنّی، وقتی دربارۀ شخصی یا متنی به کار میرود، هیچ فایدۀ خاصی در روشن کردن موضوعات ندارد. این اصطلاح تنها برای آن به کار میرود "تا برساند که چیزی/کسی شیعی نیست (یا حتی بدتر، برای اشاره به هر چیزی/کسی که علوی نیست)".
Kevin Reinhart, ‘On Sunni Sectarianism’, Yasir Suleiman (ed.), Living Islamic History: Studies in Honour of Professor Carole Hillenbrand (Edinburgh, ۲۰۱۰), pp. ۲۰۹-۲۲۵.
راینهارت کاربرد اصطلاحاتِ «مذهب» و «فرقه»، آن گونه که برای گروههای اسلامی به کار میرود، را بررسی کرده و در مقالهاش بر روی این مفهوم تمرکز میکند که جریان غالبِ تسنّن، در کلام و الهیات، فرقهگرا است، به این معنا که «درستی» خودش را در مقابل «دیگرانی» که با دشمنی و تردید به آنها نگریسته میشود، تبلیغ میکند. او خاطرنشان میکند که مذاهب چیزی هستند که دیگر جنبههای عالَم اسلام را، با تعریفی فراگیر از امت به چتری که میتواند مَذهبهای مختلف را در بر بگیرد و با ذِمّيها نیز تسامح نشان دهد، مشخص میکنند. وقتی گروهی را که ما شیعه مینامیم در نظر میگیریم، [[میبینیم که]] نوع رهیافت در طول تاریخ بسیار شبیه به همان مورد تسنّن است.