217
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

اینها این است که هر شیعه‌‌ای با این واژه‌‌های رمزی که جزئی جدایی‌‌ناپذیر از تربیت دینی  اخلاقی او هستند، آشناست.

زبان رمزی دربردارنده القاب تحقیرآمیزی است که متوجه دشمنان شیعه، به‌‌ویژه سه خلیفه نخست، دو همسر محمد[[ص]] ـ حفصه و عایشه ــ و بنو امیه و بنو عباس است.۱

بسیاری از واژگان زشت مورد بحث در سطور بعدی، توسط محققان پیشین جمع‌‌آوری شده‌‌اند. گلتسیهر یک مقاله کامل به این پدیده اختصاص داده۲ و در کتاب خود، درباره تفسیر قرآن، دوباره به آن ارجاع داده است. پس از وی کُلبرگ در بررسی خود درباره موضع امامیه در قبال صحابه پیامبر[[ص]] به این مسئله پرداخت.۳ بنابراین آنچه در ذیل می‌‌آید چکیده‌‌ای است از حجم انبوهی از کارهای آنان، به علاوه نمونه‌‌هایی که در جریان پژوهش حاضر از لابه‌‌لای تفاسیر متقدم امامی و نگاشته‌‌های غیر تفسیری کشف گردیدند.

نمونه‌‌ای از اولین نوعِ این القاب حَبتَر (روباه) است که معمولاً برای ابوبکر۴ ”به خاطر حیله‌‌گری

1.بیگانگی این قبیل روایات از آموزۀ مهم تقیه، که نویسنده در صفحات پیشین به عنوان بارزترین جلوۀ تشیع از آن یاد کرد، این احتمال را تقویت می‌کند که در واقع غالیان مسئول جعل و انتشار چنین مضامینی باشند.

2.. "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi’iten,” in I. Goldziher, Gesammelte Schriften (Hildesheim, ۱۹۷۰), ۴: ۲۹۵-۳۰۸.

3.. As well as in his article, Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲-۵.

4.. تفسیر قمی، ج۱، ص۲۱۴، ش۱۰؛ ج۲، ص۲۰۷، ش۱۸۸؛ ج۲، ص۳۲۶، ش۱۵. اما قس: تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۳، ش۱۹، که در آن لقب حَبتَر برای عمر به کار می‌رود درحالی‌که لقب زُرَیق، که معمولاً برای عمر به کار می‌رود (ن.ک: پایین)، در تفسیر عیاشی (ج۲، ص۲۴۳، ش۱۹ و ج۲، ص۲۹۷، ش۹۵) به ابوبکر نسبت داده می‌شود. در این باره ن.ک: توضیح مجلسی که کلبرگ نیز آن را آورده است:
Kohlberg, "Some Imāmī Shī‘ī Views on the Ṣaḥāba,” ۱۶۲ and n. ۱۰۲;
و قس: عبارت نُصَیری که در ذیل نقل می‌شود و درآن عمر ظاهراً با لقب حَبتَر مورد اشاره قرار می‌گیرد؛ چراکه نامش در کنار کسی که عتیق معرفی می‌شود، می‌آید (عتیق کسی است که [از آتش دوزخ] رها می‌شود، یعنی ابوبکر): فيقولون قد خَسِرنا وخِبنا بِعَتیق وحَبتر المغرور («آنها [که از مسیر شیعه منحرف شدند] خواهند گفت: ما گم شده‌ایم و امیدمان به خاطر عتیق [= ابوبکر] و حَبتَر [= عمر]، که از توصیۀ فاسد قلب خود پیروی می‌کند، ناکام ماند» (ابو سعید میمون بن القاسم الطبرانی، سبیل راحة الأرواح ودلیل السُرور والأفراح إلی فالق الاصباح المعروف بمجموع الأعیاد، تص. ر. اشتروتمان (R. Strotthmann)، در مجلۀ دِر اسلام (Der Islam) ۲۷، ۱۹۴۶، ص۵۹، ش۱۴). برخی دیگر از القابی که بحث خواهند شد نیز در این کتاب نُصیری دیده می‌شوند، و همچنین در نگاشته‌های اسماعیلیه (ن.ک:
Goldziher, "Spottnamen der ersten Chalifen bei den Schi‘iten,” ۲۹۶-۷),
که نشان می‌دهد تا چه حد این حرف‌های رکیک، حتی در محفل‌های غیر امامی، شایع بوده‌اند.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
216

