اینها این است که هر شیعهای با این واژههای رمزی که جزئی جداییناپذیر از تربیت دینی اخلاقی او هستند، آشناست.
زبان رمزی دربردارنده القاب تحقیرآمیزی است که متوجه دشمنان شیعه، بهویژه سه خلیفه نخست، دو همسر محمد[[ص]] ـ حفصه و عایشه ــ و بنو امیه و بنو عباس است.۱
بسیاری از واژگان زشت مورد بحث در سطور بعدی، توسط محققان پیشین جمعآوری شدهاند. گلتسیهر یک مقاله کامل به این پدیده اختصاص داده۲ و در کتاب خود، درباره تفسیر قرآن، دوباره به آن ارجاع داده است. پس از وی کُلبرگ در بررسی خود درباره موضع امامیه در قبال صحابه پیامبر[[ص]] به این مسئله پرداخت.۳ بنابراین آنچه در ذیل میآید چکیدهای است از حجم انبوهی از کارهای آنان، به علاوه نمونههایی که در جریان پژوهش حاضر از لابهلای تفاسیر متقدم امامی و نگاشتههای غیر تفسیری کشف گردیدند.
نمونهای از اولین نوعِ این القاب حَبتَر (روباه) است که معمولاً برای ابوبکر۴ ”به خاطر حیلهگری
1.بیگانگی این قبیل روایات از آموزۀ مهم تقیه، که نویسنده در صفحات پیشین به عنوان بارزترین جلوۀ تشیع از آن یاد کرد، این احتمال را تقویت میکند که در واقع غالیان مسئول جعل و انتشار چنین مضامینی باشند.
2.. "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi’iten,” in I. Goldziher, Gesammelte Schriften (Hildesheim, ۱۹۷۰), ۴: ۲۹۵-۳۰۸.
3.. As well as in his article, Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲-۵.
4.. تفسیر قمی، ج۱، ص۲۱۴، ش۱۰؛ ج۲، ص۲۰۷، ش۱۸۸؛ ج۲، ص۳۲۶، ش۱۵. اما قس: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۳، ش۱۹، که در آن لقب حَبتَر برای عمر به کار میرود درحالیکه لقب زُرَیق، که معمولاً برای عمر به کار میرود (ن.ک: پایین)، در تفسیر عیاشی (ج۲، ص۲۴۳، ش۱۹ و ج۲، ص۲۹۷، ش۹۵) به ابوبکر نسبت داده میشود. در این باره ن.ک: توضیح مجلسی که کلبرگ نیز آن را آورده است:
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲ and n. ۱۰۲;
و قس: عبارت نُصَیری که در ذیل نقل میشود و درآن عمر ظاهراً با لقب حَبتَر مورد اشاره قرار میگیرد؛ چراکه نامش در کنار کسی که عتیق معرفی میشود، میآید (عتیق کسی است که [از آتش دوزخ] رها میشود، یعنی ابوبکر): فيقولون قد خَسِرنا وخِبنا بِعَتیق وحَبتر المغرور («آنها [که از مسیر شیعه منحرف شدند] خواهند گفت: ما گم شدهایم و امیدمان به خاطر عتیق [= ابوبکر] و حَبتَر [= عمر]، که از توصیۀ فاسد قلب خود پیروی میکند، ناکام ماند» (ابو سعید میمون بن القاسم الطبرانی، سبیل راحة الأرواح ودلیل السُرور والأفراح إلی فالق الاصباح المعروف بمجموع الأعیاد، تص. ر. اشتروتمان (R. Strotthmann)، در مجلۀ دِر اسلام (Der Islam) ۲۷، ۱۹۴۶، ص۵۹، ش۱۴). برخی دیگر از القابی که بحث خواهند شد نیز در این کتاب نُصیری دیده میشوند، و همچنین در نگاشتههای اسماعیلیه (ن.ک:
Goldziher, "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi‘iten,” ۲۹۶-۷),
که نشان میدهد تا چه حد این حرفهای رکیک، حتی در محفلهای غیر امامی، شایع بودهاند.