221
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

نوع دیگر القاب آنهایی هستند که بار توهین‌‌آمیزشان سبک‌‌تر است. شاید رایج‌‌ترین مثال واژه فُلان باشد. این واژه هنگامی که به‌‌تنهایی می‌‌آید به ابوبکر اشاره دارد؛۱ هنگامی که دوتایی ظاهر می‌‌شود ناظر به ابوبکر و عمر است؛۲ و هنگامی که به صورت سه‌‌تایی پیش می‌‌آید، به این دو نفر به علاوه عثمان اشاره دارد.۳ این لقب در شکل مؤنث آن (فُلانَة) به عایشه یا حفصه۴ برمی‌‌گردد. لقب دیگری که کمتر دیده می‌‌شود، بنو فُلان است.۵

استفاده از صفات شمارشی برای اشاره به سه خلیفه نخست ـ الأول («اولی» یعنی ابوبکر)؛۶ الثاني («دومی» یعنی عمر)؛۷ و الثالث («سومی» یعنی عثمان) ــ نیز رایج است. القاب رَجُلان (دو مرد) و رَجُلان مِن قریش (دو مرد از [قبیله] قریش) نیز برای ابوبکر و عمر به کار گرفته می‌‌شوند.۸ از نِسبَةهای آنان نیز استفاده می‌‌شود، همچون التَیمي (برای ابوبکر که از زیرقبیله قریشی تَیْم است)۹ و العَدَوي (برای عمر که از نسل بنو عَدی بود).۱۰ سرانجام اینکه، واژه‌‌های متعددی وجود دارند که با بازی با کلمات، عکس کردن حروف و غیره به وجود آمده‌‌اند: رُمَعْ (وارونه اسم عمر)۱۱، بنو السِباع (بنو العباس با جابه‌‌جایی یکی از

1.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۸، ش۹. کاربرد این لقب آن‌قدر رایج است که نشان دادن آن با نمونه‌های بیشتر غیرضروری است.

2.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۱، ص۱۷۴، ش۲۰؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۶۹، ش۶۴ و قس:
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۴.

3.. برای نمونه ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۲۲۲، ش۹.

4.. این مورد در فصل ۱، ذیل عنوان ۴ـ۱ـ۱ به‌تفصیل بحث ‌شد.

5.. برای نمونه، ن.ک: روایتی که در فصل ۵، آخر بخش ۲ـ۱ نقل می‌شود.

6.. تفسیر قمی، ج۲، ص۴۳۴-۴۳۹، در بسیاری موارد به همراه الثاني (در توصیف غزوۀ زنجیرها [غزوة ذات السَلاسِل در سال ۱۲/۶۳۳])، آنجا که لقب فلان و فلان نیز دیده می‌شود.

7.. همان.

8.. See: the example in Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۵, n. ۱۲۲.

9.. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۹۵، ش۸۶، و قس:
Goldziher, "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi‘iten,” ۳۰۰.

10.. تفسیر عیاشی، همان.

11.. ن.ک: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۱۶، ش۱۵۵، و پ.۳ از مصحّح؛ ج۲، ص۱۴۲، ش۱۱؛
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲-۳ and n. ۱۰۸.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
220

نیز به وی برمی‌‌گردد.۱ خلیفه عثمان لقب نَعْثَل («احمق» یا «درازریش»)۲ و سامري هذه الأمّة (سامری این امت)۳ را دریافت می‌‌کند.۴

بعضی اوقات القاب منفی به چندین شخصیت یا به کل یک گروه با هم اشاره دارد، مانند: أربعةُ ملوکٍ مِن قُرَیش («چهار شاه از [قبیله] قریش»)، که ظاهراً به سه خلیفه نخست و معاویه اشاره دارد؛۵ یا الأفجرَان مِن قُرَیش (دو خاطی بزرگ از [قبیله] قریش)، که به دو خانواده قریش که شیعه از آنها نفرت داشتند برمی‌‌گردد: بنو مُغیرَه و بنو أمَیَّه،۶ یا براساس روایتی دیگر، به دیگر خانواده‌‌های این قبیله که در کنار امویان به نام ذکر نشده‌‌اند.۷ این نمونه آخری (مانند مورد زُرَیق، که در بالا از آن بحث شد) نشان می‌‌دهد که واژه‌‌های رمزی همیشه به یک روش تفسیر نمی‌‌شدند. این نشان‌‌دهنده آن است که حداقل برخی از این القاب در یک زمان به افراد مختلف اشاره می‌‌کردند یا اینکه در گذر زمان تفسیر اصلی آنها هم از بین می‌‌رفت.

1.. ن.ک: بالا، فصل۱، پ. ۱۰۸. [[در این ارجاع اشتباهی رخ داده است. پانوشت ۱۰۸ از فصل اول متن انگلیسی کتاب ربطی به این موضوع ندارد. ظاهرا منظور پانوشت ۱۰۹ همین فصل بوده که در بالا (با شمارۀ ۶۷) ترجمه شده است (و.)]].

2.. هر دو معنا در قاموس‌ها آمده‌اند (اگرچه به نظر می‌رسد در رابطه با عثمان معنای دوم مد نظر بوده است): الف) نَعثَل پیر احمق است ( نعثل الشیخ الأحمق)؛ و ب) نعثل مردی از اهالی مصر بود و گفته شده که وی ریش بلندی داشت و شبیه عثمان بود .... و تحقیرکنندگانِ عثمان او را نعثل صدا می‌زدند ... و دشمنان عثمان نیز او را نعثل می‌نامیدند؛ زیرا وی را به آن مصری تشبیه می‌کردند...»؛ قس: فخر الدین الطریحی البحرانی، مجمع البحرَین فی قَطع النَیِّرَین، ص۵۱۰، ش۹. دربارۀ این لقب در تفاسیر امامیه ن.ک: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۱۶، ش۱۵۵، و قس:
Goldziher, "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi‘iten,” ۳۰۲; Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۴.

3.. ن.ک: پ. ۶۷.

4.کاربرد این القاب و عناوین در حجم گستردۀ میراث شیعی بسیار کم‌بسامد و نادر است. ضمن آنکه همگی عباراتی مبهم و غیرصریح هستند که قابلیت صدق بر مصادیق دیگری را هم دارند.

5.. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۴۳، ش۱۴؛ معنای منفی واژۀ مُلوک در سیاقی که در آیۀ ۱۸ سورۀ هود تفسیر می‌شود آشکار می‌گردد: «و چه کسی شرورتر است از آن که بر خدا دروغ می‌بندد؟» (وَمَنْ اظْلَمُ مِمَّنْ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً). و اما برای تطبیق مُلوک با چهار نفری که در اینجا ذکر شدند، ن.ک: الکاشانی، الصافی فی تفسیر القرآن، ص۲۵۲، ش۷، که محلاتی، در حاشیۀ خود بر تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۴۳، به آن ارجاع می‌دهد.

6.. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۲۹، ش۲۲-۲۳. در حدیث دوم از مخزوم، جدّ بنو مُغیرَه، یاد می‌شود؛ نیز قس: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۸۴، ش۳۱.

7.. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۹۸، ش۹۹.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17237
صفحه از 416
پرینت  ارسال به