49
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

مسلمانان بگنجانند.۱

این مقاله، تعاریفِ (عموما تلویحی) از تفسیر شیعی (در اینجا به طور خاص منحصر به آثار شیعه دوازده‌‌امامی)۲ را که تا کنون در بسیاری از بحث‌‌های عالمانه استفاده شده‌‌اند، مرور می‌‌کند تا آنچه را نویسندگانْ ویژگی‌‌های اصلی آثاری می‌‌دانند که آنها را مناسبِ شیعی نامیده شدن می‌‌کند، استخراج کند. سپس آن ایده‌‌ها در بافت تعریف‌‌های تحلیلی  گونه‌‌شناختی از

1.. دربارۀ این نکته نگاه کنید به مقالۀ در دست انتشارِ من:
‘The Impact of the Internet on the Qurʾān’, in Göran Larsson and Thomas Hoffman, ed., Muslims and the New Information and Communication Technologies (New York and Heidelberg, ۲۰۱۳),
که در آن آمده است: «به‌گونه‌ای حساس‌تر، نزاعی دیگر، که شاید بیشتر نزاعی داخلی باشد، میان مسلمانان وجود دارد که ما شاهد آن نیز هستیم، و آن تصاحب و انتشار رسمیِ میراث فرهنگی و فکری اسلام است. آنچه در این حجم بالای داده‌ها می‌توان به کف آورد، آن مفهوم محوری از تعریف میراث اسلامی و تعریف خود اسلام است. به طریقی، سایت‌های رقیبی که مطالب تفسیری قرآنی را گرد می‌آورند ــ پیشنهاد من مقایسۀ میان سایت مرکز ملک فهد و بنیاد اهل البیت است ــ محل‌هایی هستند که در آنها محدودۀ مالکیتِ آیندۀ اسلام، دست‌کم به طور نمادین (از لحاظ میراث فرهنگی) مشخص می‌شود. این موضوع در کارهایی که در ایران انجام می‌شود بسیار بارزتر است، چون در آنجا مجموعه‌های متون تفسیریمحدود به آثار متداول شیعی نیستند، بلکه شامل حجم بالایی از آثار سنی هم می‌شوند. این تلاشی است که آن را تنها این گونه می‌توان تفسیر کرد: تلاشی شیعی برای وارد کردن آثارشان در فهرست رسمی از کل آثار اسلامی. [این نکته‌ای است که در این منبع بدان اشاره شده است: Peter Mandaville, ‘Digital Islam: Changing the Boundaries of Religious Knowledge’, ISIM Newsletter, ۲ (۱۹۹۹), p.۱ هرچند به نظر می‌رسد که او این موضوع را عمدتا در مباحث اقتصادی مطرح می‌کند ("تصاحب سهم بزرگ‌تری از بازار برای اسلام دیجیتال").] می‌توان مشاهده کرد که در این سایت‌ها نزاع برای در اختیار گرفتنِ آنچه گَری بانت آن را اقتصاد دانش اسلامی می‌نامد [Gary R. Bunt, Muslims: Rewriting the House of Islam, Chapel Hill, NC, ۲۰۰۹, p.۲۷۶ ] در حال رخ دادن است».

2.. دربارۀ تفسیر اسماعیلی ن.ک:
Meir M. Bar-Asher, ‘Outlines of Early Ismāʿīlī-Fāṭimid Qurʾān Exegesis’, Journal Asiatique, ۲۹۶ (۲۰۰۸), pp. ۲۵۷-۲۹۵.
دربارۀ تفسیر زیدی هنوز تحقیق علمی گسترده‌ای صورت نگرفته است؛ ن.ک:
Binyamin Abrahamov, Anthropomorphism and Interpretation of the Qurʾān in the Theology of al-Qāsim ibn Ibrāhīm Kitāb al-Mustarshid (Leiden, ۱۹۹۶) and, for a brief overview, Feras Hamza, Sajjad Rizvi and Farhana Mayer, ed., An Anthology of Qurʾanic Commentaries. Volume ۱: On the Nature of the Divine (Oxford, ۲۰۰۸), pp. ۴۲-۴۵.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
48

