تفسیر قرآن معرفی کنند، و خود را نیز درگیر دشواریهای احتمالی ناشی از این رویّه نمیکردند، و ازاینرو ابهام ادوار اولیه را بازتولید میکردند. نهایتاً نویسندگان امروزین پذیرفتند که حتی اگر امامان نیز این زیادة را بیان کرده باشند، آن را به منزله توضیح آیه ذکر کردهاند (ی. به عنوان تفسیری خطاناپذیر، و نه به منزله وحي).
سیر تحول در تفسیر آیه ۲۴ سوره ۴ (نساء)
همان گونه که پیشتر گذشت، تمامی مفسران شیعی، از قمّی تا طباطبایی، اتفاق نظر دارند که بخش (ب) از آیه ۲۴ سوره ۴ (نساء)، ناظر به نکاح المتعة است. اما فنونِ تفسیری متنوعی وجود دارد که مفسران شیعه از آنها بهرهبرداری میکنند؛ و شیوههای مختلف استدلال به کار گرفته میشود تا نتیجه واحدی به دست آید. کالدر، در مقاله مهمی در رابطه با سیر تحول در تفسیر کلاسیک اولیه اهل سنت، چنین استدلال میکند که:
وجه تمایز مفسران از یکدیگر بیشتر به ایجاد و ابراز فنونی مربوط میشود که مشارکت آنان در یک نظام ادبی و مداومت بر آن را مشخص میکند، تا به نتیجهگیری آنها در مورد اینکه متن قرآن به چه معنی است.۱
به نظر من، در مورد تفسیر شیعی نیز همین مطلب قابل بیان است. نویسندگان شیعی در مقاطع زمانی مختلف سازوکارهای متفاوتی را به کار گرفتهاند تا نشان دهند که این آیه به ازدواج موقت اشاره داشته، به آن مشروعیت بخشیده و حتی به آن تشویق مینماید.
تفسیر اولیه و کلاسیک شیعی
آثار دوره نخست تا قبل از تبیان شیخ طوسی، با وجه مشترک موجزگویی، صرفاً معنای (محصَّل از) آیه را بازگو میکنند. تفسیر مختصرِ آیهای خاص ممکن است، از طریق نقل، به یکی از امامان نسبت داده شود، هرچند این نقل بدون جزئیات ارجاع (ی. اِسناد یا ذکر منابعی) صورت میگیرد که سنت متأخر و موشکافانهتر آن را ایجاب میکرد. نمونه بارز از