361
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

این زیادة را به یکی از امامان نسبت می‌‌دهد:

در کافی به نقل از صادق... [نقل شده که] گفت: ”این آیه فقط به صورت فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ اِلی اَجلٍ مُسَمَّیً فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ نازل شده است." عیاشی از امام باقر [نقل می‌‌کند]... که او همواره این آیه را به این صورت قرائت می‌‌کرد. اهل سنت (عامّة) نیز [این قرائت] را از گروهی از اصحاب نقل کرده‌‌اند.۱

تفسیر هاشم بن سلیمان بحرانی (د. ۱۱۰۸-۱۱۰۹/ح. ۱۶۹۵) از این آیه (در کتاب تفسیرش موسوم به البرهان فی تفسیر القرآن) متشکل از ۱۳ مورد از اَخبار است که هیچ اظهار نظر تفسیری (صریحی) ندارند.۲ چهار فقره از این اَخبار با زیادة مزبور مرتبط هستند؛ و قرائتِ مورد بحث نیز به امام صادق[[ع]] (دو مرتبه)، امام باقر[[ع]] و ابن عباس نسبت داده شده است. به رغم وجود این شواهد، متن قرآن که در ابتدای این دسته روایات آمده، مشتمل بر آن زیادة نیست؛ البته شاید به این دلیل که در پنج فقره از دیگر اَخبار منقول در کلام بَحرانی، چنین گزارش شده که امامان این آیه را بدون زیادة قرائت کرده‌‌اند (چهار مورد از آنها به این صورت به امام صادق[[ع]]، و مورد آخر نیز به امام باقر[[ع]] برمی‌‌گردد). تأکید اَخباریان بر اینکه تمامی اَخبار، گزارش‌‌های صحیح سخنان ائمه[[ع]] هستند، بَحرانی را در وضعیت دشوار مواجهه با اَخبار متعارضی قرار می‌‌دهد که برخی از آنها مشتمل بر زیادة و برخی دیگر فاقد آن هستند.۳ وی هیچ اظهار نظری در مورد نحوه قرائت آیه ندارد، و هیچ اولویتی ( ترجیح) بین این اَخبار بیان نمی‌‌کند.

1.. محسن فَیض الکاشانی، تفسیر الصافی، تهران، ۱۴۱۵/۱۳۷۳، ج۱، صص۴۳۸-۴۳۹.

2.. هاشم بن سلیمان البَحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۵، ج۱، صص۳۶۰-۳۶۱.

3.. جهت ملاحظۀ توضیحی بر این مطلب که یک اَخباري چگونه ثابت می‌کند که تمامی اَخبار گزارش‌های موثقی از سخنان امامان هستند، ن.ک: اثر من با این عنوان و مشخصات:
"Akhbārī uṣūl al-figh and the juristic theory of Yūsuf b. Aḥmad al-Baḥrānī”, in Islamic Law: Theory and Practice, ed. R. Gleave and E. Kermeli, London, ۱۹۹۷, pp. ۲۴-۴۵ esp. pp. ۲۸-۳۳ [[ب.ت: گلیو، اصول]];
هنوز هم بهترین گزارش کلی از اخباری‌گری اثر زیر است:
E. Kohlberg, "Aspects of Akhbari Thought in the Seventeenth and Eighteenth Centuries” in Eighteenth Century Renewal and Reform in Islam, ed. J. O. Voll and N. Levtzion, New York, ۱۹۸۷, pp. ۱۳۳-۱۶۰.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
360

سپس در قرن چهاردهم میلادی [[هشتم هجری]] در رابطه با جایگاه این دگرخوانش (و احتمالاً سایر دگرخوانش‌‌ها)، یک موضع‌‌گیری باثبات شیعی شکل گرفت: بنا بر این شد که مفسر آن را، بدون انتساب به هیچ امامی، موجه دانسته و، همانند اهل سنت، آن را صرفاً به یکی از اصحاب صدر اسلام نسبت دهد. به این صورت، مفسر می‌‌توانست ساختار کلی کتاب خود را (بر اساس مصحف عثمانی) حفظ کند، و در نتیجه این امکان را پیدا می‌‌کرد تا، به صورت جدلی، تفسیرهای اهل سنت بر مصحف را ردّ کرده، نپذیرد. او همچنین می‌‌توانست، از طریق فنّ تفسیریِ فهرست کردن دگرخوانش‌‌ها (برای مثال، اِلی اَجلٍ مُسَمّیً)، در مورد اعتبار متن اندکی تشکیک کند. مفسر با اجتناب از انتساب چنین دگرخوانش‌ها و قرائت‌های متفاوتی به امامان (بدان صورت که قمّی و عیاشی عمل کرده بودند)، از مشکل درج قرائت‌هایی از این دست در متن (که، دست‌‌کم، یک نتیجه‌‌گیری جزمی/عقیدتی به نظر می‌‌رسید) پرهیز می‌‌کرد، چون چنین کاری می‌‌توانست سرمایه‌‌ای جدلی در اختیار مخالفان بگذارد.

در قرن شانزدهم، ژانر تفسیر «کلاسیک»، ظاهراً به واسطه ظهورِ آنچه یکی از محققان آن را تفسیر « اَخباری» نامیده است، متوقف شد.۱ در اصطلاح‌‌شناسی اهل سنت، روش تفسیریِ مورد استفاده در چنین آثاری تفسیر بِالمأثور نام می‌‌گیرد و متشکل از نقل، یا فهرست کردن اَخبار امامان برای کمک به خواننده در تفسیرش است. در چنین آثاری تفسیرگری یا اندک است یا غیرصریح؛ مؤلفانِ آنها صرفاً گزارش‌‌هایی (معمولاً با اِسناد کامل) را فهرست می‌‌کنند که از نظر ایشان با تفسیر آیه خاصی مرتبط است. روشن است که فرایند انتخاب و حذف اِسنادها، به خودی خود، یک عمل تفسیری بوده، و مدعای برخی از این نویسندگان مبنی بر مبادرت به صِرفِ نقل تفسیر ائمه، و پرهیز از تفسیرگری ( تأویل، تفسیر بالرأی)، سخنی ایدئولوژیک است، نه توصیفی برای روششان.

محسن فیض کاشانی (د. ۱۰۹۱/۱۶۸۰) در اثر معروف خود موسوم به تفسیر الصافی،

1.. See: B. Todd Lawson, "Akhbārī Shīʿī approaches to tafsīr” in Approaches to the Qurʾān ed. G. R. Hawting and Abdul-Kader A. Shareef, London, ۱۹۹۳, pp. ۱۷۳-۲۱۰
[[ب.ت: لاوسن، رهیافت‌ها]].

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18733
صفحه از 416
پرینت  ارسال به