پرسش‌‌هایی هستند که وقتی پژوهش‌‌های تا کنون انجام‌‌شده درباره جایگاه آثار شیعی در تاریخ کلی ژانر تفسیر را برانداز می‌‌کنیم، به ذهن می‌‌رسند. علاقه خود من نیز به اینکه چگونه می‌‌توان عناصر سازنده و تاریخ این ژانر را فهمید و ارزیابی کرد، همین پرسش‌‌ها را پیش می‌‌کشد؛ پرسش‌‌هایی که در اصل به واسطه زمینه‌‌های تفسیر پژوهیِ متمرکز بر غیرشیعه مطرح می‌‌شوند.

یک زمینه برای این پرسش‌‌ها بحث عالمانه اخیر است درباره اینکه « تفسیر معتزلی» نامیدنِ الکشاف عن حقائق التنزیل زمخشری (د. ۵۳۸/۱۱۴۴) به چه معناست؛ بحثی که اندرو لِین بدان پرداخت.۱ فارغ از نقاط قوت و ضعفی که استدلال‌‌های مطرح‌‌شده درباره نوشته لِین دارند (ناقدان به‌‌شدت درباره تردیدافکنی‌‌های لِین درباره معتزلی نامیدن کتاب زمخشری بدبین بوده‌‌اند؛ بااین‌‌حال همه یک‌‌صدا کار او را تحسین کرده‌‌اند)، این بحث سبب شد که ما از ضرورتِ به‌‌کارگیریِ تعاریفِ دقیق و فراهم آوردن تحلیل‌‌هایی که منتهی به تعمیم‌‌های معنا‌‌دار بشود، آگاه شویم. چنان‌‌که لِین درباره پژوهش خودش می‌‌گوید که آن ”ثابت کرد که حتی مشخص کردن اینکه یک «اثر تفسیری معتزلی» واقعا چیست، دشوار است."۲ بله، واقعا «دشوار» است؛ اما خب وظیفه دانش‌‌پژوهی هم همین است.

دومین زمینه ناشی از پویایی‌‌های دنیای جدید است. تقلا برای تعریف و در اختیار گرفتن میراث فرهنگی اسلام [[توسط فرقه‌های مختلف اسلامی]] جزء سرشت عصر فناورانه جدید است. من با علاقه تلاش‌‌های ایرانیانِ معاصر (و البته دیگران، برای مثال سایت altafsir.com) را مورد توجه قرار داده‌‌ام که می‌‌خواهند از طریق انتشار نرم‌‌افزارها و سایت‌‌هایی که مجموعه‌‌های گسترده‌‌ای از آثار تفسیری اسلامی را برجسته می‌‌کنند تا طیفی از علایق را پوشش دهند، کتاب‌‌هایی را که شیعی قلمداد می‌‌شوند نیز در مجموعه آثار تفسیری

1.. Andrew Lane, A Traditional Muʿtazilite Qurʾān Commentary: The Kashshāf of Jār Allāh al-Zamakhsharī (d. ۵۳۸/۱۱۴۴) (Leiden, ۲۰۰۶); Reviews include: Karen Bauer, JAOS, ۱۲۶ (۲۰۰۶), pp. ۴۳۵-۴۳۷; Andrew Rippin, Islam and Christian-Muslim Relations, ۱۷ (۲۰۰۶), pp. ۴۸۶-۴۸۷; Suleiman Mourad, Journal of Semitic Studies, ۵۲ (۲۰۰۷), pp. ۴۰۹-۴۱۱.

2.. Lane, A traditional Muʿtazilite Qurʾān Commentary, p. ۲۲۹.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18892
صفحه از 416
پرینت  ارسال به