313
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

سده‌‌های میانی در کاربرد اصطلاحاتِ قیاس و استدلال تا حدی آزادی عمل وجود داشته است. در ذیل، بخشی از تفسیرِ طبرِسی بر آیه هفتم سوره بقره را ترجمه کرده‌‌ام، تا [[چگونگی]] دخل و تصرف در متن برای دور ماندن از مشکلات کلامی را نشان دهم، و مثال‌‌هایی از انواع منابعی که برای تعیین معنای آیات استفاده می‌‌شود، ارائه کنم.

آیه ۷ سوره ۲ (بقره) چالشی در برابر آموزه اختیار انسان، که طَبرِسی و همفکران معاصرش بدان قائل بودند، برمی‌‌انگیزد: ”خداوند بر دل‌‌هاى آنان، و بر شنوايى ايشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است، و عذابى بزرگ در انتظارشان است" (خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ). از معنای ظاهری این آیه چنین برمی‌آید که خدا مانع آن می‌شود که افراد خاصی حقیقت را بپذیرند؛ بنابراین عقیده آنها به انتخاب خودشان نیست، بلکه خدا آن را تعیین کرده است. کسانی مانند طَبرِسی، که در جایگاه عالمان امامی قرن دوازدهم میلادی [[پنجم هجری]] قائل به گونه‌ای اختیار برای انسان بودند، برای توضیح این آیه به گونه‌‌ای که با باورهای کلامی‌‌شان هماهنگ باشد، بسیار به زحمت افتاده‌‌اند.

طَبرِسی به قرائت‌‌های محتمل ( قرائات)، کاوش در تعریف‌‌های اصولی و کاربردهای واژگان آیه، و ارائه توضیحی درباره احتمالات نحوی می‌‌پردازد. هنگامی که وی به آخرین مقوله، «معنا»، میرسد، تعدادی از طرق محتمل برای فهم «مُهر» ( الختم، اسم فعلِ خَتَمَ که در آیه آمده) را ارائه می‌‌کند.

معنای ( المعنی) آیه هفتم سوره ۲ (بقره)

این آیه دارای چند جنبه‌ (وجوه) است:

۱. مراد از «مُهر» نشانه است ( المراد بالختم العلامة). وقتى کفر کافر به درجه‌‌ای برسد كه براى خدا معلوم شود که او ديگر ايمان نخواهد آورد، نشانه‌‌ای بر قلبش می‌‌نهد. گفته شده است که آن نشانه نقطه سیاهی است که ملائكه می‌‌توانند آن را تشخیص دهند، که او دیگر بعد از آن ايمان نخواهد آورد، و آنها او را سرزنش و نفرين می‌‌کنند. به همین ترتیب، خدا بر قلب مؤمنان مؤمن می‌‌نویسد الایمان تا نشانه‌‌ای باشد که ملائكه تشخیص دهند که او مؤمن است و برای او حمد و


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
312

تمایز میان ساختارهای آلی [[=لغوی]] و عقیدتی شبیه به تمایزی است که ابن تیمیه میان تفسیرهای مبتنی بر باورداشت‌‌ها و تفسیرهای مبتنی بر صرف زبان می‌‌نهد. شاید این جداسازی و تمایز مفید به نظر آید، ولی من می‌‌خواهم به این حقیقت اشاره کنم که در سطح عملیِ تفسیر، معمولاً ساختارهای آلی‌‌اند که برای حل مشکلات به کار می‌‌روند. وقتی مفسر به مشکلی کلامی در یک آیه برمی‌‌خورد، نمی‌‌تواند آن را با علم کلام حل کند: بلکه باید آن را از راه بازتفسیر، تدبیر و دخل و تصرف، یا ارجاع به خود متن قرآن حل و فصل کند.

ابزارهایی که مفسران می‌‌کوشند با استفاده از آنها به فهم قابل قبول [[از آیات]] برسند، آشکارا و به طور قابل ملاحظه‌‌ای متفاوتند. در یک سوی این طیف، گردآوری و سازماندهی مطالب منقول و آراء تفسیری رسیده از مراجع پیشین است. در طرف دیگر آن، همان طور که به زودی بیان خواهم کرد، کار در سطح قاموسی قرار دارد، یعنی استفاده از دانش واژگان‌‌شناسی به عنوان ابزاری تفسیری.۱ پس در نهایت، با متن قرآنی نیز باید همچون متون دیگر برخورد کرد، زیرا آن هم در معرض همان محدودیت‌‌های علم و توانایی بشری قرار دارد، اما در عین حال باید پرسید آیا چیزی هست که تفسیر را از دیگر نقدهای متنی متمایز کند؟ اینکه جایگاه متعالی کلمات الهی، در سطح تفسیری، در سرتاسر ژانر تفسیر هویداست، تنها در مقام ادعا آسان است، اما اثبات آن دشوار به نظر می‌‌رسد. به اعتقاد من، این امری کاملا روشن، البته با جلوه‌‌هایی نه‌‌چندان محسوس، است که سنجش وحی الهی با دانش‌‌های این‌‌جهانی، ویژگی تفسیر عالمانی چون طَبرِسی است. اما در روش تفسیری مورد قبولِ ابن تیمیه، دست‌‌کم از لحاظ نظری، این تنشی است که باید از آن پرهیز کرد.

یک روش استدلالی منسجم در سرتاسر مجمع البیان حاکم است. این روش را چه استدلالی۲، چه استنتاجی۳ و چه تمثیلی۴ بخوانیم، به‌‌هرحال از چیزهایی نشئت می‌‌گیرد که پیش‌تر درباره آنها این حکم محتاطانه صادر شده که حصول علم یقینی بدانها ممکن نیست. ازآنجاکه طَبرِسی در همه جا از اصطلاحات مشخصی استفاده نمی‌‌کند، من تلاش نمی‌‌کنم بر روش‌‌های او برچسب‌‌های دقیقی بزنم؛ به‌‌هرحال در میان مسلمانان

1.. همان گونه که در بالا بیان شد، ژیماره به راهکار [[مفسران مسلمان در]] توسل به زبان استعاری در مواجهه با قرائت‌های لفظیِ مشکل‌زا اشاره می‌کند، اما در حقیقت خودِ قرائت‌های لفظی به هیچ وجه تثبیت‌شده یا هم‌صدا نیستند.

2.inferential

3.deductive

4.analogical

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18717
صفحه از 416
پرینت  ارسال به