شود و تبدیل به امتیازی انحصاری برای برگزیدگان گردد. گاهی هم از یک ضرورت حیاتی سرچشمه می‌‌گیرد. به عبارت دیگر، اقلیت‌‌های دینی و اعتقادی شاید از اظهار کردن آشکارا و بی‌‌محابای عقایدی که برای اکثریت حاکم غیر قابل‌‌ قبول‌‌اند، احساس خطر کنند. به نظر می‌‌رسد که در میان شیعیان امامی، کاربرد زبان رمزی در وهله نخست به جهت ترس از اکثریت حاکم بوده است.۱ و در حقیقت، نظر به اینکه شیعه امامیه در تمام طول تاریخ خود زیر سلطه اهل سنّت رشد کرد، لازم بود تا از فنون ماندگاری، هم در زندگی روزانه خود و هم در زمانی که آموزه‌‌های دینی خود را مکتوب می‌‌ساخت، استفاده کند. علمای امامیه می‌‌بایست بر ریسمانی بسیار باریک گام می‌‌زدند: از یک سو، می‌‌کوشیدند تا هر زمان که ممکن است، از بیان مقاصد حقیقی خود درنگذرند؛ از سوی دیگر، باید مطمئن می‌‌شدند که اظهار چنین عقایدی خشم رقیبانِ سنّی‌‌شان را برنمی‌‌انگیزد. این یکی از بارزترین جلوه‌‌های آموزه تقیّه است.

زبان رمزی در سنت تفسیری امامیه، در دو سطح هویداست. یک سطح، بنا بر اعتقاد مفسران، از آغاز در خود قرآن بوده است. عبارات مبهم قرآنی از قبیل الجِبت والطاغوت، الفَحشاء والمُنکَر و دیگر عباراتی که پیش از این ذکر شدند، مربوط به این سطح‌‌ می‌‌شوند. سطح دوم آن است که خودِ مفسر قرآن اضافه می‌‌کند. اگر به جست‌‌وجوی روش مفسر در پرده‌‌برداری از معنای عبارات مبهم بپردازیم، اغلب کشف می‌‌کنیم که مفسر نه‌‌تنها از نشان دادن رمزهای متن پرهیز می‌‌کند، بلکه در عمل آنها را از ما پنهان هم می‌‌کند. مفسر هرگز به‌‌صراحت ادعا نمی‌‌کند که عباراتی همچون آنهایی که ذکرشان گذشت، به ابوبکر، عمر یا دیگر دشمنان شیعه اشاره دارند، بلکه به واژه‌‌های رمزی از قبیل «اولی» و «دومی»، حَبتَر و زُرَیق و غیره متوسل می‌‌شود. به عبارت دیگر، گذار از لایه پنهان قرآن به لایه آشکارِ تفسیرْ مستقیم نیست؛ بلکه دست‌‌خوشِ جریان دیگری از رمزگذاری است. فرض پنهان در ورای

1.. در این باره، نکته‌سنجی ابن قتیبه حاوی نکات مفیدی است. این عالم که از هیچ فرصتی برای بدنام کردن شیعه فروگذار نمی‌کند، این‌گونه اظهار نظر می‌کند: «تنها آنها که از اظهار کردن دشمنی خود می‌ترسند، به القاب و سخنان دوپهلو متوسل می‌شوند» (وَإنّما یَکنی هذه الکنایة من یَخاف المُبادات وَیُحتاج إلی المُداجات)، تأویل مشکل القرآن، ص۲۶۱.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18596
صفحه از 416
پرینت  ارسال به