نوع دیگر القاب آنهایی هستند که بار توهینآمیزشان سبکتر است. شاید رایجترین مثال واژه فُلان باشد. این واژه هنگامی که بهتنهایی میآید به ابوبکر اشاره دارد؛۱ هنگامی که دوتایی ظاهر میشود ناظر به ابوبکر و عمر است؛۲ و هنگامی که به صورت سهتایی پیش میآید، به این دو نفر به علاوه عثمان اشاره دارد.۳ این لقب در شکل مؤنث آن (فُلانَة) به عایشه یا حفصه۴ برمیگردد. لقب دیگری که کمتر دیده میشود، بنو فُلان است.۵
استفاده از صفات شمارشی برای اشاره به سه خلیفه نخست ـ الأول («اولی» یعنی ابوبکر)؛۶ الثاني («دومی» یعنی عمر)؛۷ و الثالث («سومی» یعنی عثمان) ــ نیز رایج است. القاب رَجُلان (دو مرد) و رَجُلان مِن قریش (دو مرد از [قبیله] قریش) نیز برای ابوبکر و عمر به کار گرفته میشوند.۸ از نِسبَةهای آنان نیز استفاده میشود، همچون التَیمي (برای ابوبکر که از زیرقبیله قریشی تَیْم است)۹ و العَدَوي (برای عمر که از نسل بنو عَدی بود).۱۰ سرانجام اینکه، واژههای متعددی وجود دارند که با بازی با کلمات، عکس کردن حروف و غیره به وجود آمدهاند: رُمَعْ (وارونه اسم عمر)۱۱، بنو السِباع (بنو العباس با جابهجایی یکی از
1.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۸، ش۹. کاربرد این لقب آنقدر رایج است که نشان دادن آن با نمونههای بیشتر غیرضروری است.
2.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۱، ص۱۷۴، ش۲۰؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۶۹، ش۶۴ و قس:
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۴.
3.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۲۲۲، ش۹.
4.. این مورد در فصل ۱، ذیل عنوان ۴ـ۱ـ۱ بهتفصیل بحث شد.
5.. برای نمونه، ن.ک: روایتی که در فصل ۵، آخر بخش ۲ـ۱ نقل میشود.
6.. تفسیر قمی، ج۲، ص۴۳۴-۴۳۹، در بسیاری موارد به همراه الثاني (در توصیف غزوۀ زنجیرها [غزوة ذات السَلاسِل در سال ۱۲/۶۳۳])، آنجا که لقب فلان و فلان نیز دیده میشود.
7.. همان.
8.. See: the example in Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۵, n. ۱۲۲.
9.. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۹۵، ش۸۶، و قس:
Goldziher, "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi‘iten,” ۳۰۰.
10.. تفسیر عیاشی، همان.
11.. ن.ک: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۱۶، ش۱۵۵، و پ.۳ از مصحّح؛ ج۲، ص۱۴۲، ش۱۱؛
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲-۳ and n. ۱۰۸.