بر این، تفسیر آیه به اینکه ناظر به مودّة است، و نه مَوؤدة، مشکل سازگاری ابتدای آیه با انتهای آن را به وجود میآورد. چگونه میتوان تبیین کرد که، نظر به تفسیر امامیه، فعل قُتِلَتْ ("[آن دختر] کشته شد") به مَوَدّة اشاره دارد؟ در این نقطه مفسران چرخش خود را آغاز میکنند. بر اساس یک قول، فعل قُتِلَتْ از سیاق نحوی خود بیرون آورده میشود تا به همه آنها که به خاطر محبتشان به شیعه کشته شدند اشاره کند (مَنْ قُتِلَ في مَوَدَّتِنا).۱ بر اساس قولی دیگر، این فعل به قاتلان خویشاوندان پیامبر۲، و بر اساس تفسیر سومی، به قاتلان خود محبّت اشاره دارد ( قَتَلُوا [!] مَوَدَّتَنا).۳
چنین تفسیرگریهایی در سنت تفسیری امامیه مرسوم است. افزون بر این، بررسی روایات تفسیری امامی نشان میدهد که عالمان امامی عملاً این گونه از تفسیرگریهای نپذیرفتنیِ خارج از سیاق آیات را جایز شمردهاند. عیاشی یک حدیث امامی از این قبیل را در مقدمه خود بر تفسیرش نقل میکند: ”یک آیه ممکن است [قسمت] اوّل آن به [یک] موضوع، [قسمت] وسط به موضوعی [دوم] و بخش آخر به موضوعی [سوم] اشاره کند" ( إنَّ الْآیَةَ لَتَنْزِلُ أوَّلُها فِي شَیءٍ وَأوْسَطُها في شَیْءٍ وَآخِرُها في شَیْءٍ).۴ این روایت بهروشنی نشان میدهد که بنا بر روش تفسیری امامیه تفسیر پاره آیات یا عبارات مجزا، بدون بهرهگیری از سیاق، مخلّ نیست؛ زیرا هنگامی که قرآن نازل شد شامل آیاتی میشد که در یک زمان با موضوعات مختلف سروکار داشتند.۵
۲. اهتمام به رمزگشایی از عباراتِ مجهول المرجع و مبهم (مبهمات)
گلتسیهر پیش از این نوشته است که سنت تفسیر قرآن از همان اولین مراحلش، بر تفسیر عبارات مجهولالمرجع و مبهم (مبهمات) قرآن متمرکز شد. مفسران این کار را وظیفه خود شمردند که نامهای افراد و مکانهایی را که در متن نامعلوم رها شدهاند، کشف کنند (تَعیین
1.. تفسیر فرات، ص۲۰۳، ش۲۳؛ تفسیر قمی، ج۲: ص۴۰۷، ش۱۴.
2.. تفسیر فرات، ص۲۰۴، ش۲ و ۵.
3.. تفسیر فرات، ص۲۰۴، ش۸. نیز ن.ک: محمد بن المرتضی الکاشانی، الصافی فی تفسیر القرآن، ص۵۴۳، ش۷ـ۸.
4.. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۱، ش۲.
5.توجه به سیاق در تفسیر متن، هرچند اصلی زبانی در فهم متون است و بدون توجه به آن فهم متن دچار مشکل میشود، اما عبارتهای زیادی در دل یک متن وجود دارد که میتواند معنای مستقلی داشته باشد و با سیاق ناسازگار نباشد. در این باره ن.ک: زهره اخوان مقدم، «معناداری بخشی از آیه یا آیات هم در سیاق و هم خارج از سیاق»، مطالعات قرآن و حدیث، دورۀ ۹، ش۱۷، زمستان ۱۳۹۴.