وجود دارد که قدیمیترین شواهد متنیِ آن در اواسط قرن ششم/دوازدهم، حدود صد و پنجاه سال پس از وفات مؤلف استنساخ شده است. این اثر به دو شکل مختصر و طویل موجود است که شکل مختصرتر آن در واقع خلاصهای است که قدمت آن به قرن هفتم/سیزدهم میرسد. همچنین از قرن نهم/پانزدهم شکل خلاصهشده دیگری از این متن در میان نسخههای خطی پدیدار میشود. مدتی پس از تألیفِ اثرِ تفسیریِ بزرگترِ حقائق التفسیر، سُلَمی تفسیر مختصری را هم به عنوان ضمیمه اثر قبلی با نام زیادات حقائق التفسیر نوشت که پس از سال ۳۷۰/۹۸۰ تألیف شده است.۱
از دیدگاه سُلَمی، تا زمان وی هیچ تفسیر جامعی که شامل راههای عرفانی قرائت قرآن باشد نوشته نشده بود. بنابراین او در صدد برآمد تا هر آنچه را میتواند از تعلیقهها و گفتههای مرتبط در منابع شفاهی و مکتوب بیابد و به شکل منظم گردآوری کند و مطالب را در قالب یک تفسیر ترتیبی از قرآن سامان دهد. دو اثر مکتوب اصلی که سلمی از آنها نقل میکند تعلیقههای پراکنده ( ایات مُتَفَرِّقَة) منقول از ابن عطاء (د. ۳۰۹/۹۲۱-۹۲۲ یا ۳۱۱/ ۹۲۳-۹۲۴) و تعلیقههای منقول از جعفر صادق[[ع]] بودند. غیر از این دو، سُلَمی از منبع تفسیری دیگری نام نمیبرد که از آن مطالب زیادی نقل کرده باشد، گرچه بررسی درباره چگونگی استفاده او از اِسناد، منابع دیگری را آشکار میکند که در تألیفِ تفسیریِ او نقش داشتهاند.۲
هنگامی که سُلَمی بدون اِسناد نام جعفر[[ع]] را ذکر میکند، از او با عناوین جعفر الصادق، الصادق، جعفر بن محمد، یا جعفر یاد میکند، و بهوضوح او را از جعفر بن محمد
1.. See: Böwering, "Qurʾān Commentary,” ۴۳-۵۰, idem, ed., The Minor Qurʾān Commentary of Abū ʿAbd ar-Raḥmān Muḥammad b. al-Ḥusayn as-Sulamī (d. ۴۱۲/۱۰۲۱) (Beirut: Dar el-Machreq, ۱۹۹۵), ۱۵-۲۱.
2.. See: Böwering, "Qurʾān Commentary,” ۵۱-۵۳.