367
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

قمّی و عیاشی) با مباحث مربوط به متن در ژانرِ شیعیِ در حال ظهور موسوم به فُروع الفقه را به نمایش می‌‌گذارد؛ خود طوسی در تدوین متون مربوط به قوانین موضوعه۱ بر اساس مجموعه‌‌های اَخبار نقشی محوری داشت.

[[در مورد این آیه،]] به رغم اکتفاء تفسیر قمّی به چند سطرِ معدود، نسخه چاپی تفسیر طوسی دو صفحه مطلب دارد. این آیه مجالی در اختیار وی قرار می‌‌دهد تا بر مشروعیت متعة تأکید کند و در ردّ کسانی که منکر اشاره این آیه به آنند، سخن بگوید. ساختار استدلال‌‌های وی چنین است:

۱)

i. این آیه از نظر حسن، مجاهد و ابن زید به ازدواج دائم اشاره دارد. ابن عباس، سُدّی و شیعیان مدعی هستند که آیه ناظر به ”متعة برای مدتی معین" است. رأی طوسی به نظر دوم نزدیک است؛ استدلال وی چنین است که اصطلاح استمتاع، وقتی در منابع فقهی به کار می‌‌رود، تنها ناظر به عقد ازدواج با محدودیت زمانی است.

ii. سایر آیات قرآن که، بنا بر ادعا، نافی این حکم هستند عبارت‌‌اند از: آیات ۵ و ۶ از سوره ۲۳ (مؤمنون)، و آیات ۲۹ و ۳۰ از سوره ۷۰ (معارج). این آیات به برقراری صحیح رابطه جنسی بین یک مرد و همسران یا بردگانش اشاره دارند. این استدلال چنین ادامه می‌‌یابد که چون ازدواج موقت، واجد معیار ازدواج معمول نیست، و از آنجا که قرآن (به استثنای موارد نسخ که بعداً خواهد آمد) خودمتناقض نمی‌‌باشد، پس این آیه نمی‌‌تواند ناظر به متعة باشد. طبق استدلال طوسی، ضوابط ناظر به ازدواج عمومیت ندارند و برخی از ازدواج‌‌ها از این احکام استثناء شده‌‌اند. وی نمونه‌‌هایی مطرح می‌‌کند: یک (مرد یا زن) مرتد که بدون طلاق شرعی از همسر خود جدا شده؛ و یک زوجه کتابیّة که نمی‌‌تواند ارث ببرد. چنین مواردی استثنائاتی است بر این احکام کلی ازدواج؛ پس چرا متعة نیز نتواند یک استثناء باشد؟

iii. افزوده اِلی اجلٍ مسمّیً، که به رغم مشکوک بودن وثاقتش، مؤید دیدگاه طوسی است (ن.ک: مطالب پیش‌‌گفته).

iv. اگر این آیه به ازدواج دائم اشاره داشت، امر فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ متضمن این مطلب می‌‌بود

1.positive law


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
366

این دوره، تفسیرگریِ قمّی از این آیه است، که پیش‌‌تر به طور کامل نقل شد.۱

تبیان طوسی آغاز بسط پیچیده‌‌تر این ژانر را نشان می‌‌دهد. طی تقریباً یک قرن، روند تفسیر از تکرار ساده‌‌نگرانه آیه به معجونی از استدلال‌‌ها تبدیل شد، که با تکیه بر منابع مختلف و با هدف نیل به نتیجه مورد نظر برای متقاعد و راضی کردن خواننده صورت می‌‌گرفت. می‌‌توان دو دلیل ممکن برای این تحول سریع بیان کرد. نخست اینکه، ظهور تفسیر سُنّی مدلی در اختیار نویسندگان شیعی مانند طوسی قرار داد که منشأ تحول آثار تفسیری آنها شد. بی‌‌شک آثار طبری و ثَعالَبی برای نویسندگان شیعی، هم مدل و هم منبع تفسیر بوده است.۲ اگر قرار بود که اندیشمندان شیعی چالش سلطه فکری اهل سنت را پس زنند، پس به تمام ابزارها و مهارت‌‌های اهل سنت، و از جمله تفسیر، نیاز داشتند. دوم آنکه گسترش آثار فرقه‌‌گرایانه شیعی در سایر عرصه‌‌ها (مانند اَخبار، فقه، کلام) در طول دوره میانی، توان دوباره‌‌ای به نویسندگان داد تا ساختارهای برونی احکام، الهیات و روایات امامان را در فهم خود از ماهیتِ بعضاً مشکل‌‌ساز متن قرآن تلفیق نمایند. اگر سخن کالدر صحیح باشد که یکی از مؤلفه‌‌های اصلی تفسیر ارزیابی متن قرآن با یافته‌‌های سایر رشته‌‌های علمی است،۳ در این صورت قلّتِ آثار منسجم فقهی یا کلامی شیعی، پیدایش [[دیرهنگامِ]] تفسیر شیعی در قرن نهم [[میلادی/سوم هجری]] را قابل قبول می‌‌کند، و در نتیجه شاید انگیزه ایجاد یک ژانرِ تفسیری مشخصاً شیعی، در نیاز به دفاع از ایدئولوژی جامعه (یا تثبیت آن) از طریق تولید آثار ادبی در تمامی ژانرها نهفته باشد.

تبیان طوسی در تفسیر شیعی از اهمیت بی‌‌نظیری برخوردار است. تمامی استدلال‌‌های مطرح در آثار تفسیری بعدی (تا قرن بیستم) در تفسیر این آیه، [[قبلا]] در تبیان مطرح شده‌‌اند. عبارت [[او]] درباره دلالت و مفهوم این آیه، تلفیق تفسیر شیعی متقدم (مانند تفسیر

1.. ن.ک: بالا، پ. ۱۲.

2.. شباهت مطالب مورد استفادۀ طبری (که در Burton, Introduction to hadīth, Edinburgh, ۱۹۹۴, pp. ۶۷-۷۴ توصیف شده) و مطالب طوسی و طبرسی را از نظر بگذرانید. بسیاری از گزارش‌ها از ابن عباس در این دو اثر شیعی بازیابی شده‌اند. طبرِسی حتی از الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، نوشتۀ ثعالَبی نیز نقل قول می‌کند.

3.. N. Calder, "Tafsīr”, pp. ۱۰۴-۱۰۶ [[ب.ت: کالدر، تفسیر]].

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18690
صفحه از 416
پرینت  ارسال به